حکم عبدالرضا قنبری نقض شد، بقیه زیر اعدام

فرشته قاضی
فرشته قاضی

» مصاحبه روز با خانواده زندانیان بی مرخصی

دیوان عالی کشور بهمن ماه اخیر حکم اعدام عبدالرضا قنبری، معلم زندانی را نقض کرده و خواستار محاکمه مجدد این معلم زندانی شده است. همزمان اما حکم اعدام محسن و احمد دانش پور مقدم به قوه خود باقیست و درخواست عفو این پدر و پسر زندانی تاکنون پاسخی از سوی مسئولان نگرفته است.

عبدالرضا قنبرپورو محسن و احمد دانش پور مقدم، از بازداشت شدگان وقایع عاشورای ۸۸ به اعدام محکوم شده‌اند. ریحانه حاج ابراهیم و هادی قائمی دیگر بازداشت شدگان عاشورای ۸۸ هم که ابتدا به اعدام و سپس به ۱۵ سال زندان محکوم شدند از مرخصی محروم اند. خانواده این زندانیان در مصاحبه با “روز” از آخرین وضعیت آنها گفته اند؛ از محرومیت از مرخصی و وضعیت نامساعد جسمانی آنها در زندان.

عبدالرضا قنبری، دبیر یکی از دبیرستان های پاکدشت و استاد دانشگاه پیام نور ۱۴ دی ماه ۸۸ در دبیرستان محل تدریس‌اش بازداشت شد. او به محاربه و ارتباط با سازمان مجاهدین خلق متهم و از سوی قاضی صلواتی، قاضی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شد. در حالی که براساس رای وحدت رویه دیوان عالی کشور، صلاحیت رسیدگی به پرونده‌های محاربه، از دادگاههای تجدید نظر گرفته شده و این پرونده‌ها باید به دیوان عالی کشور ارجاع و در آنجا رسیدگی شود، پرونده آقای قنبری به جای دیوان عالی کشور به شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر رفت و قاضی زرگر، رئیس این شعبه، حکم اعدام را تایید کرد. پیش از این همسر آقای قنبری به “روز” گفته بود که او تقاضای عفو کرده و پرونده اش در کمیسیون عفو و بخشودگی است. اکنون اما پسر آقای قنبری در تماس “روز” تایید میکند که پرونده پدرش در دیوان عالی کشور مورد بررسی قرار گرفته و این دیوان حکم به نقض حکم اعدام داده است: “دیوان عالی کشور بهمن ماه اخیر حکم اعدام را نقض کرده و گفته باید مجددا دادگاه تشکیل شود. این مساله به وکیل پرونده هم ابلاغ شده اما ما هنوز نمیدانیم این بار در کدام شعبه به پرونده رسیدگی خواهند کرد”.

 

همچنان زیر حکم اعدام

پرونده محسن و احمد دانش پور مقدم اما همچنان مسکوت مانده و حکم اعدام تغییری نکرده است. میثم دانش پور مقدم، فرزند محسن و برادر احمد دانش پور مقدم در مصاحبه با “روز” میگوید:” حکم که همچنان همان است یعنی اعدام و هیچ تغییری نکرده. پرونده هم همچنان مسکوت مانده وپدر و برادرم تاکنون نه پاسخ منفی و نه مثبت دریافت نکرده اند.یعنی تاکنون هیچ جوابی به تقاضای عفو آنها داده نشده است”.

او وضعیت جسمانی پدر و برادرش را که تاکنون از مرخصی هم به دلیل حکم اعدام، محروم بوده اند نامساعد توصیف می کند: “برادرم مشکل خونریزی روده دارد و مدتهاست که با این مساله درگیر است پدرم هم که الان ۷۰ سال دارد و مسن ترین زندانی بند محسوب می شود و به دلیل کهولت سن مشکلات زیادی دارد. از فشار خون و کمرددر و زانو درد تا افسردگی شدید که از قبل از زندان هم داشت ولی حالا تشدید شده. به هرحال سه سال است حکم اعدام بالای سرشان است و وضعیت روحی او بدتر شده است”.

درباره وضعیت مطهره بهرامی سئوال میکنم: به چه دلیلی به مادرتان مرخصی نمیدهند؟ میثم دانش پور مقدم می گوید: “خیلی اقدام کرده و درخواست داده ایم، حتی تا جایی که از داخل زندان هم گفتند بروید تقاضا دهید تا مرخصی دهیم اما دادستانی که می رویم بی نتیجه می ماند. مادرم در حال حاضر در زندان در حال استراحت مطلق است، توان راه رفتن ندارد و به شدت بیمار است. از طرفی نیاز به جراحی دیسک کمر دارد و این مساله راهم پزشکی قانونی و پزشکان زندان تایید کرده اند اما متاسفانه تاکنون با مرخصی او موافقت نشده که بتوانیم او را تحت عمل جراحی قرار دهیم. فقط امیدواریم خودشان به بیمارستان منتقل کنند و اجازه دهند جراحی صورت بگیرد”.

محسن و احمد دانش پور مقدم در روز عاشورا ۸۸ به همراه مطهره بهرامی، ریحانه حاج ابراهیم و هادی قائمی در منزل آقای دانش‌پور مقدم بازداشت شدند. مطهره بهرامی همسر محسن دانش‌پور مقدم است و ریحانه حاج ابراهیم و هادی قائمی از بستگان و آشنایان این خانواده هستند.

همه آن‌ها ابتدا به اتهام محاربه به اعدام محکوم شدند ولی در ‌‌نهایت مطهره بهرامی به ۱۰سال، ریحانه حاج ابراهیم ۱۵ سال و هادی قائمی هم به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شدند.

 

محروم از مرخصی

پدر ریحانه حاج ابراهیم هم می گوید که طی سه سال گذشته دخترش از مرخصی محروم بوده است. ریحانه حاج ابراهیم دباغ، متولد ۱۳۶۰ است و عاشورای ۸۸ در منزل مطهره بهرامی و محسن دانش‌پور مقدم که از بستگان پدرش هستند بازداشت شد. او ابتدا به محاربه و اعدام محکوم شد اما دادگاه تجدید نظر او را به ۱۵ سال حبس در گوهردشت محکوم کرد. او در حال حاضر در بند زنان زندان اوین زندانی است.

پدر ریحانه در مصاحبه با “روز” میگوید: “ تاکنون که مرخصی نداده اند. قبل از عید صحبتی شده بود که اگر می خواهید برای مرخصی اقدام کنید. ریحانه هم تقاضا نوشته بود.بعد گفتنداگر موافقت شود چون ۱۲ سال از حکمش مانده باید یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان وثیقه بگذارید. یعنی هر سال را معادل ۱۰۰ میلیون تومان گرفته اند. البته فعلا که اصلا با مرخصی موافقت نکرده اند اما اگر هم موافقت کنند من از کجا و چگونه می توانم چنین وثیقه ای را تامین کنم؟ این وثیقه اینقدر سنگین است که به ریحانه گفتم به جای وثیقه، مرا بیاورند زندان نگهدارند تا تو چند روزی بروی مرخصی و وقتی بازمیگردی مرا رها کنند”.

آقای حاج ابراهیم می افزاید: “این تقاضای مرخصی هم بیشتر برای مداوا است، ریحانه ناراحتی روده دارد. غذای زندان را که اصلا نمی تواند بخورد. آنجا از جیب خودشان خرید و غذا تهیه میکنند اما کلا دل و معده و روده اش به شدت مشکل دارد و نیاز به درمان دارد. کمر و پایش هم زمانی که به زندان قرچک ورامین منتقل کردند دچار مشکل و ناراحتی شده.در واقع مرخصی استعلاجی برای درمان تقاضا کرده است.”

سئوال میکنم: در حال حاضر ریحانه در چه وضعیتی است و از نظر روحی در چه شرایطی ست؟ می گوید: “والا درباره وضعیت اش که نمی تواند کاری بکند، فقط منتظر نشسته و به امید اینکه روزی در زندان ها باز شود. زندانی سیاسی همین است دیگر. هرموقع هم که با علوی، بازجویش صحبت میکند علوی میگوید من همه کاره هستم و برای شما تصمیم می گیرم و می توانم آزاد کنم یا حکم تان را کم یا زیاد کنم، هیچ کسی نمی تواند دخالتی کند.فقط من تصمیم گیر هستم که اصلا مرخصی بروید یا نروید و … همان اول هم به ریحانه گفته بود که حکم شما ۱۵ سال است، همین هم شد. به ریحانه ۱۵ سال زندان دادند الان هم بحث بیماری و مرخصی و همه مسائل دیگر باز دست اوست”.

آقای حاج ابراهیم پیش تر به “روز” گفته بود: “دختر من فعالیت سیاسی نداشت و خودش گفت این اتهاماتی که به من زده اند بی اساس است. در اصل آقای دانش پور مقدم، پسر خاله من است و ریحانه روز عاشورا منزل آنها بود که ماموران او را به اتفاق خانواده پسرخاله ام بازداشت کردند و بردند. ما با آقای دانش پور مقدم فامیل هستیم و طبیعی است که رفت و امد داریم. ریحانه هم می رفت و به مطهره، همسر پسرخاله ام، کامپیوتر یاد میداد. وقتی آنها را گرفتند و بعد اتهام محاربه را اعلام و حکم اعدام دادند واقعا همه شوکه شدیم. خودش هم هنوز می گوید حکمش را قبول ندارد. دادگاه تجدید نظر حکم را ۱۵ سال تبعید در گوهر دشت داد اما ریحانه این حکم را نیز قبول ندارد چون هیچ فعالیتی نداشت. در اصل چون از بستگان آقای دانش پور بودیم و روز بازداشت ریحانه منزل آنها بود او را نیز بردند و پرونده ساختند و… یعنی این حکم و اتهامی که به ریحانه دادند به دلیل نسبت فامیلی با آقای دانش پور مقدم بود”.

هادی قائمی اما در زندان گنبد زندانی است و او نیز تاکنون ازمرخصی محروم بوده است. اوهم روز عاشورای ۸۸ در منزل آقای دانش‌پور مقدم بازداشت و به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شده است.

یوسف قائمی، فرزند هادی قائمی درباره وضعیت پدرش به “روز” میگوید: “پدرم در گنبد زندانی است و الان بیش از یکسال و خرده ای است که او را ندیده ام. تماس تلفنی دارد اما علیرغم درخواست های خود او و خانواده برای مرخصی تاکنون با مرخصی او موافقت نشده. به هر حال همه چیز دست دادستان تهران است.”

او پیشتر هم به “روز” گفته بود: “خیلی از شرایط پدرم خبر ندارم قبلا که اوین بود هر هفته ملاقات کابینی داشتیم اما از وقتی او را به زندان گنبد برده اند متاسفانه زیاد خبری نداریم. بیماری پروستات دارد و رگ های قلبش هم گرفتگی دارد، اوین که بود دو بار او را به بیمارستان برده بودند اما اکنون نمیدانیم در گنبد در چه وضعی است؛ مرخصی هم که نمیدهند. دفعه اول که پیش دادستان رفتم گفت یک میلیارد تومان بیاورید برای وثیقه تا مرخصی دهیم. خب ما از کجا بیاوریم؟ دفعه دوم اما گفت به هیچ وجه

امکان مرخصی نیست. قانون ما این است که باید یک سوم حبس را بکشد یعنی ۵ سال در زندان باشد بعد درخواست مرخصی بدهید تا بررسی کنیم و جواب بدهیم”.

آقای قائمی توضیح داده بود: “آقای دانش پور مقدم دوست قدیمی پدر من است بیش از ۳۰ سال است دوست هستند و در اصل مثل فامیل نزدیک هستیم. در خانه او پدرم را بازداشت کردند. ابتدا اتهام محاربه و حکم اعدام دادند. اما دادگاه تجدید نظر این حکم را نقض و محاربه را رد کرد و به اتهام اجتماع و تبانی و هواداری سازمان مجاهدین خلق به ۱۵ سال زندان در تبعید تبدیل کرد. پدرم دهه ۶۰ حدود ۱۱ ماه زندان بود و هیچ حکمی هم نداده بودند یعنی در اصل حکمی نداشت. در تمام این مدت هیچ فعالیت سیاسی نداشت، آقای دانش‌پور هم همین طور. پسر آن‌ها اشرف بود و همین قضیه و سابقه زندان هر دوی ان‌ها باعث این اتهامات و حکم‌ها شد. در مورد اتهام اجتماع و تبانی هم پدر من وضعیت جسمی مساعدی نداشت و مسن بود. او متولد ۱۳۲۷ بود و نمی توانست حضوری موثر در تجمعات داشته باشد شاید یکی دو تجمع را رفته باشد. اما این حکمی که داده اند واقعا خیلی سنگین است؛ اصلا همه شوکه شدیم.”