اعتراضات 16 آذر باید چگونه باشد

نویسنده
خشایار حسینی

در فضای سرکوب داخلی منتقدین حاکمیت نظام جمهوری اسلامی، 16 آذر و اعتراضات دانشجویی چه نقشی و وظیفه ای را برعهده دارد؟ از زمانی که شکافی گفتمانی در تاریخ حرکت اعتراضات دانشجویی شکل گرفته است این روز و اعتراضات و حرکات آن مورد غضب حاکمیت قرار گرفته، تغییر از گفتمان استکبارستیزی گذشته به استبداد ستیزی فعلی اعتراضات دانشجویی و ریشه یابی این عقب ماندگی های تاریخی در ساختار غیر دموکراتیک مناسبات قدرت در ایران این غضب و سرکوب حاکمیت را ایجاد نمود. در هر حال تصور شکل گیری اعتراضات 16 آذر امسال با آغاز بازداشت های اعضای تازه منتخب دفتر تحکیم وحدت در دانشگاه ها به جریان افتاده است، ولی اعتراضات شانزده آذر امسال چه خصوصیاتی را باید داشته باشد و با چه پلاکاردهایی به عنوان مبنای اعتراضات شکل بگیرد. این سطور به تبیین مبنای نظری و تابلوهای فکری اعتراضات 16 آذر امسال می پردازد.

در بخش اول این مقالات به برخی نکات اشاره کردیم که به صورت تیتروار بیان می کنم:

  1. نظام جمهوری اسلامی بقای خویش را در تداوم و تشدید و بازتولید فضای سرکوب می بیند. پیوند درونی و پنهانی وحدت و سرکوب امری است که در این فضا برقرار می گردد.

  2. تنها کسانی می توانند در چارچوب نظام جمهوری اسلامی تعریف شوند که موقعیت های سیاسی، اقتصادی و شان و منزلت اجتماعی خویش را بر حول محور شخص رهبر جمهوری اسلامی تعریف کرده و آنان را هدیه ای از جانب شخص رهبری بدانند و هویت سیاسی خویش را در چارچوب نظرات رهبری تعریف کنند.

  3. منتقدین نظام جمهوری اسلامی وحدت را حول فرآیند، روند ونهادهای دموکراتیک تعریف کرده و در عین پذیرش نقد به عنوان اساس دموکراسی، تکثر را پذیرا و وحدت را با رضایت و تایید روندها و فرآیندهای دموکراتیک در پذیرش ثبات نهادی تکثرگرا پذیرا هستند.

نکات فوق یک امر را به ذهن متبادر می کند که جنبش های اجتماعی در چنین فضای سیاسی چگونه می توانند نقشی در مستاصل کردن حاکمیت در استفاده از ابزار سرکوب و بی اثر جلو دادن آن تشخیص و بیان صحیح خواسته های دموکراتیک و ایجاد هویت جدید حول محور مقاومت گفتمانی بر اساس تقابل هویت ملی جدید و موجود ایفا کنند.

بر آنم که موقعیت دانشجویان را در تاثیرگذاری بر این فضا و پیشبرد سه هدف فوق تشریح نماید:

در ابتدا قصد آن دارم تا بگویم اعتراضات دانشجویی در ایران را نمی توان در قالب جنبشی اجتماعی به معنای جنبش های موجود در جوامع مدرن توصیف کرد. دلایل این امر را می توان چنین توصیف کرد: تعدد گروه های سازماندهی کننده ی اعتراضات دانشجویی، نبود خاستگاه پایگاهی و طبقاتی خاص و به تبع آن عدم پیگیری خواستهای سرکوب شده قشرها و طبقات گوناگون اجتماعی ای که در چارچوب مفهوم توسعه همه جانبه قرار گرفته و از جانب دولت سرکوب گر نادیده گرفته می شود، گردش نخبگان سیاسی در سطح هدایت کنندگان که ناشی از ساختار ورود و خروجی مبتنی بر فارغ التحصیلی علمی از دانشگاه است که در عین این چرخش، نوعی پیوند نظری و تجربی را به همراه دارد که خود می تواند ابزار سرکوب را در چنین نوع چرخش خاص نخبگان کم اثر بگرداند و در نهایت نوعی مرحعیت سیاسی به دلیل بیان خواست های حداکثری که در دولت های سلطانی توتالیتر می تواند محل تلاقی منافع اقشار و طبقات گوناگون جامعه باشد که در چنین نظامی از بین رفته و یا در حال نابود شدن است. با توصیف فوق می توانیم سه هدف ذکر شده در این حرکات اعتراضی را تبیین و به عنوان مقاومت گفتمانی مطرح کرد.

اعتراضات دانشجویی در واقع بر حسب تعریف فوق چه خواست هایی را باید ترویج و یا مورد حمایت قرار دهند؟

خواست های گروهها، اقشار و و طبقاتی که به حاشیه رانده شده اند و یا بنا بر خواست تمرکز گرایی در قدرت (سیاسی، اقتصادی و فرهنگی) از جانب حاکمیت مورد تعرض و تجاوز قرار می گیرد. معیار تشخیص عقلانی بودن این خواست ها تنها و تنها در تبیین مفهوم وحدت در عین کثرت مشخص ی گردد. بنابراین اعتراضات دانشجویی سوژه های اعتراض را از متن جامعه به عاریت گرفته و با بیان صحیح خواست ها که مبتنی است بر نقد و شناخت صحیح مناسبات قدرت و علل واقعی ایجاد و ماندگاری و به حاشیه رفتن این خواست ها نوعی نقد رادیکال را در چارچوب اعتراضات عملی سلطه شکنانه رقم زده و مانع از آن می شود که این اعتراضات با پاسخ هایی روبه رو گردند که مناسبات و هنجار های تعیین کننده ی آن را محفوظ و رضایتی مقطعی را رقم بزنند و یا آن را در فضای سرکوب خفه کنند.

خواست های دموکراتیک صرفا خواست های سیاسی نیست (بلکه می تواند اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیز باشد) اما جنبش دانشجویی به دلیل عدم پیوندهای چند جانبه ثبات بخش با نظام های سیاسی می تواند خاستگاه واقعی این سرکوب و به حاشیه راندن خواست های اجتماعی- اقتصادی- فرهنگی را در جایگاه اصلی آن یعنی مناسبات قدرت تشخیص داده و آن هنجار های توجیه کننده ی این مناسبات را به چالش کشیده و ارتباطات پنهانی قدرت را برملا کند. در واقع اعتراضات دانشجویی ایران باید امر سیاسی را شامل امور اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی تعریف کرده و نقد رادیکال را رقم بزند.

اما نقد رادیکال هنجارها و مناسبات موجود قدرت باید با تعریف و تبیین و حمایت از هویت ملی جدید به عنوان نماد اتحاد میان گروههای منتقد و مخالف حاکمیت به عنوان امری فراگیر و معطوف به آینده ای دموکراتیک مبتنی بر دولت ملی سکولار، و نه مفهوم “نشانه ای شده”ی ملت استوار بر شاخصه های امت اسلامی که از جانب حاکمیت ترویج می گردد مطرح شود. این مفهوم جدید ملت به عنوان خاستگاه و منبع هنجاری و ارزشی مناسبات جدید قدرت و بنیان نهادهای در اختیار دارنده ی قدرت بوروکراتیک و سازمانی  و نظام سیاسی مطلوب در جامعه مطرح گردد.

تعریف و تبیین هویت ملی بر مبنای مفاهیمی فراگیر و معطوف به آینده ای دموکراتیک که مسئولیت ترویج تکثر و تساهل را به عنوان شاخصه ی یک جامعه دموکراتیک برعهده دارد و نه اسلامی سازی و یکسان سازی جهانی تحت لوای حکومت جهانی اسلام و توجیه استبداد دینی در داخل، باید به نحوی تبیین شوند که مفاهیم مورد مناقشه با قابلیت دیکتاتور پروری و تمرکزگرایی در قدرت و حذف کنندگی خرده فرهنگها با خواستگاههای مذهبی، قومی و زبانی گوناگون را در درون خویش نداشته باشد و مناسبات قدرت را بر مبنای چرخش نخبگان متخصص و تعهد به حداکثر کارکرد در نهاد و موقعیت سیاسی اشغال شده از جانب افراد و نه بر اساس تعهدات ایدئولوژیک مذهبی و تعهد به اطاعت از فرد در یک نظام سیاسی شکل دهد. مطرح کردن این مفهوم و ترویج آن باید به عنوان یک مقاومت گفتمانی و ترویج هویتی جدید منطبق بر حقوق سیاسی برابر، نظام اقتصادی غیر دولتی مبتنی بر تامین رفاه عمومی و آموزش دموکراتیک و ترویج نهادی آن در ایران به عنوان محور وحدت گروههای منتقد و به حاشیه رانده شده در ایران و تقابل مفهوم ملت-دولت در برابر مفهوم امت اسلامی-دولت اسلامی (ولایت مطلقه فقیه به عنوان یک نمونه) مطرح و ترویج گردد.

اعتراضات دانشجویی می تواند به عنوان مرجع بیان خواست های دموکراتیک بر مبنای تشخیص رادیکال و بنیادین عوامل گسترش و ماندگاری سرکوب و به حاشیه راندن خواست های به حق افراد و اقشار و طبقات و خرده فرهنگ های موجود در ایران مطرح گشته و نماد اجماع و وحدت و وفاق سیاسی مطرح گردد. اگر اعتراضات دانشجویی با این خواست ها تبیین، و حمایت از تعریف جدید از هویت ملی و نه صرفا نفی مناسبات و هنجارسهای قدیم قدرت وارد عرصه گردد وحدت در عین تکثر و ایجاد تقابل و مقاومت گفتمانی را رقم می زند.

عضو دفتر تحکیم وحدت