منصور، رخت تن ادبیات و فرهنگ

نویسنده
حسین رحمت

» روایت/ زندگی، آثار و احوال

شاعر، نویسنده، نمایش نامه نویس، فیلم نامه نویس، روزنامه نگار، کارگردان تاتر، برندهِ جایزه ی انجمن تاتر نروژ در سال ۲۰۰۲، برنده ی جایزه ی آزادی بیان اوسیسکی در سال ۲۰۱۰، برگزیده انجمن قلم نروژ درسال ۲۰۱۳ به پاس خدمات فرهنگی در راستای ادبیات مدرن و بنیان گذار خانه ی آزادی بیان، روز پنجم دی ماه ۱۳۲۷ در اصفهان متولد می شود.

در دوره تحصیل باگردانندگان " جنگ اصفهان” که از گاهنامه های بسیار معتبر دهه ی ۴۰ و ۵۰ خورشیدی است آشنا می شود و زمینه های رشد و بلوغ ادبی خود را در پیوستن به جمع آن ها ممکن می گرداند. جمعی که همه از شاعران و نویسندگان و مترتجمان جدی در زمینه ی شناسایی ادبیات مدرن و متعهد ایران هستند.

منصور اولین نمایش نامه ی خود را با نام " هله لویا " می نویسد که اثری است تک پرده ای متاثر از کتاب عهد عتیق.

" عروسک ها در شب” و " شبی در خانه ی مریم " نام دومین و سومین نمایش نامه های اوست که در جا به جایی ها گم می شوند. چهارمین نمایشنامه ی منصور با نام " تصویر ذهن من ابوابهول " که در سال ۱۳۴۹ خورشیدی با نام " تصویر ذهن " به روی صحنه می رود، پس از چند شب اجرا، با دخالت ساواک متوقف می شود. پنجمین نمایش نامه ی او " روزنامه های دیروز و امروز " برنده جایزه نخست نمایش نامه نویسی رادیو تلویزیون ملی ایران می گردد و چند اجرای خصوصی از آن با کارگردانی خجسته کیا و بازی شمسی فضل اللهی و شاهرخ قاٌیمقامی به روی صحنه می رود.

منصور کوشان از سال ۱۳۵۰ فعالیت خود را در دانشگاه اصفهان متمرکز می کند و آثاری می نویسد و به روی صحنه می برد که متاثرازاندیشه های فروید و یونگ است، چنان که نمایش نامه ی " فریادی برای گوش های کر " و " بودن از نبودن " او، پس از اجرا در صحنه و پخش از تلویزیون ملی ایران، نقد های روان شناسانه ی منتقدین را به همراه دارد.

در همین دوران تجربه ی عملی بازی و کارگردانی نمایش را هم به دست می آورد و به دلیل موفقیت هایش، مسٌول مرکز فرهنگی رادیو تلویزیون ملی ایران در اصفهان می شود و در کنار فعالیت های دیگر، نمایش نامه های " الف، لام، میم”، " وعده ملاقات " را نوشته و به اجرا در می آورد. همچنین نمایش نامه های " منطقه ی جنگی " اثر یوجین اونیل، " باراباس، ساعت دشوار” اثر پرلاگر کویست و " کلفت ها " از ژان ژنه را طراحی و کارگردانی می کند.

محدودیت های مکانی، که به هرحال درهرشهری، حتی دراصفهان هم حاکم بود، سبب می شوند که منصور ناگریز، فعالیت در زادگاه خود را رها کند و همچون بسیاری از شاعران و نویسندگان زندگی در تهران را بر گزیند.

از سال ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۷، منصور با نوشتن نمایش نامه، فیلم نامه و نقد تاتر، سینما و رمان برای نشریه های معتبر آن زمان، چون ماهنامه " رودکی " و ضمیمه ی ادبی روزنامه " آیندگان " زندگی حرفه ای خود را ادامه می دهد و در سال ۱۳۵۸ با انتشار هفته نامه ی " ایران " به جرگه سردبیران مجله های فرهنگی و ادبی می پیوندد. منصوردر کنار فعالیت های ادبی در قلمرو فیلم نامه آوردگاه واقعی داستانی و سیر پیرنگ فیلم نامه ها، به عنوان یک نویسنده آوانگارد، در جامعه فرهنگی ایران چهره می نماید. او در نروژنیز دو فیلم نامه به زبان نروژی به نام های " آتش های زیر خاکستر " و " گمشدگی " را در کارنامه خود دارد. همچنین از سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۶۶، نیز در در قلمرو فیلم و مجموعه های تلویزیونی، پنج مجموعه تلویزیونی را طراحی و کارگردانی کرده است.

انقلاب و فضای بسته ی بعد از آن، منصور را از ادامه ی فعالیت در زمیه ی نمایش نامه نویسی، نقد نویسی و کارگردانی تاتر باز می دارد و او ازسال ۱۳۶۰ به بعد به طور جدی به سرودن شعرو نوشتن داستان کوتاه و رمان رو می آورد.

اوپس از چند سال، مجموعه داستان های " خواب صبوحی و تبعیدی ها”، " واهمه های زندگی “،  " واهمه های مرگ " ورمان های” محاق " و” آداب زمینی " را منتشر می کند که محتوای همه ی این آثار برگرفته از فضای جنگ و زندگی نا امن موجود در سال های بعد از انقلاب است.

در کارنامه ی همین سال ها، منصور، کتاب " کسوف عروسک ها” که در برگیرنده دو نمایش نامه است را به طور زیرزمینی منتشر می کند وسردبیری چند ماهنامه فرهنگی و ادبی مانند " آدینه “، " دنیای سخن”، " گردون " را به عهده می گیرد، به ویژه که او با انتشار ماهنامه ی " تکاپو " که یکی از اثرگذارترین مجله های فرهنگی است، فضای جدیدی برای شناخت و نقد و بررسی ادبیات مدرن ایجاد می کند.

ماهنامه تکاپو بعد از ۱۳ شماره پی در پی توقیف می شود و وزارت ارشاد اسلامی به کتابهای او از جمله : رمان " راز بهار خواب " و نمایش نامه های " بازی های پنهان”، " ماجرای شگفت انگیز و باورنکردنی اولیس”، گرداب عاشقان” اجازه انتشار نمی دهد.

در پی توقیف تکاپو و عدم مجوز کتابها، به همراه چند تن از نویسندگان و شاعران شناخته شده و متعهد، با نوشتن چند بیانه چون " ما نویسنده ایم " یا " متن ۱۳۴ نویسنده " منشور جدید کانون نویسندگان ایران و تشکیل " جمع مشورتی " مبارزه در راه آزدای بیان علیه سانسور حاکم در کشور را پایه ریزی می کند.

منصور پس از چندین بار بازداشت شدن، سرانجام در سال ۱۳۷۷ در دوره ی رییس جمهوری خاتمی، به خاطر انتشار گاهنامه ی " بوطیقای نو “، سردبیری مجله ی " آدینه " وانتشار متن     " منشور کانون نویسندگان " و همچنین داشتن چند کتاب غیر قابل انتشار و حضور فعال در جمع مشورتی، به همراه دیگر دوستان و همکارانش محکوم به مرگ می شود.

همزمان با تعقیب و گریزها و گم شدن محمد مختاری و محمد جعفر پوینده، منصور کوشان که از چند ماه پیش با معرفی و پیشنهاد دکترعباس شکری، سردبیر مجله فرهنگی " آقتاب " و عضو برجسته ی اتحادیه روزنامه نگاران و انجمن قلم نروژ، به طور رسمی از طرف سازمان حقوق بشر و کمیته ی دفاع از آزادی بیان نروژ، برای سخنرانی در پنجاهمین سال اعلامیه ی جهانی حقوق بشر ( ۱۰ دسامبر ۱۹۹۸ )، راهی اسلو می شود.

دو روز بعد از برگزاری جلسه سخنرانی و پس از اگاهی از خبر کشته شدن دوستان و همکاران و بودن نام خود در صدر فهرست مرگ، ناگریز به زندگی در تبعید می شود و در این راستا، منصور تمام فعالیت خود را صرف افشاگری ماهیت ضد فرهنگ و ضد بشری جمهوری اسلامی می کند و در شهرهای مختلف اروپا به ملاقات وزیران و معاونان وزارت امور خارجه و نمایندگان مجلس کشورهای هلند، سوثد، نروژ و.. می رود و می کوشد با سخن رانی و گفت و گوهای مطبوعاتی و رادیویی، صدای خود و دوستان کشته شده اش را به گوش همه گان برساند.

منصور که یکی از روشنفکران فرهیخته ی ایران است، در تبعید نیز بسیار فعال است و تاکنون ده ها نمایش نامه ی کوتاه و بلند، هفت رمان، شش مجموعه داستان، ده مجموعه شعر، بیش از ده اثر تحلیلی، صد ها مقاله فرهنگی، سیاسی واجتماعی و پژوهشی منتشر کرده است و با هر اثر تازه ذهن خواننده را به چالشی جدی فرا می خواند.

خلاقیت، ابتکار و آگاهی از شگردهای مدرن بخشی از شیوه های خاص نگارش منصور است. صدای قلم منصور، صدایی متفاوت و رساست و از چیرگی خلاقیت ادبی او و گریزاز ادبیات مرامی خبر می دهد. آثار او همواره برخوردار از نوعی صناعت تازه، نگاه تازه و فراتر از شیوه های معمول نگارشی است و خصلت جهان هستی شناسی آثار او، جهانی ملموس و تجسم یافته است.

منصور کوشان چند سال مدیر هنری تاتر سولبرگ شهر استاوانگر در نروژ بوده است و در دوران مدیرت خود بر این مرکزهنری هفت نمایش نامه ازخود و نویسندگان جهان را به زبان نروژی طراحی و کارگردانی کرده است. در این راستا می توان از نمایش نامه هایی چون : " خدا “، " اخرین شانس”، " دعوت " و " نورا+ نورا” یاد کرد.

منصور کوشان از سال ۲۰۰۷ به بعد، تمام هم خود را صرف نوشتن داستان، رمان، شعر، اثرهای تحلیلی و انتشار فصل نامه ی فرهنگی، ادبی و هنری " جنگ زمان " که شماره ۱۹ آن در بهار ۱۳۹۲ منتشر شد، می کند.

یکی از آثار ویژه منصور در نروژ، کتاب اپیسن است که جایزه کتاب سال را در ایران به دست آورد و هم اکنون در دانشکده هنر به عنوان کتاب مرجع مورد استفاده قرار می گیرد.

و آخراینکه، مدتی ست که حال منصور ما خوش نیست، آرزو داریم هر چه زودتر از بستر بیماری خلاصی یابد. منصور، رخت تن ادبیات و فرهنگ است.

برخی از آثار منتشر شده ی منصور:

 

در قلمرو رمان :

" محاق “، " آداب زمینی “، " رازبهار خواب “، عشق های شیطان “، " تثلیث جادو “، " دهان خاموش “، " زنان فراموش شده “، " ماه تاریک { به زبان نروژی} " و " مهاجر "

در قلمرو داستان کوتاه :

" خواب صبوحی و تبعیدی ها “، " واهمه های مرگ “، " زانیه”، " آواز خاموش در تبعید " " این مادران ما “، " الهام شاعرانه “، " تبعیدی ها " و " واهمه های کودکی "

در قلمرو شعر :

" قدیسان آتش و خواب های زمان”، " سال های شبنم و ابریشم " " مفهوم دیگر الفبا “، " پنجره ی رو به جهان “، " خطابه های زمینی “، " ترانه های هزاره ی کهن “، " مولودی های عاشقانه “، " ترانه های زمان “، " سرود آقتاب “، رازهای بودن “، " نا به هنگامی ها " و " گفت سنگ ها “.

در قلمرو نقد و بررسی و شناخت فرهنگ و ادبیات :

" ایران، ایرانی و ما “، " حدیثٍ تشنه و آب “، " فراسوی شگرد، فراسوی متن “، " هستی شناسی شعر. جلد1”، " آن چه می توانستم گفتم “، " جست و جوی خرد ایرانی، از پیش از زرتشت تا بعد از باب “، " آینه های زمان “، " چالش های ادبیات “، " سفر ذهنی، سفر عینی “، " وارثان حکمت خسروانی” و " هستی شناسی داستانهای سهروردی”

در قلمرو نمایش نامه :

" آزمودگی “، " تریلوژی عمر”، " محاصره “، " محبوبه “، " در دل تاریکی “، محفل عاشقان” " برابر آسمان”، " کسوف عروسک ها “، " فریادی برای کوشهای کر “، " ساعت کوبنده چیست “، " تصویر ذهن من ابوالهول “، " سال های خواب “، " آخرین شانس ها { به زبان نروژی } “، " دعوت { به زبان نروژی } “، " واهمه های شانس { به زبان نروژی }"، " هملت یک ایرانی ی در تبعید “، " نورا + نورا { به زبان فارسی و نروژی } " و " انتخابات "

در قلمرو فیلم نامه :

" مرگ در قلعه " { تلویزیون ملی ایران }

" با بچه ها تا بازی اخر " { تلویزیون ملی ایران }

“پرتاب های کوتاه " { تلویزیون ملی ایران }

" راه بی پایان " { صدا و سیما }

" آتش های زیر خاکستر” و " گمشدگی " { به زبان نروژی }

در قلمرو فیلم و مجموعه های تلویزیونی { نویسندگی، طراحی و کارگردانی } :

" دن کارلوس دیگر " { برداشتی ازاد از نمایش نامه ی شیلر

" به دنبال سیمرغ "

" اندر لطایف روزگار”

" از آسمان ایران " { سیزده برنامه بر اساس زندگی و آثار نویسندگان معاصر }

" زهرکوی " { بر اساس زندگی و آثار شاعران عارفان ایران }