ضعف جبهه اصلاحات، نبود کاندیدای مشخص

نویسنده

‏‏ نادر ایرانی

‏

جنبش مسلمانان مبارز با صدور بیانیه شماره یک خود درباره انتخابات ریاست جمهوری، مشی برخورد فعال ‏و به دور از خشونت با انتخابات را در برابر دو رویکرد دیگر تحریم انتخابات و یا عدم شرکت درانتخابات ‏برگزیدو عدم تعیین یک کاندیدای مشخص درجبهه نیروهای ترقی خواه را ضعف آنان دراین مرحله دانست.‏

‏

جنبش مسلمانان مبارز در این بیانیه “با توجه به معیارهای استراتژیک” تاکید کرده است که: “از نظر ما، ‏کنشگری و برخورد فعال در برابر انتخابات، دارای اولویت سیاسی است. زیرا انتخابات همچنان، حداکثر ‏امکان موجود برای گذار بدون خشونت به سوی دمکراسی است. تا زمانی که امکانات رقابت، همچون ‏انتخابات مجلس هشتم، از بین نرفته باشد، از نظر ما، شرکت در انتخابات بر گزینه‌ی عدم شرکت تقدم دارد.”

‏

این بیانیه با اشاره به “ورود کشور به فضای انتخابات ریاست‌جمهوری درشرایطی که جناح راست در پنج ‏سال گذشته، به تدریج و با استفاده از ابزارهای مختلف قانونی و فراقانونی، نیروهای منتقد و مخالف خویش را ‏از ساخت قدرت حذف کرده و با پشتیبانی نهادهای نظارتی و غیرانتخابی، به صورت یکپارچه بر ارکان ‏قدرت، مسلط شده” می افزاید: “در چنین شرایطی، همچنان که پیشتر پیش‌بینی شده بود، بحران سیاسی- ‏مدیریتی، توان حاکمیت را در مقابله با حوادث و مشکلات واقعی کاهش داده است.” ‏

جنبش مسلمانان مبارز در ادامه این بیانیه بحران سیاسی- مدیریتی کشور را در بارزترین وجه، در وضعیت ‏اقتصادی کشور متبلور دانسته و آن را درسه محور تورم، واردات بی رویه، و بدهی خارجی مورد ارزیابی ‏قرار داده است. ‏

این بیانیه در بررسی محور اول بر این نکته تاکید دارد که: “تورم ایران به ۲۹ درصد رسیده، شکاف طبقاتی ‏به شدت افزایش یافته و بیکاری و عقب‌ماندگی اقتصادی، چشم‌انداز تلخ و نگران‌کننده‌ای را فراروی ملت ‏ایران قرار داده است. ریشه‌ی اصلی بحران اقتصادی کنونی، همانا سوء مدیریت، شرایط غیردمکراتیک و ‏فساد است که با یکپارچگی حاکمیت، شدت یافته و علیرغم گسترش دادگاههای رسیدگی به جرائم اقتصادی، ‏سازمان‌های بازرسی و نظارت، روزبروز دامنه‌ی وسیع‌تری می‌یابد”.‏

‏

درمحور دوم بیانیه بر “واردات بی‌رویه که ساختارهای تولیدی کشور را تحلیل برده” تاکید شده و آمده است: ‏‏”بر اساس گزارش‌های رسمی، ارزش واردات در سال گذشته به مبلغ بی‌سابقه‌ی 9⁄71 میلیارد دلار رسیده ‏است و پیش‌بینی می‌شود که در سال جاری با افزایش 5/14میلیارد دلاری، به مبلغ 4⁄86 میلیارد دلار برسد. ‏افزایش بی‌سابقه‌ واردات (تا دو برابر)، موجب تعطیلی بخش وسیعی از صنایع کشور و بیکاری گسترده شده ‏است. در شرایط کنونی، اقتصاد مبتنی بر سرمایه‌داری دلال و واسطه‌گری، تمامی نیروهای مولد جامعه را ‏تهدید می‌کند.“‏

‏

نویسندگان بیانیه درمحور سوم به “بدهی خارجی ۳۰ میلیارد دلاری و وابستگی بی‌سابقه دولت به درآمدهای ‏نفتی” اشاره کرده و افزوده اند: “نیمه‌تمام گذاشتن انبوه طرح های اقتصادی، انحلال سازمان مدیریت و ‏برنامه‌ریزی و هزینه‌های بی‌حساب از صندوق ذخیره‌ی ارزی از یک سو و بحران اقتصاد جهانی و سرایت ‏آن به سایر کشورهای جهان و کاهش یکباره‌ی قیمت نفت از ۱۴۷ دلار به کمتر از ۶۰ دلار از سوی دیگر، ‏موجب کسری بودجه‌ی دولت شده و چشم‌انداز رکود تورمی و فقر عمومی را نمایان ساخته است.“‏

‏

جنبش مسلمانان مبارز شرایط حاضر را “منجر به شکاف‌های فرهنگی و سیاسی، و تشدید ناپایداری شرایط” ‏دانسته و اشاره کرده است که: “رشد سنت‌گرایی افراطی، بنیادگرایی ایدئولوژیک و گسترش خرافات، تبعیض ‏نسبت به اقلیت‌های مذهبی، بستن مطبوعات، برخورد حذفی با دگراندیشان، اصلاح‌طلبان، فعالان مدنی و ‏دانشجویان و همچنین تعارضات مختلف در حوزه‌ سیاست خارجی و انزوای سیاسی کشور، بر التهاب بحران ‏موجود افزوده است. دروغ‌های آشکار، جعل اسناد و رشوه، صدای نزدیک‌ترین دوستان گروه حاکم را نیز بلند ‏کرده است و جناح اقتدارگرا که اهتمام خود را در خاموش ساختن صدای جنبش اصلاح‌طلبانه مردم ایران ‏صرف کرده بود و یکپارچگی حکومت را یگانه راه خروج از بحران تلقی می‌کرد، اینک با بن‌بست اقتصادی ‏و تشدید فشارهای بین‌المللی مواجه شده است و ادعای اصلاح ساختار مدیریتی و اجرایی را طرح می‌کند.”

‏

درادامه جنبش مسلمانان مبارز معیارهای استراتژیک خود را دربرابرانتخابات ریاست‌ جمهوری در 6 بند ‏تعیین کرده و دربند یک آن در باره حیات اقتصادی و اجتماعی مردم ایران نوشته: “تحولات چهار سال آینده، ‏ارتباط تنگاتنگی با زندگی اقتصادی و اجتماعی مردم ایران دارد و هر گزینه‌ سیاسی از نظر بازتاب در ‏وضعیت و معیشت آنها، باید مورد ارزیابی قرار گیرد. ادامه‌ روند فعلی موجب خواهد شد که بیکاری، اعتیاد، ‏فقر و شکاف طبقاتی گسترش یابد و بنیادهای اقتصاد ملی تخریب شود.“‏

‏

این بیانیه در بند دو به “پرهیز از فروپاشی اجتماعی” و دربند سه به “فعال سازی سپهر عمومی” اشاره و در ‏ادامه تاکید کرده است که: “با توجه به تهدیدهای فراوانی که کیان ملت و کشور را تهدید می‌کند، تقلیل ‏سرمایه‌ی اجتماعی، از بین رفتن همبستگی ملی و رشد بی‌اعتمادی و بحران اخلاقی، خطری تاریخی فراروی ‏توسعه‌ی ملی کشور است. در چنین شرایطی، هر گزینه‌ای که مانع از فروپاشی اجتماعی شود، از نظر ما ‏دارای اولویت خواهد بود.حوزه‌ی عمومی و نهادهای مدنی بستر توسعه‌ی سیاسی و اقتصادی است. با توجه به ‏ساخت دولت در ایران و نقش دولت در محدود ساختن، ایجاد تضییع برای فعالان مدنی و مطبوعات یا متقابلاً ‏ایجاد زمینه‌های حضور مردم در حوزه‌ی عمومی، هر گزینه‌ای که به گسترش، سازماندهی و افزایش امکانات ‏دمکراتیک یاری رساند، از نظر ما دارای اولویت است.“‏

‏

این بیانیه دربند 4 با اشاره به دمکراتیزاسیون و گذار بدون خشونت در مرحله کنونی تاکید می کند که “توسعه‌ ‏دمکراسی، فرایندی تدریجی است که با توجه به ظرفیت‌های واقعی ساختاری (فرهنگ سیاسی، ساختار ‏اجتماعی، دولت و…) مرحله به مرحله محقق می‌شود. تجربه‌ جهانی، حاکی از این واقعیت است که دمکراسی ‏پایدار، نتیجه‌ گذار بدون خشونت است. در بین راهبردهای مختلف، گزینه‌ای که مستلزم گذار بدون خشونت و ‏کم‌هزینه باشد، از نظر ما اولویت دارد.“‏

‏

‏”همبستگی ملی و شانس موفقیت” محورهای 5و6 بیانیه جنبش را تشکلیل می دهد. براین اساس این بیانیه تاکید ‏دارد که: “نیروهای فعال در جامعه‌ی سیاسی ایران، سازمان‌های ترقی‌خواه و طرفدار دمکراسی، بیش از هر ‏زمان دیگری نیازمند وحدت و همبستگی هستند. اتحاد نیروهای اقتدارگرا، ضرورت اتحاد نیروهای ترقی‌خواه ‏را دوچندان ساخته است. راه رسیدن به وحدت استراتژیک، پرهیز از تکروی و گشودن جبهه‌های مختلف در ‏مسیر توسعه‌ی دمکراسی است و طراحی یک استراتژی روبه‌جلو، مستلزم رویکرد واقع‌بینانه نسبت به ‏موازنه‌ی قدرت در ظرفیت شرایط است. از یک سو، به تدریج، قدرت مردم و اراده‌ی آنها برای تغییر، در ‏گستره‌ی حوزه‌ی عمومی، افزایش می‌یابد و از سوی دیگر مقاومت ساختارها در برابر تغییرات بیشتر ‏می‌شود؛ اما در درازمدت، ساختارهای موجود قادر به مقابله با خواست مردم نیستند و دیر یا زود، اصلاحات ‏سیاسی ضرورت می‌‌یابد. یک استراتژی موفق باید ضامن تقویت امکانات مردم برای اعمال اراده‌ی خویش ‏باشد. گزینه‌های که شانس موفقیت بیشتری دارند، می‌توانند یأس مردم از اصلاح امور را به امید و تحرک بدل ‏سازند.“‏

‏

در پایان این بیانیه در باره تعیین شخص خاص برای کاندیداتوری انتخابات ریاست جمهوری تاکید شده که: ‏‏”هنوز نمی‌توان در باره‌ی انتخاب گزینه‌های خاص (کاندیداها) تا روشن شدن فضای سیاسی کشور، به ‏قضاوت نشست. اما به طور کلی می‌توان تشتت آراء و ناهماهنگی نیروهای ترقی‌خواه را به عنوان یک نقطه‌ ‏ضعف در مرحله‌ی کنونی تلقی کرد. در این مرحله ضروری است که نیروهای سیاسی مؤثر در سرنوشت ‏انتخابات، برنامه‌های خود را در پاسخ به چالش‌های اساسی کشور و بسط و گسترش دمکراسی و نوسازی ‏ساختار دولت (به عنوان اصلی‌ترین مانع دمکراسی و عدالت) طرح کنند. در این مسیر، ما از گزینه‌هایی که ‏متضمن وحدت نیروهای ملی، ترقی‌خواه، دمکرات و اصلاح‌طلب باشد، حمایت خواهیم کرد.“‏

‏

‏