افراط گرایی و کابوس مشارکت سیاسی زنان

آزاده دواچی
آزاده دواچی

ثبت نام از کاندیداهای مجلس دهم بالاخره به پایان رسید. آن چیزی که با سال های گذشته متفاوت بود حضور چشمگیر زنان در شهرهای مختلف برای شرکت در دهمین دوره ی انتخابات مجلس بود. در همین حال “کمپین تغییر چهره مردانه مجلس” که از ماه های گذشته فعالیت خود را برای حمایت از زنان در کاندیداتوری مجلس شروع کرده است، با بیانیه ای از حضور بی سابقه زنان برای کاندیداتوری مجلس تقدیر به عمل آورده است. در این بیانیه آمده است “طبق اعلام رسمی وزارت کشور تعداد زنانی که ثبت‌نام کرده‌اند از مرز ۱۴۳۰ نفر هم گذشت و افزون بر آن تعدادی از مردان برابری‌طلب هم با استقبال از کمپین تغییر چهره مردانه مجلس به عنوان کاندیدا ثبت‌نام کردند. افزایش نزدیک به چهار برابری تعداد زنان ثبت‌نام‌کننده نسبت به دوره قبل، در سی و هفت سال گذشته بی‌سابقه است و بالاترین میزان مشارکت زنان در کلیه ادوار مجلس شورای اسلامی به شمار می‌رود. این تعداد از زنان درحالی وارد کارزار انتخابی مجلس شدند که نه تنها شرایط کاندیداشدن نمایندگی مجلس سخت‌گیرانه‌تر شده - به طوری که از سال ۱۳۹۰ به این سو، شرایط کاندیداتوری مجلس از مدرک لیسانس (و پنج سال کار اجرایی) به داشتن مدرک فوق لیسانس برای عموم زنان (به جز نمایندگان سابق مجلس) تغییر کرده است - بلکه طی چند ماه گذشته، برخی که گویا خود را مالکان انحصاری این سرزمین می‌دانند، با بیان مطالبی تهدیدآمیز نسبت به مشارکت گسترده زنان، فضای انتخاباتی را به فضایی امنیتی تبدیل کرده‌اند.”

نگاهی به کارزار انتخاباتی و فعالیت های کمپین تغییر چهره مردانه مجلس از یک سو و از سوی دیگر مشارکت بالای زنان در این کارزار، در واقع پاسخ مثبت دادن به مشارکت سیاسی زنان و بالا بودن انگیزه آنان برای تغییر در قوانین تبعیض آمیز موجود است. این مساله در حالی است که با سخت گیری هایی که در تعیین صلاحیت نمایندگان زن وجود دارد، همچنان بسیاری از آنان ممکن است رد صلاحیت شوند، اما این حضور گسترده برای ثبت نام و ورود به کارزار انتخاباتی، پیامی برای قانون گذاران است که زنان برای ایجاد تغییر در حوزه مشارکت سیاسی و بهبود شرایط شان، جدی هستند.

افزایش مشارکت سیاسی زنان در انتخابات امسال درحالی است که در چند هفته گذشته، زنان در عربستان سعودی هم برای اولین بار قادر به شرکت در انتخابات شوراها شدند. با وجود سختگیری های قانونی و عرفی، تعدادی از زنان در عربستان سعودی کمپینی را برای حمایت زنان در انتخابات تشکیل دادند. همین امر موجب شد که با وجود موانع زیادی که زنان برای سهم داشتن در مشارکت سیاسی داشته اند، از جمله: همراهی مردان هنگام سخنرانی زنان کاندیدا، محروم بودن از تبلیغ در مکان های عمومی، و یا سخن گفتن از پشت پرده، و نظایر این محدودیت ها. با این وجود اما میزان تلاش آنها برای مشارکت در انتخابات، نشان از افزایش ایستادگی شان است. تحلیل گر واشنگتن پست در خصوص مشارکت سیاسی زنان در انتخابات بر این باور است که در بافت عربستان سعودی هر قدمی، حتا اندک، اهمیت دارد و یا در آینده اهمیت خود را نشان خواهد داد. عبدالخالق عبدالله یکی از تحلیل گران سیاسی اماراتی بر این باور است که حضور زنان در انتخابات عربستان روزی تاریخی را رقم زده است او می گوید که حتا اگر یک زن هم در انتخابات رأی بیاورد، همین کافی است.

با این که فعالیت زنان در ایران متفاوت از عربستان است اما مشارکت سیاسی زنان به خصوص در تغییر چهره مردانه مجلس نیز بدون هزینه نبوده و نخواهد بود. با وجود آن که در سال های گذشته فعالان زنان تلاش خود را برای تغییر در سطح مشارکت سیاسی زنان بدون وقفه ادامه داده اند، که البته دستاوردهای زیادی هم داشته است، اما همچنان با موانع زیادی به خصوص در سطح مشارکت سیاسی مواجه اند. وارونه جلوه دادن فعالیت زنان و تعریف این فعالیت های مدنی و قانونی به عنوان اهداف براندازانه و متکی به ایادی استکبار، نمونه ای از سنگ اندازی های اخیر جناح اقتدارگرا بوده است. این مانع تراشی ها تنها محدود به فعالان حقوق زن و انجمن های مدنی زنان و دیگر نهادهای مربوطه نبوده است بلکه این بار معاون رئیس جمهوری خانم “شهیدخت مولاوردی” را هم نشانه رفته است تا جایی که اعتراض ایشان را هم برانگیخت. در مطلبی که در روزنامه ی یالثارات منتشرشده است، “معاون رئیس جمهور “همپالگی” برخی از فعالان حقوق زنان معرفی شده که این نشریه آنها را با لفظ “فاحشه” مورد خطاب قرار داده است. یالثارات در این مطلب، با تیتر “دیوار شکسته و زن سلیطه”، از حسن روحانی رئیس جمهور به خاطر “مسلط کردن” چنین مسئولی بر “گردن زنان” انتقاد کرده است.”

در پاسخ به این نشریه خانم مولاوردی در کانال تلگرام خود نوشته است که ادبیات یالثارات نشان می دهد “مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان برای تعیین سرنوشت خود و کشورشان چه هزینه‌هایی به همراه دارد و زنان به استقبال چه مخاطرات و هزینه‌هایی می‌روند”.

اما روزنامه یالثارات که ظاهراً حتا از توهین به معاون رئیس جمهوری که قطعاً باید از لحاظ قانونی خلاف باشد، ابایی ندارد و حتا در پاسخ به جوابیه خانم مولاوری، به تهمت زنی های خود ادامه می دهد و در مطلبی که چند ساعت بعد از واکنش معاون رئیس جمهور در ارگان انصار حزب الله منتشر شد، به وی توصیه کرد که «اگر از توهین های این نشریه به “همپالگی” های خود ناراحت است، از کشور خارج شود و به نزد آنها به لندن برود»! در همین نشریه فعالیت و حمایت خانم مولاوردی با فعالان زنان برای ارتقای مشارکت سیاسی زنان را نوعی متعلق بودن ایشان به گروه برانداز معرفی کرده است! نکته جالب اینجاست که این نشریه با نشانه رفتن خانم مولاوردی و دیگر فعالان زنان خشم خود را از مشارکت سیاسی زنان در انتخابات با توهین و تهمت و مواجهه غیرقانونی نسبت به معاون رئیس جمهور به علت زن بودن و دیگر زنان به دلیل تلاش برای حضور در نمایندگی مجلس است!

نگاهی به قدرت داشتن این گروه ها در ایران و خشم آنها از فعالیت های زنان به خصوص در کاندیداتوری مجلس نشان می دهد که به دلیل مردانه بودن ساختار سیاسی و نظام قدرت در ایران، هر نوع مشارکت و فعالیت زنان و خارج شدن از این روابط تبعیض آمیز برای زنان هزینه های زیادی را در پی خواهد داشت. از سوی دیگر مشابه زنان در کشورهای دیگر خاورمیانه، به خصوص در کشورهایی که هنوز بنیادگرایی دینی در نظام و ساختار سیاسی کشور فرمالیزه شده است، مشارکت زنان در به هم زدن این نظم به منزله ی ایستادگی در برابر گفتمان مسلط ساختار سیاسی مردانه است. در کشورهایی که انحصار طلبی مردانه و در دست گرفتن قدرت به خصوص از سوی گروه های تندرو و محافظه کار، با هدف تسلط بر کل جامعه صورت می گیرد طبعاً فعالیت زنان در این ساختار، یعنی شکستن نظم موجود و ورود به صحنه مبارزات سیاسی، و در نهایت، ایجاد توازن قدرت در این بافت متصلب و تبعیض آمیز است. در چنین ساختارهایی، گروه های محافظه کار کابوس حضور فعال زنان را دارند، چرا که این حضور می تواند به معنای خاتمه انحصارطلبی و سلطه گرایی بر گروه های مختلف جامعه به ویژه زنان و فرودستان باشد. خشم نیروهای محافظه کار در خصوص فعالیت زنان در ایران و برای کاندیدتوری مجلس هم از این امر سرچشمه می گیرد. به خصوص که با مربوط کردن گروه ها و فعالیت های آنان به مسایل حساس امنیتی، سعی در حذف زنان از فرایند این مشارکت ها دارند. از دیدگاه این نوع از گروه ها حتا حمایت معاون رئیس جمهور از مشارکت زنان، که از قضا به بهتر شدن گفتمان و فضای سیاسی کمک خواهد کرد، نوعی حمایت از دشمنان و گروه های برانداز خارجی است!

حال باید از این گروه ها پرسید که چرا مساله مشارکت زنان در چهارچوب قانونی کشور که به بهتر شدن گفتمان سیاسی نهادها کمک خواهد کرد برای آنها امری غیر قابل پذیرش است؟ آیا مشارکت سیاسی زنان و جایگزینی قوانین بهتر، فضای روشن تری را در اجتماع برای گفتمان های سیاسی باز نخواهد کرد؟ آیا مخالفت با حضور برابر زنان، نوعی تقویت تسلط گرایی و دیکتاتوری در نظام سیاسی نیست؟ چه تفاوتی میان این نگاه و نگاه افراطی گروه هایی مثل داعش وجود دارد که هر نوع فعالیت زنان را در اجتماع بر نمی تابند؟

با این حال به نظر می رسد که مخالفت و سنگ اندازی برای حضور گسترده زنان دلیلی به جز بسط و تقویت گفتمان خشونت، تسلط انحصاری بر همه ارکان کشور ندارد. همین امر، یعنی قدرت انحصاری نیروهای محافظه کار و تلاش برای حذف زنان از تمامی ساختارهای سیاسی و مدنی، بار دیگر اهمیت کمپین تغییر چهره مردانه مجلس را پُر رنگ تر می کند. به نظر می رسد که زنان نه تنها در ایران بلکه در کل منطقه خاورمیانه با آگاه شدن به این اهمیت، رفته رفته مشارکت سیاسی خود را توسعه می بخشند. آن ها دریافته اند که به دلیل قدرت گرفتن محافظه کاران تندرو و حضور گروهای چون داعش در سطح منطقه، اهمیت مشارکت سیاسی برا ی پیش گیری از همین اقتدارگرایی، دو چندان می شود. طبعاً کمپین هایی چون کمپین تغییر چهره مردانه مجلس که همین هدف را دنبال می کنند نقش مهمی را در این میان بر عهده گرفته اند و امید می رود که با توسعه ی اهداف شان بتوانند بر سرنوشت زنان ایرانی و سایر زنان در منطقه خاورمیانه تاثیر مثبتی بگذارند.

 

منابع:

لینک 1

لینک 2

لینک 3

منبع: مدرسه فمینیستی