مبارزه با تحقیر ملی

نویسنده
مازیار رادمنش

» درباره سید محمد بهشتی شیرازی

ستاد میرحسین موسوی مملو از مدیران باسابقه است. سید محمد بهشتی یکی از همین افراد است. او با شعار “کشور به ‏هوای تازه ای نیاز دارد” در کنار موسوی قرار گرفته تا از ادامه “تحقیر ملی” جلوگیری کند. او می گوید: “میرحسین، ‏من و بسیاری دیگر را به یاد ارزش ها و چیزهایی می اندازد که سالهاست گم شده اند.‏‎ ‎میرحسین، مرا به یاد روشنفکری ‏و نسبت آن با فضای عمومی کشور می اندازد، و نسبت مثبتی که می تواند ایفا کند. ‏

مرا به یاد مردم- واری به معنای اصیل آن به معنای توجه داشتن و نگاه به عموم مردم و نه به مفهوم پوپولیستی آن می ‏اندازد؛ نگاهی که جامعه را به حاشیه و متن تفکیک نمی کند و همه مردم را با دیدگاه ها، گرایش های متنوع و در گروه ‏های مختلف مورد توجه قرار می دهد‏‎.‎‏ نگاهی که در آن سعادتمندی را برای همه مردم آرزو می کنیم و نه برای گروه ‏هایی خاص‏‎.‎‏ میرحسین موسوی، مرا به یاد این می اندازد که آزادی مهم است و در تضاد با عدالت نیست. او برای من و ‏بسیاری دیگر یادآور معنایی از عدالت است که با هیچ چیز در تعارض نیست و نیز یادآور معنایی از استقلال که با ‏تحقق آن افراد و کشورها قدرت طلب و گوشه نشین نمی شوند. میرحسین، ما را به یاد جمهوری می اندازد که اسلامی ‏است و اسلامی که جمهوری است و این دو را در تضاد با هم نمی بیند.“‏
‏
سید محد بهشتی با تاکید بر اینکه با توجه به سابقه ای که از ایشان می شناسیم، می توان به تحولات آینده خوش بین بود، ‏پیش بینی می کند: “بخش قابل توجهی از جامعه که برای سرنوشت کشور دغدغه دارند و در سال های گذشته به دلایل ‏مختلف به حاشیه رانده شده اند با کاندیداتوری موسوی به متن باز می گردند و در آن ها انگیزه های تازه ای برای ‏حضور دوباره و ایجاد فضایی تازه شکل می گیرد.” شاید مدیر به حاشیه رانده شده، از برنامه های آتی خود و دیگر هم ‏قطارانش می گوید؛ “انگیزه برای ایجاد فضایی تازه.”
‏
‎ ‎سید محمد بهشتی کیست؟‎ ‎
‏
با تشکیل ستاد میرحسین موسوی، سید محمد بهشتی به ستاد انتخاباتی نخست وزیری پیوست که در دهه شصت حامی ‏اقدامات وی بود. وی 4 سال پیش تر گفته بود: “زمانی که موضوع انتخاب دفاع از منافع ملی بود، به معین رای دادم و ‏حالا که موضوع مقاومت در برابر تحقیر ملی است به هاشمی رأی می دهم‏‎.‎‏”‏
‏
این مرد موطلایی، ملقب به “معمار سینمای ایران” است و سینماگران قدیمی از دوران مدیریت وی و فخرالدین انوار ‏معاونت سینمایی وزارت ارشاد در دهه شصت به عنوان دوران طلایی یاد می کنند. طی تمام این سال ها، بسیاری وی ‏را به دلیل شباهت نامی از منسوبین آیت الله بهشتی تدوینگر قانون اساسی ایران می دانستند. گاهی حتی در زبان مردم ‏از وی به عنوان فرزند همسر آلمانی آیت الله بهشتی یاد می شد! غافل از اینکه نام تئوریسین سرشناس جمهوری اسلامی ‏حسینی بهشتی و نام این یکی بهشتی شیرازی است. آیت الله حسینی بهشتی از لنبان اصفهان می آید و این بهشتی قزوینی ‏است. در سال های دهه شصت، عامل دیگری او را در میان مدیران دولتی متمایز می ساخت؛ “رنگ موی طلایی و ‏ریش های همیشه تراشیده اش.” ‏

موهای طلایی و لختی که دوبار زندگی اش را با مشکل مواجه ساخته است؛ بار اول در بهمن ماه سال 57 و درجریان ‏انقلاب، مردم که فکر می کردند او خارجی است، خودرویش را واژگون می کنند تا به حسابش برسند، اما با وساطت ‏مهندس موسوی جان سالم به در برد.‏‎ ‎بار دوم هنگامی که وزارت ارشاد از سید محمد خاتمی به لاریجانی منتقل شد، ‏لاریجانی در جمعی خصوص درباره وی گفته بود: “برای تغییر مدیر فارابی، هر چه تحقیق و فکر کردم عیبی در ‏مدیریت بهشتی نیافتم، جز رنگ موهایش!“‏

مرد کار بلد عرصه فرهنگ و هنر بعدها، کارنامه پرباری در سازمان میراث فرهنگی از خود بجای گذاشت. او تنها ‏مدیر دولتی عرصه سینماست که از سوی خانه سینما از وی تجلیل شده است. کارنامه کاری سیدمحمد بهشتی آنقدر پر ‏است که ذکر تمامی آن ها به سیاق نوشتارهای پیشین، از حوصله خوانندگان روز خارج است. بنابراین در این نوشتار ‏سعی می شود به طور خلاصه به فعالیت ها و کارنامه بهشتی پرداخته شود. ‏

‎ ‎سید محمد بهشتی شیرازی کیست؟‎ ‎‏
‏
سید محمد بهشتی شیرازی در سال 1329 در تهران و در خانواده ای متمول متولد شد. اصلیتشان قزوینی است، اما در ‏تهران زندگی می کردند. پدرش از تاجران مذهبی بازار تهران و مالک یک مرغداری بزرگ در اطراف کرج بود.(این ‏مرغداری در حال حاضر متعلق به برادران بهشتی شیرازی است.) پدرشان تا پیش از انقلاب از حامیان مالی و عقیدتی ‏آیت الله خمینی بود اما پس از انقلاب و با شکل گیری نظام حکومتی، وی پشیمان شد و پس از آن حتی خمس و زکات ‏خود را به دفتر آیت الله خمینی نمی داد. سید محمد فرزند بزرگ خانواده است و غیر از خود 5 برادر به نام های حسین ‏که از هومیوپات است و از فرماندهان ارشد سپاه بود. علیرضا که در زمان سردبیری میرحسین در روزنامه جمهوری ‏اسلامی دبیر تحریریه و بعدها مدیریت انتشارات روزنه را برعهده داشت. فتاح که مدیر پروژه کتاب سفید بود و حمید ‏که مدیرتولید انتشارات روزنه بود و دستی در طراحی وب نیز دارد. ناهید خواهر آن هاست که همسر احمد بهشتی ‏شاعر و منتقد ادبی است. ‏

دوران کودکی و جوانی محمد در تهران گذشت و در همین شهر نیز به دانشگاه رفت. وی سال 47-48 دیپلم خود را در ‏رشته ریاضی کسب کرد و همان سال در رشته کارشناسی معماری و شهرسازی دانشگاه ملی (شهید بهشتی فعلی) ‏پذیرفته شد. مانند اغلب جوانان پولدار آن دوره به فکر تشکیل جامعه ای افتاد که در آن فاصله طبقاتی ملموس نباشد. در ‏همان جا بود که با میرحسین موسوی که انجمن اسلامی دانشگاه ملی را در همان سال تشکیل داده بود آشنا شد. چندی ‏نگذشت که در سال 49 او، محمدعلی نجفی از دیگر دانشجویان گروه معماری و میرحسین با یکدیگر ارتباط نزدیک ‏تری پیدا کردند و تا دستگیری شریعتی از جمله حاضران همیشگی جلسات سخنرانی دکتر شریعتی در حسینیه ارشاد و ‏شهید مطهری در دانشگاه ملی و کانون توحید بودند. ‏

او تمایل داشت که به مجاهدین بپیوندد اما ماجراهای درونی مجاهدین خلق و حرکت شان بسوی مارکسیسم سبب شد که ‏از آن ها کناره گیرد. همکاری در تاسیس و شرکت در جلسات شرکت سمرقند از سال 52 به بعد (موسس میرحسین ‏موسوی) و عضویت در جنبش مسلمانان ایران (سال 55) که توسط موسوی و دوستانی چون خود وی پایه گذاری شده ‏بود و شرکت در اقدامات انقلابی از جمله دیگر فعالیت های وی است. با آغاز به کار انجمن مهندسین توسط مهندس ‏بازرگان، وی در انجمن مهندسان فعالیت کرد. محمد بهشتی در سال 56 زمانی که محمدعلی نجفی خواست “آیت فیلم” ‏در حوزه سینمای مقدس و دینی را با کمک انجمن مهندسین دانشگاه و با حمایت آیت الله دکتر حسینی بهشتی تاسیس کند، ‏با وی همکاری نزدیک داشت. ‏

او تحصیلاتش را ادامه داد و دانشنامه کارشناسی ارشد معماری و شهرسازی را در سال 60 از دانشگاه بهشتی اخذ ‏کرد. وی در تمام این سال ها در کنار اقدامات فرهنگی-هنری به فعالیت های معماری نیز اشتغال داشته و از تحصیلات ‏و تجربیاتش در این زمینه فاصله نگرفته است. محمد بهشتی به زبان انگلیسی مسلط است و تاکنون نزدیک به 10 مورد ‏کتاب و مقاله ارائه کرده است. وی متاهل است و همسرش خانم طاهرپور(خواهر فرشته طاهر پور سینماگر) است.‏

‎ ‎پس از انقلاب آغاز با فصلنامه کلمه‎ ‎

با شکل گیری انقلاب وی ابتدا مدیر مسئولی یک فصلنامه به نام “کلمه” (نام سایت کلمه پایگاه میرحسین موسوی از ‏همان فصلنامه گرفته شده است) را برعهده گرفت. هرچند 4-5 شماره بیشتر از این فصلنامه منتشر نشد اما کیفیت بالای ‏محتوای آن در یاد خوانندگان نشریات آن دوره مانده است. وی سپس به صدا و سیما رفت. او در سال 58، مدیریت ‏پخش شبکه یک صدا و سیمای جمهوری اسلامی و عضویت شورای طرح و برنامه کانون پرورشی کودکان و ‏نوجوانان را برعهده داشت. ‏
‏
از سال 59 مدیر پخش تلویزیون گروه جهاد سازندگی، عضو شورای طرح و برنامه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ‏ایران بود. همان دوره تا سال 60 نیز مدیر تولید صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران بود. وی از سال 60 تا 61، ‏مدیر پخش فیلم و سریال صدا و سیما بود. از جمله بهترین سریال های تاریخ ایران در این دوره کلید زده شد، مانند: ‏سربداران و سلطان و شبان.
‏
‎ ‎تاسیس فارابی، جشنواره فجر و نزاع با مخملبافی ها در دولت موسوی‎ ‎‏
‏
پس از روی کار آمدن دولت موسوی در سال 60 و در دوران وزارت سید محمد خاتمی در سال 62 بر وزارت ارشاد، ‏بهشتی به عنوان معاونت سینمایی برگزیده می شود اما وی به دلیل ملاحظاتی که داشت سید فخرالدین انوار را به خاتمی ‏معرفی می کند. و خود سمت معاونت وی و مشاورت سید محمد خاتمی را اختیار می کند. بدین ترتیب فخرالدین انوار ‏سمتی را به عهده می گیرد که محمدعلی نجفی تا همان سال برعهده داشت. این دو جریان حمایت دولتی از سینما را با ‏جدیت پی گیری می کنند. در همان دوره طرح راه اندازی بنیاد سینمایی فارابی را به همین علت می ریزند.
‏
بهشتی در این باره می گوید: “در طراحی‌ ای که برای مدیریت سینمایی کشور پیش‌بینی شد، ایجاد نهادی برای حمایت ‏از سینمای کشور در نظر گرفته شد. بعد از مطالعه و بررسی روی این موضوع متوجه شدیم که در قبل از انقلاب برای ‏حمایت از سینمای ایران نهادی طراحی شده بود به نام باشگاه فارابی که مراحل قانونی و ثبت آن هم طی شده بود، اما با ‏وقوع انقلاب راه ‌اندازی نشده بود. ما با استفاده از ظرفیت‌های قانونی که باشگاه فارابی داشت آن را با تغییر اساسنامه، ‏ماموریت‌ها و ساختار تبدیل به بنیاد سینمایی فارابی کردیم. بنیاد سینمایی فارابی در شهریور 62 به عنوان نهادی ‏غیردولتی وابسته به دولت برای حمایت از سینمای ایران فعالیت خود را آغاز کرد. قبل از انقلاب باشگاه فارابی به ‏مثابه یک سینما تک طراحی شده بود. در صورتی که ما بنیاد سینمایی فارابی را به نهاد حمایت‌کننده از تولید سینمای ‏ایران تبدیل کردیم‎.‎‏” بنیاد سینمایی فارابی قبل از انقلاب بر اساس فکری که پرویز صیاد پشت آن بود قرار بود ساخته ‏شود. بنیادی که قرار بود به موازات تل فیلم عمل کند.
‏
محمد علی نجفی درباره شکل گیری بنیاد سینمایی فارابی می گوید: “با ورود انوار و بهشتی به معاونت سینمایی قرار ‏شد بودجه ساخت فیلم ازسوی دولت تامین شود و در ادامه همین تصمیم بنیاد سینمایی فارابی شکل گرفت. برای تشکیل ‏فارابی جلسه‌ های طولانی‌ مدت در معاونت سینمایی تشکیل و در نهایت هیئت امنا تعیین شد. در این هیئت دو نفر از ‏معاونان وزیر(انوار و بهشتی)، دو سینماگر (من و آقای عسگری ‌نسب) و دو نفر از نمایندگان مجلس (مسعود شاهی و ‏دادگو) حضور داشتند که با تعیین بهشتی به عنوان مدیر عامل، فارابی فعالیت خود را با حمایت از تولیدات سینمای ‏ایران شروع کرد‎.‎‏” از آن پس بهشتی به عنوان مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی کار خود را در حمایت از سینماگران ‏ایرانی آغاز و تا سال 73 در این سمت مشغول به کار بود.
‏
بهشتی در این باره می گوید: “اتفاقی که بعد از انقلاب افتاد، این بود که ما این جریان اقلیت را باید به شرایط عمومی ‏فیلمسازی در کشور تبدیل می کردیم. جریان جوان و آماتور سینمای بعد از انقلاب برخلاف جریان قبل از انقلاب بیشتر ‏به فیلم های جدی تعلق خاطر داشت و طبیعی بود که فضای جدید مطلوب آنها باشد. این گونه نبود که ما از اهالی ‏سینمای قبل از انقلاب گزینش کرده باشیم، ما سعی کردیم شرایط زیست محیطی خاصی که با شرایط عمومی کشور ‏منطبق بود، پدید بیاوریم. در این شرایط به طور طبیعی عده یی بهتر رشد کردند و عده دیگری نتوانستند رشد کنند. به ‏قول مولانا؛ نوریان مر نوریان را جاذبند/ ناریان مر ناریان را جاذبند” مخملباف، شورجه، ملاقلی پور، سیف الله داد از ‏جمله محصولات همین دوره هستند.
‏
در این دوران یک نزاع داخلی در عرصه سینمای ایران وجود داشت؛ تیمی که توسط نجفی، انوار و بهشتی هدایت می ‏شد و در نظر داشت سینما را به سمت سینمایی همه جانبه نگر هدایت کند و گروه حجت السلام زم و معروفترین ‏هنرمندش مخملباف که می خواست با فیلم هایش به مردم درس بدهد و آن ها را به راه راست هدایت کند. هرچند آن ‏زمان مهندس موسوی از گروه زم- مخملباف حمایت می کرد، اما اختلافات داخلی سبب شد این گروه از زم جدا شده و ‏به ارشاد و موسسه سروش بپیوندند. ‏
‏
بهشتی در سال 62 وی طرح راه اندازی جشنواره بین المللی فیلم فجر را به تصویب وزارت ارشاد رساند و خود ‏ریاست جشنواره را برعهده گرفت. ‏

لازم به ذکر است که بهشتی تا سال 72 در همین سمت مشغول به کار بود. در همان سال 62 وی به عنوان مدیر ‏تشکیلات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران منصوب شد و تا سال 65 در همین سمت باقی ماند. در سال 65 به ‏عنوان عضو هیئت موسس، خانه سینما را پی ریزی کرد که نخستین انجمن مربوط به فعالین سینما بود که دولت در ‏تصمیم گیری آن نقشی نداشت. علاوه بر این فعالیت ها به دلیل تحصیلاتی که داشت از سال 68 عضو هیأت مدیره ‏سازمان زیبا سازی شهر تهران شد که تاکنون نیز ادامه دارد.
‏
‎ ‎روزهای بد در دولت هاشمی‎ ‎‏
‏
پس از روی کار آمدن دولت هاشمی رفسنجانی وی همراه با سید محمد خاتمی در دولت جدید ابقا شد. اما مدتی طول ‏نکشید که هر دو از سمت های خود کناره گرفتند. وی از سال 71 تا 76 مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بود. از ‏سال 73 مدیر عامل شرکت توسعه فضا های فرهنگی شهرداری تهران بود، سمتی که تا سال 82 برعهده اش بود. دولت ‏هاشمی، دولتی فرهنگی محسوب نمی شد، بدین علت بسیاری از مدیران باسابقه فرهنگی به حاشیه رانده شدند. با آمدن ‏مهدی نصیری به کیهان و آغاز تبلیغات علیه بهشتی، وی سرانجام در سال 72 از سمت ریاست جشنواره فیلم فجر و ‏سال 73 از مدیریت عاملی بنیاد فارابی کنار رفت تا پایانی باشد بر فعالیت سینمایی دولتی او.
‏
‎ ‎کارنامه کاری سید محمد بهشتی در عرصه سینما

سنگ بنای سینمای نوین در آغازین روزهای پس از پیروزی انقلاب ، توسط کسانی گذارده شد که خود در سالهای ‏مبارزه علیه رژیم شاه، از انقلابیون پیرو آیت الله خمینی بودند و در همین راستا اولین موسسات فرهنگی و هنری ‏اسلامی را بنا کرده و حتی پایه سینمای انقلابی و دینی را ریخته بودند. ‏

گروهی از انقلابیونی که در سالهای مبارزه هم بنا به مصلحت و به توصیه آیت الله دکتر حسینی بهشتی، با تشکیل ‏موسسه ای تحت عنوان “آیت فیلم”، به ساخت فیلم های انقلابی – اسلامی مثل “جنگ اطهر” کشیده شدند، به بازسازی ‏و نوسازی سینمای انقلاب پرداختند. سید محمد بهشتی، فخرالدین انوار، محمد علی نجفی، محمد مهدی حیدریان، ‏مصطفی هاشمی طباء، مهدی کلهر، علیرضا شجاع نوری، عبدالله اسفندیاری از جمله آن افراد بودند که در آن شرایط ‏با دعوت از سینماگران آزاد اندیش و مستقل و نوپرداز، طرح سینمای نوین ایران را ریختند. ‏

ابتدا فیلم هایی که از زمان گذشته باقی مانده بود، بازبینی، اصلاح و پروانه نمایش دادند و سپس به تدریج تولید در ‏سینمای بعد از انقلاب به راه افتاد. در آغاز فیلم هایی جلوی دوربین رفت که اغلب مبارزات مردم و جنایات رژیم شاه ‏را به تصویر می کشیدند. در همان احوال نخستین جشنواره فیلم در سال 1360 تحت عنوان جشنواره میلاد برگزار ‏گردید که نخستین فیلم های تولیدی پس از انقلاب را پذیرا شد. و بالاخره یک سال بعد با تشکیل بنیاد سینمایی فارابی که ‏از سینماگران حمایت جدی می کرد، مهمترین و ماناترین جشنواره تاریخ سینمای ایران تحت عنوان “جشنواره فیلم ‏فجر” بنیاد نهاده شد. سینمای ایران در همان دهه اول پس از پیروزی انقلاب ، توسط بنیاد فارابی و جشنواره فیلم فجر ‏شکل گرفت. ‏

سینمای ایران پس از تولید موج فیلم‌های انقلابی و سیاسی در سال‌های 61 و 62، به تدریج گام در حیطه های دیگر ‏گذاشت و باب فیلم‌های کمدی در آن‌سال‌های جنگ که اساسا طرح مساله خنده و شوخی و کمدی یک تابو محسوب ‏می‌شد، باز شد (مانند اجاره نشین ها)، ساخت آثار ملودرام در همان فضای پرشور انقلابی و جنگی با گلهای داوودی ‏رسول صدر عاملی بلامانع اعلام شد. فیلم “هامون” نیز راهگشای سینمای عرفانی شد و فیلم “عروس”(بهروز افخمی)، ‏ستاره‌سازی را در سینمای پس از انقلاب رواج داد.‏

در همین سالها با اهمیت دادن به رشته‌های فنی و تخصصی مانند فیلمبرداری، تدوین، صدا، گریم، طراحی صحنه و ‏جلوه‌های ویژه، این حرفه‌ها را بعضا برای اولین بار در سینمای ایران مطرح شدند. سینمای ایران جهانی شد و طی ‏همان سال ها جزو 10 سینمای برتر جهان از نظر تولید و محتوا قرار گرفت. شاید لازم به گفتن نباشد که یک پای ‏تمامی این اتفاقات شخص سید محمد بهشتی بوده است، با این همه به قول احمد سجاد پور بالاخره یک انتقاد بر وی وارد ‏است و آن اینکه سینمایی که امروز با این همه مشکل مواجه است، دولت دست از ممیزی آن بر نمی دارد، محصول ‏اقدامات بهشتی است، بنابراین نباید از وی تقدیر کرد و باید او را به نقد هم کشید.
‏
‎‎روی کار آمدن خاتمی و روزی های پر کاری‎ ‎‏
‏
از سال 76 و با روی کار آمدن دولت خاتمی، وی به عنوان معاون وزیر ارشاد و رئیس سازمان میراث فرهنگی ‏شهرداری تهران، مشغول به کار شد. او تا سال 82 در همین سمت انجام وظیفه می کرد. در همان سال وی به عضویت ‏هیأت علمی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در آمد که تا کنون نیز ادامه دارد. چندی نگذشته بود که عضو هیأت ‏مدیره نظام مهندسی تهران شد که تا سال 79 ادامه داشت. سال 77 وی به عنوان رئیس موزه سینمای ایران و رئیس ‏کمیته ملی ایکوم (موزه های) ایران منصوب شد. ‏

در سال 78 وی به عضویت؛ شورای سازمان زیبا سازی تهران، هیأت امنای بنیاد سینمایی فارابی، هیأت امنای بنیاد ‏آفرینش های هنری، پیوسته فرهنگستان هنر و شورای سیاستگذاری صدا و سیما در آمد، که همگی تاکنون ادامه دارد. ‏وی در همان سال به عنوان رئیس گروه معماری و شهر سازی فرهنگستان هنر نیز منصوب شد. بهشتی از سال 81 تا ‏‏84، عضو شورای فرهنگ و صنعت، سازمان گسترش و نوسازی صنایع بود. از سال 82 و پس از زلزله بم، عضو ‏شورای معماری و شهرسازی بم شد. همان سال وی به عنوان معاون سازمان و رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و ‏گردشگری منصوب شد. ‏

‎‎بهشتی در دولت احمدی نژاد‏‎ ‎

بهشتی که به تصمیم خود پس از تغییر معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان (مشائی) حاضر به استعفا و ترک سازمان ‏میراث فرهنگی نشده بود، با اشاره احمدی نژاد، صندلی اش به یک نیروی غیر متخصص و ناآشنا یعنی دکتر طه ‏هاشمی واگذار شد. طرفداری صریح او در جریان انتخابات نهم ریاست جمهوری از معین و سپس هاشمی و تحقیر ملی ‏خواندن احمدی نژاد و دولتش، او را در فهرست سیاه مدیران نزد رئیس جمهور منتخب قرار داد‎.‎‏ احمدی نژاد نیز ‏شخصا در جلسه معاونان خود از مشایی می خواهد که سریعا او را از بدنه دولت کنار بگذارد. ‏

سازمان نه چندان بزرگ میراث فرهنگی با آغاز دولت سید محمد خاتمی، حوزه میراث فرهنگی را در بستر گسترده ‏خود یعنی پهنه ایران زمین گستراند، پیش از محمد بهشتی، سراج الدین کازرونی در گسترش اداری این دستگاه تلاش ‏هایی را انجام داده بود، اما با حضور بهشتی، منش و رفتار شخصی و با هدایت نسلی از مدیران میراث فرهنگی، ‏میراث فرهنگی را از انزوا خارج کرد. وی پس از آن به عنوان مدرس (دروس انسان، طبیعت، معماری، ساختار ‏دراماتیک، زیبایی شناسی تصویر، تاریخ تمدن اسلامی) در‏‎ ‎دانشکده معماری و شهرسازی شهید بهشتی، دانشکده هنرهای ‏زیبا، دانشگاه هنر، دانشگاه تربیت مدرس، مرکز آموزش عالی میراث فرهنگی، دانشکده صدا و سیما‎ ‎‏ مشغول به کار ‏شد. و از سال 86 نیز مدیریت دانشنامه معماری و شهرسازی ایران زمین را برعهده گرفت.‏

‎‎کارنامه کاری در سازمان میراث فرهنگی‎ ‎

میراث نگار در این باره می نویسد: “تلاش در راستای ایجاد دولت الکترونیکی و ایجاد پایگاه های اطلاعاتی و ‏دسترسی همگانی به اطلاعات میراث فرهنگی، به طوریکه سازمان میراث فرهنگی در سالهای اولیه خود مقام نخست ‏را کسب کرد، ارتباط با رسانه ها و اطلاع رسانی از طریق مطبوعات و ایجاد خبرگزاری میراث فرهنگی به طوری ‏که اکنون اخبار میراث فرهنگی در صدر اخبار جراید قرار می گیر، ایجاد حساسیت عمومی در نزد عامه و نخبگان ‏جامعه در خصوص اهمیت میراث فرهنگی، آنچنان که اکنون بخشی از مدعیان و شاکیان پرونده های ملی مانند سد ‏سیوند را مردم تشکیل می دهند، ایجاد انجمن های مردمی با نام انجمنهای دوستداران میراث فرهنگی، حجم انبوهی از ‏طرفداران میراث فرهنگی در این غالب فعالیت دارند، عکاسان، خبرنگاران و هنرمندان دوستدار میراث فرهنگی ‏هرکدام صاحب یک تشکل هستند، از جمله اقدامات مثبت وی در سازمان میراث فرهنگی اند.” ‏

حمایت از بازار نشر آثار میراث فرهنگی، شکستن طلسم کاوش های باستانشناسی با حضور باستانشناسان مطرح ‏خارجی در کاوشها، ایجاد رونق در حوزه پژوهش و اهمیت دادن به امر پژوهش به عنوان امر مقدم بر کارهای ‏اجرایی. برگزاری جشنواره فیلم یادگار و ترغیب همکاران سابق خود در حوزه سینما و تلویزیون در توجه به میراث ‏فرهنگی‎.‎‏ شکستن طلسم ثبت آثار ایرانی در سطح جهانی پس از انقلاب با ثبت مجموعه تخت سلیمان، بم و سلطانیه. ‏ایجاد نهضت ثبت آثار و بناهای تاریخی به عنوان امر مقدم و ضروری در حفاظت از آثار و ابنیه تاریخی. حفظ مدیران ‏و نیروهای متخصص سازمان در طول هفت سال مدیریت بر سازمان و تربیت نسل جدیدی از مدیران سازمان. ‏برگزاری نمایشگاههای خارجی موزه ملی ایران در کشورهای اروپایی و آمریکایی با عنوان تمدن هشت هزارساله. ‏فعالیت های فرهنگی و هنری موزهای بزرگی برای خروج از سکون. کاخ موزه نیاوران شاهدی روشن از فعالیتهای ‏فرهنگی شایسته شأن میراث فرهنگی است‏‎.‎‏ تلاش ایران برای طرح موضوع میراث معنوی در یونسکو. حضور ‏پررنگ میراث فرهنگی در برنامه پنجساله چهارم و از جمله تشویق به تاسیس موزه توسط سازمانهای دولتی. اجرای ‏تبصره 36 معروف به طرح پردیسان. تعامل مثبت و مفید با شورایعالی شهرسازی کشور در جهت حفاظت از بافتهای ‏تاریخی از دیگر اقدامات مثبت مدیریتی سید محمد بهشتی به شمار می روند.
‏
اما پرونده وی نکات منفی نیز دارد از جمله اند؛ عدم انتقال شاهزاده هخامنشی به ایران پس از کشف، چالشهای بسیج ‏خواهران و کاخ سعد آباد در خصوص تخریب کاخ احمدشاهی،غارت آثار جیرفت توسط عده ای از مردم و قاچاقچیان، ‏باند غارتگران حرفه ای و سرشناس هیچگاه معرفی نشدند، سد سیوند و احتمال آب گرفتگی آثار هخامنشی و انفعال ‏میراث فرهنگی، آسیب جدی به آثار الیمایی ایذه، پرونده نقش جهان و برج جهان نما که واکنش جدی یونسکو را ‏برانگیخت، ماجرای کشف مردان نمکی در زنجان و آسیب دیدنشان، فعالیت های نامناسب مرمت ارگ بم پس از زلزله، ‏نقش موثر یکی از مدیران قبلی موزه ملی در سرقت و فروش لوح منحصر بفرد داریوش. ‏

‎‎تجربه سینمایی‎ ‎

بهشتی در سال 64 به عنوان فیلمنامه نویس خود را مطرح می کند. فیلمنامه “آن سوی مه” به کارگردانی منوچهر ‏عسگری نسب را دوست دیرینش سید محمد بهشتی نوشت. فیلمی در ژانر اجتماعی- حادثه ای- فلسفی که روایت داستان ‏یک فرماندار است؛ مهدی قوامی پس از دریافت حکم فرمانداری یکی از شهرهای شمالی برای انجام وظیفه با اتومبیل ‏شخصی عازم منطقه می شود. سه مرد که در تعقیب او هستند،‌ مرد دیگری را، که اتومبیلی شبیه اتومبیل قوامی دارد،‌ ‏به قتل می رسانند‎.‎‏ در جاده مهاجمان با دیدن قوامی متوجه اشتباه خود می شوند و او را تعقیب می کنند. شب هنگام مه ‏غلیظی جاده را می پوشاند. مهاجمان بر اثر ریزش کوه کشته می شوند. اتومبیل قوامی نیز به دلیل مه به رودخانه سقوط ‏می کند. اما او صبح روز بعد نجات می یابد‎.‎‏ ‏ ‏ در سال 65 نیز طرح اولیه داستان فیلم “چمدان” به کارگردانی جلال مقدم را ارائه می دهد. فیلم روایتگر اعضای ‏خانواده ای در راه سفر به یکی از شهرهای شمالی کشور است که در کنار جاده، چمدانی می یابند. داماد خانواده با ‏شیطنت دیگران را ترغیب می کند که چمدان را بگشایند. اما با منع پدر همسرش روبرو می شود. عاقبت چمدان از ‏باربند اتومبیل آنها می افتد. سرنشینان یک اتومبیل، چند جوان، چمدان های آنها را می یابند و با اشتیاق، به قصد گشودن ‏با خود می برند‎.‎‏ غیر از این دو کار که اولی به جشنواره های خارجی نیز راه یافته، و عنوان دهمین فیلم سال دومین ‏دوره منتخب نویسندگان و منتقدان را کسب کرد. وی سال 72 و پس از کناره گیری رسمی از مدیریت دولتی سینما به ‏عنوان مدیر تولید در فیلم “چشم شیطان” به کارگردانی حسن هدایت و دستیاری تداراکات در فیلم پادزهر به کاگردانی ‏بهرام کاظمی فعالیت خود را دوباره در سینما آغاز می کند. فعالیتی که دیری نمی پاید و مدیریت در نهادی دیگر وی را ‏این امر دور می سازد. وی در سال 84 یعنی زمانی که دوباره از مدیریت دولتی فاصله گرفته بود به عنوان ناظر کیفی ‏فیلم “مسیح” به کارگردانی نادر طالب زاده، امتیازی دیگر به کارنامه سینمایی اش افزود. ‏