هدف: مسلمانان غیرایرانی

حسین باستانی
حسین باستانی

گرچه از آخرین نوبتی که آقای احمدی نژاد با اظهار نظری جنجالی در مورد مهاجرت یهودیان (این بار: به ‏آلاسکا و کانادا) خبر ساز شد، حدود دو هفته می گذرد، اما بازتاب های آن در سطح افکار عمومی، هنوز ‏ادامه دارد. ‏

خبر سازی های پی در پی محمود احمدی نژاد در مورد موضوعاتی چون هولوکاست و اسراییل، پرسشی مهم ‏را در ذهن بسیاری از ناظران مسائل ایران بر جسته ساخته است: به راستی، هدف رییس جمهور از این همه ‏تلاش برای قرار گرفته در کانون حملات رسانه های غربی چیست؟ آیا همه این رفتار، چنان که برخی تحلیل ‏گران گفته اند، ناشی از تمایل یک سیاستمدار جویای نام برای دیدن و شنیدن نام خود در سطح رسانه های ‏گروهی جهان (به هر شیوه ممکن) است؟ یا ناشی از حساب نشده بودن رفتارهای یک شخصیت بنیادگراست ‏که هدف خشنود شاختن هواداران تندرویش در داخل کشور را دنبال می کند؟…‏

به نظر می رسد هزینه های بین المللی موضع گیری های پی در پی و جنجال آفرین آقای احمدی نژاد در مورد ‏موضوعاتی چون هولوکاست و اسراییل و… بیش از آن باشد که بتوان فرض کرد که حلقه های ذی نفوذ ‏تصمیم گر در ایران، به دلایلی چون مدارا با رفتارهای یک سیاستمدار کم تجربه یا جویای نام پذیرای تبعات ‏این موضع گیری ها باشند. همچنین، بسیار سخت است اگر تصور کنیم که سخن گفتن در خصوص هولوکاست ‏یا بحران فلسطین، باعث اتفاقی قابل توجهی در داخل ایران می شود تا از آن، نتیجه بگیریم که هزینه های بین ‏المللی اظهارات رییس جمهور، به خاطر منافع داخلی آن تحمل می شود (به راستی، آیا می توان تصور کرد ‏حتی محافظه کارترین ایرانیان، در شرایط افزایش بی سابقه قیمت مسکن، مواد مصرفی و سوخت به واسطه ‏سیاست های دولت، از رییس جمهور انتظار سخنرانی های بین المللی در مورد هولوکاست را داشته باشند؟)‏

با توجه به چنین حقایقی، مشکل بتوان قبول کرد که پشتکار قابل توجه رییس جمهور ایران برای سخنرانی در ‏خصوص اسراییل و هولوکاست، هدف گیری درازمدتی نداشته یا بدون دنبال کردن اهداف معینی در حیطه بین ‏المللی بیان شود. در مورد این اهداف معین، البته می توان تحلیل های مختلفی داشت. اما احتمالاً با قدم زدن در ‏خیابان های کشورهایی چون فرانسه که میزبان جمعیت مهاجر مسلمان قابل توجهی هستند، می توان حقایق ‏زیادی را در مورد تأثیرات فرامرزی اظهارات جنجالی آقای احمدی نژاد دریافت . ‏

واقعیت آن است که حداقل در اروپا، تجربه مشترک بسیاری از کسانی که در جوامع مختلف مهاجر پذیر ‏زندگی می کنند، اثبات می کند که رئیس جمهور ایران، در میان اعضای اقلیت های مسلمان “غیر ایرانی” این ‏جوامع از محبوبت بالایی برخوردار است. دلیل کلی این محبویت، چیزی است که از نظر اقلیت های مسلمان ‏‏”ایستادگی احمدی نژاد در مقابل غربی ها” نامیده می شود – “غربی ها”یی که به عقیده این اقلیت ها، نژاد ‏پرست و عامل اصلی مشکلات آنها، چه در اروپا و چه در سرزمین مادری هستند. اما باید اذعان کرد که ‏محبویت آقای احمدی نژاد یک دلیل مشخص تر هم دارد و آن، مواضع ضد اسراییلی وی است که به بارزترین ‏شکل، احساسات ضد صهیونیستی موجود در میان جوامع مسلمان را مورد استفاده قرار می دهد.‏

با ملاحظه تأثیر اظهارات ضد اسراییلی رییس جمهور ایران بر اقلیت های مسلمان مقیم غرب، حدس زدن ‏میزان استقبال از این اظهارات را در مناطق چون خاور میانه (و به ویژه کشورهایی چون لبنان، عراق، ‏فلسطین، که مردمان آنها تجربیات بسیار تلخی از سیاست های تل آویو دارند) کار دشواری نخواهد بود. ‏تأکیدات پی در پی برخی تریبون های نزدیک به دولت احمدی نژاد در مورد حسابی که در “روز واقعه” بر ‏‏”توده های مسلمان سراسر جهان” می کنند، در واقع، بیانی عاملانه و هدف دار از حقایقی هستند که در بالا ‏مورد اشاره قرار گرفتند.‏

دولت آقای احمدی نژاد و نو محافظه کاران ایران، مدت هاست که انتخاب خود را در جامعه جهانی انجام داده ‏و متحدان خود را نه معتقدان به ارزش های غربی، که مردم و گروه های ضد غربی جهان دانسته اند. آنها، ‏نظام جمهوری اسلامی را هدف جدی عملیات براندازی آمریکا و متحدان آن می دانند و هیچ امکانی را نیز ‏برای همسو ساختن جامعه بین المللی با خود در مقابل این خطر متصور نمی بینند. از دید آنان، نه تنها جلب ‏نظر مساعد آمریکا و دولت های غربی، که حتی جلب نظر جامعه مدنی غربی نیز تنها با عدول کامل ‏جمهوری اسلامی از ارزش هایی ممکن است که اگر کنار گذاشته شوند، جمهوری اسلامی عملاً- از طریق ‏براندازی نرم- سقوط کرده است. در نتیجه این گروه، تنها راه حفظ نظام از تهدید براندازی را، “بازدارندگی” ‏از طریق بالا بردن هزینه های متحمل رویارویی با جمهوری اسلامی، در سطح داخلی، منطقه ای و جهانی ‏می دانند. ‏

مسلمانانی که در هنگام شدت گرفتن رویارویی احتمالی میان جمهوری اسلامی و غرب، بتوان در راستای ‏تحقق استراتژی ذکر شده بر رویشان حساب کرد، پیش از هر چیز باید آمادگی عقیدتی لازم را برای نقش ‏آفرینی در چنین جایگاهی داشته باشند. و اینجاست که سخنرانی های به ظاهر بی معنی رییس جمهور ایران ‏در مورد هولوکاست و اسکان یهودیان در آلمان و اتریش و کانادا و آلاسکا و …. معنی دار می شود.‏

در واقع، آقای احمدی نژاد و جریان حامی او، حداقل در این یک مورد، بسیار حساب شده عمل می کنند. این ‏که تحلیل های آنها تا چه میزان به واقع بینی نزدیک باشند، البته موضوع جداگانه ای است. اما این واقعیت ‏قابل انکار نیست که مواضع جنجالی رئیس جمهور ایران، تأثیراتی استراتژیک را بر افکار‎ ‎عمومی جهان ‏اسلام بر جای می گذارند که البته، انعکاس وسیع این اظهارات در رسانه های بین المللی و حملات پرحجم ‏سیاستمداران غربی به رئیس جمهور ایران در پی هر موضع گیری جنجالیش، پیش شرط اصلی تحقق این ‏استراتژی محسوب می شوند.‏