فعالان محیط زیست و چالشگران امنیت

فریبا داوودی مهاجر
فریبا داوودی مهاجر

عوضعلی کردان وزیر کشور جمهوری اسلامی ایران در آخرین اظهار نظر خود، مدافعان حقوق بشر، طرفداران ‏محیط زیست، فعالان زن و سایر نهادهای مدنی را دشمنان نظام دانسته که همگی در صدد فروپاشی نظام هستند. ‏البته باید خدا را شکر کرد که مخالفان آزادی و حقوق بشر را همچون ایشان از میان افرادی آفرید که برای کسب ‏قدرت مبادرت به هر عمل خلاف اخلاقی می کنند و البته یکی پس از دیگری نیز چهره شان برای ملت افشا می ‏شود.‏

ایشان در حالی نهادهای جامعه مدنی را دشمن نظام می داند که در اکثر کشورهای دنیا سازمانهای غیر دولتی ‏بازوی دولتها محسوب می شوند. این سازمان ها نه تنها در جهت افزایش رفاه عمومی و کاهش آسیب های ‏اجتماعی تلاش می کنند، بلکه بوسیله دولتهایشان تکریم نیز می شوند، از فعالیت هایشان فیلم و گزارش تهیه می ‏گرددوعملکرد آنها شاخص رشد و توسعه وبلوغ جامعه تلقی می شود. اما وزیر کشور ایران این سازمانها را ‏دشمن می خواند. این در حالی است که مردم ما بخوبی می دانند دشمن واقعی افرادی هستند که در سایه دروغ و ‏کلاه برداری و رانت های سیاسی و اقتصادی و اداری وفرهنگی، کشور ایران را در معرض جدی ترین خطرات ‏داخلی و خارجی قرار داده اند. آنها به خوبی میدانند چه کسانی مانند موریانه به جان و مال مردم افتاده ودر سایه ‏در آمدهای ریز ودرشت مالی آبرو و حیثیت و سرمایه ملی کشور را به تاراج می برند. مردم تشخیص می دهند ‏در دولتی که مهمترین وزیر کابینه اش خود با پرداخت پول و جعل مدرک تحصیل درآمد نموده امکان برخورد با ‏مفسدین وجود نداشته وشعارهای به ظاهر عدالتخواهانه رییس جمهور آن محلی از اعراب ندارد.‏

‏ آقای عوضعلی کردان باید بداند که مردم دشمن واقعی خود را بخوبی می شناسند. دشمن آنها آقازاده هایی هستند ‏که با تکیه بر نام پدرانشان به دلالی و واسطه گری های میلیاردی پرداخته و رنگ وروی سوا و باز خواست و ‏زندان را نمی بینند. مردم دشمن خودرا امثال آقای مددی می دانند که اتاق معاونت آموزشی دانشگاه را محل لهو ‏ولعب خود قرار می دهند و در سایه تهدید، امنیت را از فرزندان ما گرفته اند.‏

مردم شیرین عبادی، اصانلو، فعالین حقوق زنان و مدافعان حقوق بشرو دمکراسی خواهان را دشمن خود نمی دانند ‏و بخوبی درک کرده اند که در نظام های دموکراتیک که آزادی اندیشه و بیان وقلم دارند، امثال آقای کردان حتی ‏یک روز هم نمی توانند بر مسند وزارت تکیه زنند. چرا که همه نهادهای مدنی آماده اند که فساد را درهر پستی ‏رصد وپی گیری کنند. مردم می دانند که در یک نظام دموکراتیک کارگران اجازه تشکیل سندیکا و نهادهای ‏حمایتی دارند. می توانند به وضع معیشتی خود اعتراض کنند بدون آنکه در خیابان ربوده شوند، مورد ضرب و ‏شتم قرار بگیرند یا به بازجویی وزندان انفرادی تن دهند. می دانند که حق دارند آزادانه فکر کنند، بنویسند، حزب ‏داشته باشند و سازمان غیر دولتی تاسیس کنند، بدون آنکه خانه هاشان مورد هجوم قرار گیرد. از برابری حقوق ‏زن و مرد بگویند، بدون آنکه به زندان و شلاق محکوم شوند. سبک زندگی خود را خود انتخاب کنند، بدون آنکه ‏ممنوعیت منبر، قلم و ده ها ممنوعیت دیگر شامل حالشان شود. جوانهایشان آموزش بهداشت و محیط زیست و ‏حقوق شهروندی را ببینند بدون آنکه تهمت غرب زدکی را یدک بکشند.‏

‏ مردم بخوبی می دانند می توان در سایه دموکراسی انتخابات آزاد داشت و چند صدایی را جایگزین تک صدایی ‏کرد و ده ها امکان دیگر برای زندگی و رفاه بیشتر فراهم نمود، بدون آنکه کسی در باره آنها قضاوت کند یا مورد ‏تهمت و افترا قرار بگیرند. درباره حفظ محیط زیست صحبت کنند بدون آنکه وزیر کشور طرفداران محیط زیست ‏را چالشگران امنیت کشور بخواند که در تکاپوی جنگ نرمی هستند که خارجی ها طراحی کرده اند.‏

‏ در نهایت باید به جناب کردان گفت که ایشان می تواند به واسطه داشتن قدرت فعالان حقوق بشر را با هر چوبی ‏براند. ولی آنها نیز خستگی نا پذیر به مسیر خود ادامه داده و در افشای افرادی چون ایشان از هیچ کوششی فرو ‏گذار نخواهند کرد.‏