پرخاشگری و سامان اجتماعی

فریبا داوودی مهاجر
فریبا داوودی مهاجر

هر ساله حدود۶۰۰ هزار نفر در ایران دعوا میکنند و راهی پاسگاه نیروی انتظامی و دادگاه و پزشکی قانونی میشوند. به گزارش خبرآنلاین مسئولان سازمان پزشکی قانونی کشور گزارش داده اند، در سال گذشته ۶۱۷ هزار و ۳۵۸ نفر به دنبال وقوع نزاع به مراکز پزشکی قانونی مراجعه کرده اند که بیشترین آمار مراجعین مربوط به تیرماه با ۶۳ هزار و ۵۴۸ مورد و کمترین آن مربوط به دی ماه با ۳۶ هزار و ۸۸۵ مورد بوده است. البته آمار های نیروی انتظامی به مراتب کمتر از آمار سازمان پزشکی قانونی است. به طوریکه بر اساس آمار های مندرج در سالنامه آماری مرکز آمار ایران، سالانه به طور میانگین ۷۰ هزار پرونده نزاع و ضرب وجرح در حوزه استحفاظی نیروی انتظامی صورت می گیرد. 

 هر کدام ما که در ایران زندگی کرده ایم خاطره ای از بروز دعوا و مشاجره و کتک کاری در کوچه و محله و خیابان را به یاد می آوریم؛ دعواهایی که به بهانه های مختلف مردم را دور خود جمع میکرد و گاهی با رد و بدل شدن چند ناسزا و احیانا شاخ و شانه کشیدن به پایان نمی رسید و کار به کتک و کاری و کلانتری می کشید. حالا بگذریم از اولین دعواهایی که آخرین دعوا بود و پایانش به چوبه دار ختم می شد. 

“محمدعلی” در اعترافات خود عنوان کرده که: “در خانه نشسته بودم که برادر کوچکترم (سعید) وارد خانه شد و در حالی که گریه می‌کرد گفت دو نفر از دوستانم به اسامی مصطفی (مقتول) و مسعود، با دو تن از دوستانش درگیر شده و زمانی که وی به آنان (مصطفی و مسعود) اعتراض کرده، چند کشیده نیز به صورت او زده‌اند. از آنجائی که من با مصطفی و مسعود، دوستان صمیمی بودیم، از شنیدن این موضوع بسیار ناراحت شدم و بلافاصله همراه برادرم به در منزل مصطفی مراجعه کرده و به علت دعوای مصطفی و مسعود با برادرم، با آنان مشاجره کردم که ناگهان با یکدیگر درگیر شدیم. در زمان درگیری مصطفی یک چاقو از جیب خود خارج کرد و مسعود نیز یک چاقو و یک میله‌آهنی برداشت و من نیز به خاطر دفاع از خودم با چاقو چند ضربه به مصطفی زده و از محل متواری شدم. بعدا فهمیدم که مصطفی کشته شده و من به اتهام قتل دستگیر شدم. حالا خودم مجکوم به اعدام شده ام و پدر و مادر مقتول رضایت نمیدهند”. 

این روزها شنیدن و خواندن چنین حکایت هایی عجیب و غیر عادی نیست. کمتر روزی است که در صفحه حوادث روزنامه ها و وب سایت ها شاهد چنین اتفاقاتی نباشیم. اما سئوال اساسی اینجاست که ریشه دعوا و نزاع حداقل ۶۰۰ هزار  ایرانی در یک سال چیست؟ چه عللی موجب میشود که افراد به جای حل مشکل از طریق گفت و گو تا حد مرگ پیش میروند. 

کارشناسان معتقدند عواملی چون فقر، گرانی، بیکاری، اعتیاد، بیماری های روحی و روانی و احساس تنهایی موجب کاهش ضریب تحمل انسانها و ایجاد روحیه پرخاشگری میشود. البته سابقه اعمال خشونت خانگی و یاد گیری اجتماعی میتواند خشونت را در نسل های بعد بازتولید کند. میزان تحصیلات و سطح فرهنگی افراد نیز بر روی اعمال خشونت تاثیر دارد. همچنین دفاع از ناموس و شرف و غیرت از جمله عواملی است که افراد معمولی و عادی را به سمت خشونت سوق می دهد. مهاجرت نیز از جمله عوامل تاثیر گذار افزایش خشونت است. فردی که از محله و محیط و آشنایان فاصله گرفته، بدون هراس از قضاوت محلی به راحتی وارد دعوا و منازعه میشود و به دلیل احساس تنهایی به سرعت عصبانی می شود و از خشونت جسمی و کلامی برای تخلیه روانی خود استفاده میکند. هر چند که اختلافات مالی، خانوادگی وحقوقی و تصادفات رانندگی و گسترش آپارتمان نشینی،و مزاحمت های خیابانی هم از دلایلی است که روزانه موجب صدها دعوا در کوچه و خیابان میشود. 

بطور کلی می توان گفت عواملی که موجب کاهش سطح تحمل جامعه میشود میتواند بر روی گسترش روحیه خشونت تاثیر گذار باشد و چنین رویکردی نظم و انضباط اجتماعی را خدشه دار  و خانه و مدرسه و محیط کار را متشنج و نا آرام میکند.

 فقدان شادی و نشاط اجتماعی متغیر دیگری است که ضریب تحمل عمومی را پایین آورده و افراد را در مسیر عصبیت و تند خویی و نا آرامی قرار می دهد. 

به گزارش شرق “چندی پیش مردی به نام مهدی به پلیس مراجعه کرد و گفت مادرش به دست خواهرزنش کشته ‌شده ‌است. وقتی پلیس برای بررسی موضوع به آنجا مراجعه کرد پرستاران گفتند این زن مسن زمانی به بیمارستان آورده‌ شد که کار از کار گذشته  و زن فوت کرده بود. پلیس در ادامه به محل حادثه رفت تا آنجا را مورد بررسی قرار بدهد و طاهره، زنی که مادرشوهرش کشته ‌شده ‌بود مورد بازجویی قرار گرفت. او گفت: شوهرم با مادر و خواهرم اختلاف مالی داشت. آنها دومیلیون‌تومان از ما پول می‌خواستند و شوهرم می‌گفت این پول حق ‌آنها نیست. خواهرم در مغازه شوهرم با من درگیر شد و مادرم به کمک او آمد در این بین مادرشوهرم وارد مغازه ‌شد تا ما را از هم جدا کند. من نفهمیدم چه شد. او حالش بد شد و بر زمین افتاد من اصلا ندیدم چطور اتفاق افتاد. مهدی که شکایت اولیه را به پلیس ارایه داده ‌بود، گفت: من دیدم مادرم وارد مغازه شد تا دو خواهر را از هم جدا کند یکدفعه دیدم که مهسا خواهرزنم مادرم را هل داد و سر او به دیوار برخورد کرد و روی زمین افتاد بلافاصله مادرم را به بیمارستان بردم اما گفتند نمی‌شود کاری کرد. مهسا ادعای شوهرخواهرش را رد کرد و گفت: درگیری ما خیلی شدید نبود من و خواهرم با هم دعوا کردیم چون مهدی نمی‌خواست دومیلیون‌تومان پول ما را بدهد و بین من و خواهرم اختلاف انداخته‌ بود. درگیری من و خواهرم تمام شد. من بیرون آمدم و وسط راه دیدم مادرشوهر خواهرم قلبش گرفته و روی زمین افتاده‌ است. جلو رفتم ببینم چه شد یکدفعه مهدی آمد و گفت تو مادرم را کشتی من کاری می‌کنم که پلیس دستگیرت کند اما من این کار را نکردم. انکارها از سوی مهسا ادامه داشت تا اینکه پزشکی‌قانونی اعلام کرد مریم به دلیل برخورد سرش با جسمی سخت دچار خونریزی شدید مغزی شده و جانش را از دست داده ‌است. با اعلام این گزارش ماموران پلیس مهسا را بازداشت کردند. هرچند مهسا همچنان قتل و هل‌دادن مقتول را انکار می‌کرد کیفرخواست علیه او صادر و پرونده روز گذشته برای محاکمه به شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده ‌شد.”

خشونت و پرخاشگری دو روی یک سکه هستند. یکی از عواملی که موجب بکار گیری خشونت میشود یادگیری است. تبلیغات و رسانه و سیاستهای بکار گرفته شده به وسیله حاکمان در مقابل شهروندان، قانون و آموزش های عمومی در یادگیری خشونت و یا ترویج روحیه مدارا تاثیر دارد. عادی سازی خشونت ورزی از سوی حاکمان برای پذیرش بدون مقاومت خشونت از سوی شهروندان است و یادگیری زمانی که با مشکلات اقتصادی و اعتیاد و دیگر متغیرهایی که بر شمردم همراه شود نتیجه اش خشونتی افسار گسیخته است که حتی اعضا خانواده علیه هم اعمال میکنند.

 " نوربرت الیاس " معتقد است که خشونت پدیده‌ای است که در فرآیند اجتماعی شدن آموخته می‌شود. لذا بر اساس این نظریه محیط خانواده، مدرسه و تمام مکان‌های عمومی می‌تواند عامل و منشاء یادگیری رفتارهای خشونت‌آمیز باشد. کودکی که در خانه رفتار نابهنجار پدر علیه مادر خود را می‌بیند این رفتار را می‌آموزد و فکر می‌کند که برای رسیدن به خواسته‌های خود در آینده می‌تواند از خشونت و رفتارهای ناسالم استفاده کند. خشونتی که امروزه شاهدیم در خانواده اعمال میشودو جمهوری اسلامی آگاهانه از مقابله با آن خودداری میکند. خشونتی که در زندانها و انفرادی ها و بازجویی ها اعمال میشود و حکومت بر آن چشم میبندد. در چنین شرایطی طبیعی است که سالانه بیش از ۶۰۰ هزار نفر برای دعوا راهی پزشک قانونی شوند. 

رواج افکار کلیشه ای و توام با تعصب و خرافات از دیگر عواملی است که ضریب تحمل افراد را نسبت به شنیدن و یا دیدن عقیده و منش و رفتار دیگران پایین می آورد تا با کوچکترین مخالفتی اقدام به اعمال خشونت فیزیکی و یا کلامی و روانی کنند. سخنان پرخاشگرانه در مقابل عقیده دیگری منجر به بازتولید دیکتاتوری در مناسبات کلان جامعه میشود. خرد ورزی از جامعه رخت بر بسته و تعصبات جای آن را میگیرد. افرادی که تنها سخن خود را حق میدانند و حاضر به تحمل دیگران نیستند و از هر عملی برای حذف فیزیکی و غیر فیزیکی دیگران استفاده می کنند. 

فوکو معتقد است هر فرد می‌تواند از مزایای قدرت مشروع برخوردار باشد، اما طبیعتاً اگر شهروندان یک جامعه مرتباً در موقعیت‌های فرودستی قرار بگیرند امکان بروز رفتارهای خشن در آنها بیشتر می‌شود. بنابراین تنها قانون و نهادهای اجتماعی هستند که میتوانند ازتمایل به قدرت بی حد و حصر افراد جلوگیری کنند.انسانها خواهان کنترل و تسلط بر دیگران هستند، تنها آموزش و سلامت روانی و بهبود شرایط زیستی و به طور کلی سامان اجتماعی است که میتواند نه تنها این میل را کنترل کند بلکه آن را تبدیل به خردگرایی نماید که محصولش تولید هر چه بیشتر سرمایه اجتماعی، اعتماد، مشارکت و احترام در میان شهروندان است.