انرژی و بنزین و سیر آن

نویسنده

‏در این روزها و در دورانی که در آن به سر می بریم، گرد و غبارهای فراوانی روی بعضی از حقایق و ‏واقعیت ها ایجاد می شود تا آن ها یا دیده نشوند و یا تحت گرد و غبار نمود دیگری از آن ها به نمایش گذاشته ‏شود. یکی از این عرصه ها بحث مدیریت انرژی و حقایق و واقعیت‌های کنونی و گذشته بر آن حداقل در یک ‏دهه گذشته در کشور است که آن را در محورهای: ‏

‏

‏1. قمیت گذاری حامل های انرژی و بنزین و مدیریت بهینه مصرف

‏2. ساخت و توسعه و اصلاحات پالایشگاهی

‏3. سهمیه بندی بنزین، ‌

بازشناسی و ارزیابی می نماییم، در این ارزیابی ضروری است به هر دو زمینه قانونمندی ها و قوانین و ‏سیر‌آن و نیز نتایج اجرایی این قانونمندی ها و قوانین مرتبط پرداخته شود. ‏

در ابتدا لازم است اشاره گردد که وضع مصرف انرژی در کشور ما به ویژه در مورد چهار حامل انرژی ‏بنزین، گازوییل، گاز و برق از نمون های نادر بین جوامع بشری بوده و بسیار بی رویه است و اگر در این ‏نوشتار به بحث بنزین بیشتر پرداخته می شود، به دلیل حساسیت های بیش از حد و مطرح شده و ویژه در ‏مورد آن است و گرونه اگر به عمق مطلب نگریسته شود وضع مصرف در بقیه حامل های فوق الذکر اگر ‏نگران کننده تر از بنزین نباشد که هست، حداقل کمتر از بنزین نیست. ‏

‎ ‎‏1. قمیت گذاری حامل‌های انرژی و بنزین و مدیریت بهینه مصرف‎ ‎

‏

در مورد سیر قوانین مربوط با این امر شایسته است به دو سابقه مهم این موضوع در متن یک دهه گذشت ‏بپردازیم. سابقه اول به سال های پایانی برنامه دوم توسعه یعنی سال های 1377 و 1378 بر می گردد. در آن ‏سال ها حدود 5⁄1 سال، و به صورت کار کارشناسی گسترده در سازمان مدیریت و برنامه ریزی و با کمک ‏کارشناسی دستگاه های ذیربط، روی تنظیم لایحه برنامه سوم توسعه ( 1383-1379) و ابعاد مختلف آن و ‏بویژه روی بحث مدیریت انرژی و مصرف و قمیت گذاری آن بررسی و کار شد و بر اساس:‏

‏

‏1. ارزیابی وضع تولید و مصرف واردات و صادرات فراورده ها.

‏2. پیش بینی های نگران کننده آینده در مورد اقتصاد انرژی به ویژه در مورد استمرار مصرف بی رویه

‏3. تکیه به نتایج حاصل از تبصره (19) قانون برنامه دوم توسعه که نشان می داد نایده گرفتن بحث قیمت و ‏مدیریت مصرف حامل‌های انرژی و تاثیرات متقابل این دو روی مصرف بهینه باعث می گردد که مصرف ‏خارج از برنامه، ‌از شاخص های برنامه بیش تر گردیده و فاصله بگیرد.

‏4. وضعیت بسیار نگران کننده و غیر عادلانه توزیع یارانه های انرژی و بنزین در کشور.

در لایحه پیشنهادی برنامه سوم توسعه به مجلس شورای اسلامی در مورد بنزین و دیگر فرآورده های اصلی ‏دو محور اساسی مدنظر قرار گرفته بود.

‏1. هدفمند کردن یارانه ها و مدیریت مصرف بهینه بنزین و دیگر فرآورده ها

‏2. ساخت و توسعه پالایشگاهی به وسیله بخش خصوصی.‏

در محور اول که در متن ماده 5 لایحه پیشنهادی مصوب دولت وقت متبلور گردیده بود بحث هدفمند کردن ‏یارانه ها با این صورت‌بندی سامان داده شده بود که به تدریج به نسبت مساوی هر ساله در طول برنامه قیمت ‏ها تعدیل گردد به طوری که در پایان برنامه، هیچ گونه یارانه ای روی فرآورده ها و بنزین تعلق نگیرد و به ‏تدریج و همزمان وضع حمل ونقل عمومی اصلاح گردیده و گسترش یابد، ماشین های فرسوده از رده خارج ‏گردند، استانداری و کیفیف خودروهای تولید داخلی بهبود یابد تا مصرف آن ها کاهش یافته و از آلودگی ‏بکاهند، و بر این اساس در لایحه پیشنهادی به عنوان نمونه رشد حداکثر 4⁄5 درصد سالیانه برای بنزین در ‏نظر گرفته شده بود. سرنوشت این ماده بسیار مهم در متن لایحه پیشنهادی در ماه‌های پایانی مجلس پنجم که ‏فضا و ترکیبی مشابه مجلس هفتم داشت، سرنوشت نگران کننده ای بود چرا که از اساس ماده 5 لایحه حذف ‏گردید و جایگزین آن ماده 5 قانون برنامه سوم توسعه قرار گرفت که مقرر می کرد سالیانه حداکثر 10% به ‏قیمت فرآورده ها و بنزین اضافه شود، میزان افزایشی که از همان ابتدا قابل پیش بینی بود که از درصد رشد ‏تورم سالیانه کمتر است و به تعبیری قیمت ها را در ماهیت امر کاهش می دهد. ‏

در محور دوم با تاکید بر خصوصس سازی وتوسعه بخش خصوصی در صنایع پایین دستی نفت و پالایشگاه ‏ها، در لایحه برنامه سوم توسعه، ساخت و توسعه پالایشگاه ها صرفاً توسط بخش خصوصی دیده شده بود و ‏چون ساخت و توسعه هر پالایشگاه جدید، حدوداً 4 الی 5 سال طول می کشد، چنین در نظر گرفته شده بود که ‏با توجه به غیر یارانه ای شدن فرآورده ها و بنزین در پایان برنامه سوم، پالایشگاهی که در ظرف زمانی ‏برنامه سوم ساخت آن به پایان می رسد محصولات خود را بدون یارانه خواهد فروخت، و این یکی از عوامل ‏مهم انگیزه مند نمودن ساخت پالایشگاه توسط بخش خصوصی در لایحه به حساب آمده بود که با حذف ماده 5 ‏هدفمند نمودن یارانه ها، عملاً یکی از ستون های اصلی ایجاد انگیزه سرمایه گذاری در این مورد فرو ریخت، ‏به این بحث به صورت گسترده تر در جای دیگر در دنباله موضوع خواهم پرداخت. ‏

البته حذف ماده 5 لایحه برنامه سوم توسعه عواقب ناگوار و بزرگ تری را نیز در عمل به وجود آورد، که از ‏میان آنها می توان به بیش از دو برابر شدن رشد مصرف بنزین نسبت به برنامه مصوب مجلس پنجم در طول ‏برنامه به ویژه در سال های پایانی برنامه سوم، و افزایش بیش از برنامه تولید خودروهای داخلی و وارد شدن ‏آنها به چرخه حمل و نقل اشاره کرد. به طوری که از 7 میلیون خودروی بنزین سوز در ابتدای سال 1384 ‏حدود نیمی از آن در طول برنامه سوم و به ویژه در سال های پایانی برنامه به چرخه حمل و نقل اضافه شد ‏خودروهایی نوعاً با فن آوری قدیمی که تحت چرخه انحصار و تعرفه بسیار بالای خودروهای وارداتی و ‏سیاست خودروگران و سوخت ارزان در داخل تولید می شدند (سیاست موجود در خودروسازان کشورهای ‏صنعتی، تولید خودرو کیفی و ارزان، با سوخت گران است). همچنین نبودن قانونمندی تکلیفی و موثر برای از ‏رده خارج کردن خودروهای فرسوده و گسترش حمل و نقل عمومی و وضعیت بسیار ناهنجار ترافیکی و ‏آلودگی های زیست محیطی ناشی از آن بویژه در شهرهای بزرگ وافزایش بی رویه مصرف و هم به دلیل ‏افزایش شدید قیمت بنزین های وارداتی مخصوصاً با شروع افزایش قیمت نفت خام از نیمه دوم سال های ‏اجرایی برنامه سوم از آثار آن است. ‏

سابقه دو در بحث قیمت گذاری حامل های انرژی و بنزین به سال 1382 بر می گردد. در این سال سازمان ‏مدیریت و برنامه ریزی لایحه برنامه چهارم توسعه را تنظیم نمود و از تصویب دولت گذراند، به طوری که با ‏توجه به:

‏1. وضعیت موجود در مصرف بی رویه بنزین و فرآورده ها و آینده آن.

‏2. یارانه های سنگین روی نفت خام مصرفی که سرمایه و دارایی بین نسلی است.

‏3. بی عدالتی گسترده موجود در توزیع آن بین دهک های درآمدی.

‏4. هزینه های سنگین روی واردات بنزین ودیگر فرآورده های وارداتی.

‏5. ضرورت رشد انگیزه در استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی.

‏6. ضرورت ایجاد انگیزه در خودروسازان برای اصلاح وضعیت خودروهای تولید داخلی.

‏7. تکیه به تجربه موفق سال 1381 در حذف یارانه فرآورده های ویژه که باعث افزایش درآمد دولت جهت ‏سرمایه گذاری‌های توسعه ای و حذف قاچاق گسترده این فرآورده ها گردید و ناشی از اجرای ماده (71) قانون ‏تنظیم روابطمالی مصوب بهمن 1380 مجلس شورای اسلامی بود. ‏

پیشنهاد اصلاح قیمتها برای بنزین و تعدادی دیگر از حامل های انرژی در متن ماده (4) لایحه پیشنهادی ‏برنامه چهارم توسعه دیده شد. در این ماده چنین در نظر گرفته شده بود که از ابتدای سال 1384 و شروع ‏برنامه چهارم، بنزین و تعدادی دیگر از فرآورده ها بدون یارانه عرضه گردد. لایحه برنامه چهارم و ماده (4) ‏آن از تصویب مجلس ششم هم گذشت و دولت وقت مصمم به اجرای آن از ابتدای سال 1384 ودر زمان ‏حضور خود بود. با شروع کار مجلس هفتم و در همان ماه های اول آغاز کار آن یکی از اقدامات مجلس هفتم ‏حذف ماده (4) فوق الذکر از قانون برنامه چهارم توسعه و تصویب قانون موسوم به قانون تثبیت قیمت ها به ‏جای آن می باشد که از آثار وخیم آن می توان به رشد سرسام آور مصرف فرآورده ها و بنزین در سال های ‏‏1384 و 1385 و باز هم تکیه به راه حل نادرست واردات برای جبران مصرف داخلی در این سال ها و نیز ‏ایجاد تفاوت قیمت مجدد و شدید بین قیمت داخلی و منطقه ای فرآورده های نفتی و رانت های به وجود آمده در ‏این مورد اشاره کرد. ‏

همزمان با بحث تصویب قانون تثبیت قیمت ها، کار در مجلس هفتم تا به این جا پیش رفت که بعضی از ‏نمایندگان محترم بحث قیمت تمام شده بنزین در حدود 35 تومان را مطرح کردند ودر جامعه انعکاس وسیعی ‏داشت و مدتی گذشت تا گرد و غبارها زدوده شد و در جامعه تقریباً همه متوجه شدند که این عدد اشتباه است و ‏در تولید و محاسبه قیمت تمام شده بنزین، قیمت نفت خام ورودی پالایشگاه ها صفر در نظر گرفته شده است ‏که با احتساب قیمت واقعی برای آن، قیمت تمام شده در آن زمان بیش از ده برابر نسبت به 35 تومان بالاتر ‏می بود که البته دلایل طرح چنین مباحثی در آن زمان واضح و روشن بود. ‏

اگر به تجربیات موجود در کشورهای مختلف جهان در مورد مدیریت مصرف بنگریم وتجربیاتی که در دهه ‏اخیر به ویژه در طول برنامه سوم و دو سال اول برنامه چهارم در مورد مصرف بی رویه انرژی و بنزین در ‏کشور ما گذشت، دلسوزانه و منصفانه و عدالت خواهانه و با تکیه به منافع ملی بنگریم هیچ انسان منصفی نمی ‏تواند تلخی تاثیر حذف ماده (5) قانون برنامه سوم در مجلس پنجم و حذف ماده (4) قانون برنامه چهارم و ‏جایگزینی قانون موسوم به تثبیت نرخ ها در مجلس هفتم را در مصرف سرسام آور و بی رویه انرژی و بنزین ‏در کشور نادیده بگیرد و شیرینی حفظ منافع ملی و جلوگیری از رانت خواری گسترده در عمل را که پس از ‏تصویب ماده (71) قانون تنظیم روابط مالی در سال 1380 و حذف یارانه فرآورده های ویژهنظیر قیر و ‏روغن موتور و جلوگیری ا ز قاچاق فراگیر آن که با حمایت دولت و مجلس اصلاح طلی اتفاق افتاد و صدها ‏میلیارد تومان ثروت کشور به جای درآمد رانت خواران به خزانه کشور بازگردانده شد را فراموش کند. ‏شیرینی جلوگیری از رانت خواری که به تحسین رسمی و تقدیر گسترده سازمان بازرسی کل کشور در ‏عملکرد ماده (7) قانون تنظیم روابط مالی، از دست اندرکاران اجرایی آن منجر گردید. ‏

‎ ‎‏2. ساخت و توسعه و اصلاحات پالایشگاهی‎ ‎

‏

برای باز شدن و ارزیابی حقایق در این زمینه نیز به تاریخچه موضوع، نگاهی اجمالی می اندازیم. در سال ‏‏1358 ظرفیت پالایشگاه های کشور حدود 800 هزار بشکه در روز ومیزان تولید در 7 پالایشگاه در حال ‏کار روزانه حدود 110 میلیون لیتر در روز بود. در سال 1362 کار طراحی پالایشگاه اراک در شرکت ملی ‏نفت ایران آغاز گردید و شروع کار اجرایی و طراحی تفضیلی آن دچار وقفه شد تا اینکه در سال 1367 ‏تکمیل طراحی و عملیات اجرایی آن توسط شرکت پیمانکار خارجی مجدداً آغاز و در سال 1371 با ظرفیت ‏‏150 هزار بشکه در روز به بهره برداری رسید. ‏

همچنین در سال 1368 کار طراحی و تدارکات پالایشگاه بندرعباس با کار مشترک پیمانکاران خارجی و ‏داخلی آغاز و عملیات اجرایی آن نیز در سال 1371 آغاز گردید که مرحله اول آن ( با نیمی از ظرفیت تولید ‏و حدود یک صد هزار بشکه در روز) در سال 1376 به بهره برداری رسید و بقیه مراحل شامل 16 واحد از ‏جمله دیگر واحدهای تقطیر و واحدهای بنزین سازی، آیزوماکس، تولید هیدروژه و غیره به تدریج ظرف 3 ‏سال به تولید رسد و نهایتا در سال 1379 و در شروع برنامه سوم توسعه در بهره برداری کامل قرار گرفت. ‏همچنین از سال 1358 به تدریج ظرفیت پالایشگاه های 7 گانه قبلی اصلاح و افزایش یافت به طوری که در ‏سال 1376 میزان ظرفیت پالایشگاه ها با احتساب ظرفیت های جدید تا آن زمان به میزان حدود 1450 هزار ‏بشکه در روز با تولید روزانه حدود 200 میلیون لیتر فرآورده بالغ گردید، همان طور که قلا عنوان شد در ‏قانون برنامه سوم توسعه، ساخت و توسعه پالایشگاه توسط بخش خصوصی در نظر گرفته شده بود و وزارت ‏نفت ظرف 3 سال اول برنامه سوم حدود 20 موافقت اصولی ساخت پالایشگاه توسط بخش خصوصی صادر ‏کرد لیکن هیچکدام به مرحله عمل نرسید که یکی از دلایل بارز آن در کشور ما حذف اده (5) لایحه برنامه ‏توسعه و یارانه ای ماندن فرآورده های تولیدی آن ها بود البته یک دلیل عمده دیگر آن پایین بودن قیمت نفت ‏خام در آن سال ها بود که باعث می شد نرخ بازگشت سرمایه گذاری احداث پالایشگاه توسط بخش خصوصی ‏را کم و حداکثر در حد سود سپرده گذاری بانکی قرار دهد و برای سرمایه گذاران بخش خصوصی صرف ‏نداشت که در این کار سرمایه گذاری کنند اتفاق مشابهی که در اکثر نقاط جهان اتفاق افتاد وعملاً 8-7 سال و ‏تقریبا تا سال 1382 سرمایه گذاری قابل ملاحظه ای در افزایش ظرفیت پالایشگاهی در نقاط مختلف جهان ‏صورت نگرفت و در آن سال ها افزایش ظرفیت و سرمایه گذاری احداث پالایشگاهی در دنیا به رکود در آمده ‏بود. ‏

همان طور که گفته شد به دلیل قیمت پایین فرآورده ها و بنزین در سال های برنامه سوم و مهیا نبودن امکاتات ‏سرویس دهی مناسب وسایل حمل ونق عمومی و مصرف بالای خودروهای تولیدی داخل کشور و سیل ‏گسترده و خارج از برنامه ورود خودروهای جدید تولید داخلی به چرخه حمل و نقل و خارج نشدن خودروهای ‏فرسوده از این چرخه، رشد وحشتناک و استثنایی مصرف فرآورده ها و بنزین در طول برنامه سوم و بعد از ‏آن را شاهد بودیم، در همان سال های اول برنامه سوم با هویدا شدن رشد شدید مصرف، در استمرار فعالیت ‏های اصلاح ظرفیت و کیفیت تولید پالایشگاه های موجود و در حد بودجه های محدود تخصیصی و مصوب ‏داخلی از ناحیه شرکت ملی نفت ایران، این فعالیت ها شتاب بیشتری گرفت که یکی از مهمترین ثمرات آن در ‏همان سال اول برنامه سوم ظهور یافت و منجر به ارتقاء کیفیت بنزین تولیدی و حذف آلاینده سرب از بنزین ‏گردید وعملاً‌ به طور گسترده بنزین با دو اکتان متفاوت عرضه گردید. این حرکت زمینه اصلی و مناسب را ‏برای اصلاح کیفیت و کم کردن مصرف خودروهای جدید تولید داخلی فراهم میکرد که از این اقدام، ‏خودروسازان استفاده مناسب و به موقع ننمودند. ‏

گام های بعدی در نوسازی و اصلاح ظرفیت در بخش گسترده ای از پالایشگاه آبادان و احداث و بهره برداری ‏از واحد جدید تولید بنزین در پالایشگاه لاوان، و فاز 1 اصلاح کیفیت در پالایشگاه های تهران و تبریز (در ‏قالب طرح سوآپ) و اصلاحاتی در پالایشگاه های اصفهان و بندرعباس بود که همگی در طول برنامه سوم ‏اجرا و به بهره برداری رسیدند، حاصل این اقدامات در آن سال ها کاهش روزانه 15 میلیون لیتر از نفت ‏کوره تولیدی و متناسباً‌ افزایش 6 میلیون لیتر تولید روزانه بنزین و 9 میلیون لیتر تولید روزانه نفت و گاز و ‏یک میلیون لیتر گاز مایع بود. ‏

گام دیگری که در برنامه سوم برداشته شد کار طراحی اصلاحات بعدی در پالایشگاه های آبادان، تهران، ‏تبریز، اراک، اصفهان، شیراز، بندرعباس، لاوان و کرمانشاه بود که برای این کار قریب به 30 شرکت ‏برجسته مشاور خارجی و داخلی به خدمت گرفته شدند و این کاری حساس و وقت گیر و سنگین بود که انجام ‏گرفت و در مورد پالایشگاه های اراک، اصفهان، تبریز، تهران، آبادان، بندرعباس و لاوان به پایان رفت و با ‏کسب مجوز قانونی از مجلس ششم در قوانین بودجه سال های 1383 و 1384 مرحله بعدی یعنی برقراری ‏مناقصه اجرایی آغاز گردید که نتایج این مناقصه ها در سال های 1384 و 1385 منجر به عقد قراردادهای ‏اجرایی گردید. گام بعدی که از سال 1381 آغاز شد کار طراحی افزایش ظرفیت پالایشگاه بندرعباس و ‏مناقصه و قرارداد اجرایی و اقدامات اجرایی آن بود که تا سال 1384 حدود 50% پیشرفت اجرایی داشت و ‏در آینده نزدیکی به بهره برداری می رسد. ‏

گام دیگری که در برنامه سوم برداشته شد طراحی احداث پالایشگاه میعانات گازی بود که توسط وزارت نفت ‏به بخش خصوصی واگذار شد و به دلیل عدم اقدام بخش خصوصی، در اواخر سال 1383 بر اساس مجوز ‏اخذ شده از مجلس ششم در قانون بودجه 1384، توسط شرکت و پخش دنبال گردید و پس از طراحی پایه در ‏سال 1385 کار طراحی تفصیلی و شروع کار اجرایی آن نیز آغاز شد.

‏

گام دیگر در برنامه سوم شروع طراحی پالایشگاه های نفت خیلی سنگین در آبادان و بندرعباس بود. حاصل ‏این حرکت ها منجر به تثبیت برنامه برای سرمایه گذاری افزایش ظرفیت پالایشگاهی از 6⁄1 میلیون بشکه به ‏‏7/2 میلیون بشکه در روز و تولید فرآورده های اصلی از 220 میلیون لیتر در روز به 375 میلیون لیتر در ‏روز و در مورد بنزین در حد 34% آن به میزان 130 میلیون لیتر در روز می گردد. ‏

پشتوانه این حرکت ماده (4) لایحه برنامه چهارم توسعه بود که قیمت بعضی فرآورده ها و بنزین را از سال ‏‏1384 بدون یارانه می کرد و این سرمایه گذاری ها را منطقی می نمود. چرا که نفت خام دارایی بین نسلی ‏است و باید وقتی تولید و فرآورش می شود تولید ارزش افزوده نموده و درآمد آن صرف توسعه زیر بناهای ‏کشور گردد نه آن که در هوا با مصرف بی رویه و قیمت فوق العاده ارزان بسوزد، که راجع به سرنوشت ماده ‏‏(4) نیز در بحث قیمتها سخن رفت و اصلاح مجدد آن یک نیاز بسیار مهم و ضروری به ویژه با توجه به لزوم ‏نتیجه بخش شدن سرمایه گذاری های فوق الذکر است. ‏

نکته ای که معمولاً در بعضی بحث ها از آن غفلت میگردد این است که احداث هر پالایشگاه جدید از میزان ‏صادرات نفت خام می کاهد، هر پالایشگاه نفت خام با ظرفیت روزانه 200 هزار بشکه ای با فن آوری روز ‏حدود 10 میلیون لیتر در روز بنزین تولید می کند و بقیه فرآورده های آن عمدتاً نفت گاز و نفت سفید و نفت ‏کوره است که از این فرآورده ها فقط بنزین و گازوییل قیمت بالاتر از نفت خام دارند قیمت نفت خام ورودی ‏به چنین پالایشگاهی با قمیت هر بشکه حدود 60 دلار، سالیانه به میزان 5⁄4 میلیارد دلار می باشد و به همین ‏میزان سالیانه از درآمد صادرات نفت خام کشور کسر می نماید. ‏

بنابراین اگر مصرف بنزین قبل از سهمیه بندی را طبق برنامه حدود روزانه 82 میلیون لیتر در روز در سال ‏‏1386 در نظر بگیریم، حدود 40 میلیون لیتر در روز کسری نسبت به میزان تولید کنونی به وجود می آورد ‏که از چهار پالایشگاه 200 هزار بشکه ای با سرمایه گذاری 12 میلیارد دلاری به دست می آید و سالیانه نیز ‏با کم شدن 800 هزار بشکه از صادرات روزانه نفت خام، ‌حدود 18 میلیارد دلار از درآمد سالیانه صادرات ‏نفت خام کشور می کاهد. این امر نشان می دهد چقدر در کشور ما مدیریت مصرف بهینه بنزین و دیگر ‏فرآورده ها و اصلاح قیمت آن ضرورت اساسی دارد تا نهایتاً از مصرف بی رویه جلوگیری گردد. ‏

ساخت پالایشگاه و مراحل بعدی توسعه کمی و کیفی آن ها در دنباله اقدامات گذشته انشاءالله به موقع به نتیجه ‏رسد ولی مصرف و قیمت را باید اصلاح کرد. بدون حل مساله مصرف و قیمت و صرفاً‌ تاکید بر تولید بیش ‏تر و عرضه بیش تر درد مدیریت بیمار انرژی کشور چاره نمی گردد. کما این که یکی از اقدامات بزرگ و ‏مهم در برنامه دوم و برنامه سوم که در تمام طول سال های برنامه پیگیری شد بحث جایگزینی گاز مصرفی ‏در کشور به جای فرآورده هایی نظیر گازوئیل و نفت سفید و نفت کوره بود که حتی کشور را در سال های ‏آخر برنام دوم و سال های ابتدایی برنامه سوم به صادرکننده مهم این سه فرآورده تبدیل کرد. لیکن مصرف بی ‏رویه کار را به جایی رسانده است که با وجود افزایش تولید گازوئیل در برنام سوم، مجدداً در سال های ‏‏1384 و 1385 با وجود صادرات گازوئیل در سال های قبل از آن واردات گازوئیل صورت گیرد. ‏

‎ ‎‏3. سهیمه بندی بنزین‎ ‎

‏

بحث مهم دیگری که لازم است مسئولانه و به طور منصفانه از آن غبار زدایی گردد بحث سهمیه بندی بنزین ‏است. این امر ایجاب می نماید تاریخچه شروع و ابعاد و عمق آن بازخوانی و ارزیابی گردد. ‏

در حین مذاکرات تدوین قانون بودجه سال 1383 در مجلس که در آخرین روزهای سال 1382 از تصویب ‏مجلس ششم گذشت، اولین بار در متن پیشنهادات مطروحه نمایندگان محترم در صحن علنی بحث کنترل ‏عرضه و مصرف بنزین به وسیله کارت هوشمند سوخت مطرح و به تصویب رسید و در متن قانون بودجه ‏‏1383 آمد و دولت و وزارت نفت و شرکت ملی و پالایش و پخش با نظر تایید و مثبت از ابتدای سال 1383، ‏مقدمات مربوط به اجرایی شدن آن را آغاز کردند.‏

گرچه ایجاد محدودیت های ناشی از آن ضعف و تهدید و زمینه فساد تلقی میگردد و ایجاد محدودیت جز برای ‏شرایط اضطرار و در دوران محدود قابل گذر معنا نداشت و ندارد لیکن عمده دلایل مثبت در این مورد د رآن ‏زمان به شرح زیر بود تا بر این اساس به توان در دوره محدود و به دلیل اضطرار آن را اجرا و این دوره ‏محدود را با کفایت مدیریت کرد و آن را به یک فرصت تبدیل نمود:‏

‏1. از سهمیه بندی می توان و باید به عنوان فرصتی برای کنترل مصرف و اصلاح و تعدیل قیمت و حذف ‏تدریجی یارانه ها در یک دوره گذرا و محدود زمانی استفاده کرد. میزان یارانه های انرژی در سال جاری ‏حدود 67 میلیارد دلار تخمین زده می شود که حدود 15 میلیارد آن یارانه بنزین و 18 میلیارد دلار یارانه ‏گازوئیل است. مطابق آمار ترازنامه انرژی سهم دهک دهم از یارانه بنزین 7⁄32 درصد و سهم دهک یکم 3⁄1 ‏درصد است و سهم بقیه دهک ها بین این دو قرار دارند و بیش ترین سهم مربوط به دهک های هشتم به بالاست ‏به طوری که روی هم بالغ بر 50% از کل یارانه فوق الذکر بنزین نصب دهک های نهم و دهم می گردد. ‏

همچنین سهم دهک هم از یاراه گازوئیل 7⁄34 درصد و سهم دهک یکم 5% درصد است و عین وضعیت بنزین ‏در مورد گازوئیل می‌باشد به طوری که بر روی هم بالغ بر 60% از کل یارانه فوق الذکر گازوئیل نیز نصیب ‏دهک های نهم و دهم می شود. و در مجموع توزیع یارانه های انرژی تلخ ترین و بدترین عرصه و نمود بی ‏عدالتی اقتصادی و اجتماعی در جامعه است.‏

ضمن اینکه فوق العاده ارزان بودن حامل های مختلف انرژی انگیزه های لازم برای بهینه سازی مصرف و ‏جلوگیری از مصرف بی رویه و رشد سرسام آور مصرف انرژی و زمینه اصلاح و جایگزینی سیستم های ‏مصرف کننده انرژی را بسیار کند می کند و این تهدید بسیار عظیمی برای اقتصاد کشور ما است، و باعث ‏تلف دارایی های ملی و بین نسلی می گردد که ما به هیچ وجه حق چنین کاری را نداریم. تحلیل نادرستی است ‏اگر گفته شود صرف سهمیه بندی ایجاد عدالت نموده است، چون اصل بی عدالتی در توزیع یارانه ها بین دهک ‏های درآمدی است که سهمیه بندی ناقص چاره این بیماری بزرگ اقتصاد کشور نیست و همچنان در عمل به ‏دارندگان امکانات بیش تر مصرف کننده انرژی سهم سنگین تر یارانه ها تعلق می گیرد. حذف تدریجی یارانه ‏ها همواره با مقاومت های شدیدی در سطح تصمیم گیری مواجه بوده است که نمونه های آن قبلاً اشاره شد. ‏

‏2. از سهمیه بندی می توان و باید به عنوان فرصتی برای گسترش کمی و کیفی ناوگان حمل و نقل عمومی و ‏توسعه رفاه اجتماعی از این طریق بهره گرفت. ‏

‏3. از سهمیه بندی می توان و باید به عنوان فرصتی برای اصلاح جدی کیفیت خودروهای تولید داخلی و ‏کاهش شدید مصرف سوخت در آن ها بهره برداری کرد. موضوعی که خودروسازی کشور در پرتو انحصار ‏و تعرفه های سنگین وارداتی و سوخت ارازن و نیاز شدید بخش های قابل ملاحظه ا ی از جامعه به خودرو به ‏دلیل ضعف شدید ناوگان حمل و نقل عمومی، مطلقاً به طور جدی به آن نپرداخته و تحت شرایط محکم به ‏وجود آمده برای خودروسازان، تولیدات خود را در حجم بسیار و قیمت گران به بازار عرضه و به فروش می ‏رسانند. ضمناً به دلیل شرایط مناسب مذکور برای خودروسازان، تمرکز اصلی را بر تولید به موقع و انبوه ‏وسایل حمل ونقل عمومی متمرکز ننمودند. ‏

‏4. از سهمیه بندی می توان و باید به عنوان فرصتی برای اصلاح شتاب کند گاز سوز شدن (‏CNG‏) ‏خودروها استفاده کرد. ‏

‏5. از سهمیه بندی می توان و باید به عنوان فرصتی برای جلوگیری از قاچاق بنزین که توسط مسئولین ‏انتظامی و امنیتی حدود یک تا یک و نیم میلیون لیتر در روز تخمین زده شد استفاده کرد. ‏

البته فرصت ها و دلایل مثبت دیگری را هم می توان بر شمرد و در نظر گرفت که ابلاغ سند چشم انداز ‏ضرورت های اصلاح ساختار اقتصاد کشور، دلایل فوق الذکر را شدیداً ارتقا داد چون شرایط بیمار کنونی ‏قابل اتکاء و دوام از منظر سند چشم انداز و سیاست های ابلاغی اصل 44 نیست. ‏

با این دلایل کار تهیه مقدمات و شروع اقدامات برای برقراری کارت هوشمند سوخت به طور جدی از ابتدای ‏سال 83 آغاز شد. ظرف حداکثر سه ماه طراحی اولیه مدل اجرا انجام شد و سپس این مدل به مناقصه گذاشته ‏شد و ظرف حداکثر سه ماه پس از شروع برگزاری مناقصه و اجرای ضوابط آن، شرکت برنده و پیمانکار ‏اجرایی که یکی از شرکت های تحت پوشش وزارت فن آوری اطلاعات بوده انتخاب شد و چون در متن ‏قانون، میزان بودجه آن پیش بینی نشده بود، در زمان محدودی بودجه آن نیز با مشکلات ویژه خود تعیین ‏تکلیف شد و از اواخر سه ماهه سوم سال 1383 پیمانکار اجرایی کار طراحی تفصیلی و سپس خرید حجم ‏گسترده کامپیوترها و سخت افزارهای آن را آغاز نمود. ‏

قرارداد یکساله بود و نهایتاً به دلیل مشکلاتی که درعمل به وجود آمده است به 5⁄2 سال کشید و در خرداد ‏‏1386 به بهره برداری رسید و هنوز بخش هایی از آن در حال رفع عیب و مشکلات است بنابراین دوره ‏محدودی از کار پیمانکار در دولت قبلی انجام و بقیه در دولت فعلی انجام شد. در طراحی اولیه مدل اجرا و ‏تنظیم ظرفیت های نرم افزاری و سخت افزاری این سیستم چنین در نظر گرفته شده بود که از کارت استفاده ‏های زیر در عمل صورت گیرد:

‏1. کنترل مصرف و اعمال روش های پلکانی و تصاعدی و مشابه در قیمت هر یک از حدهای مصرف

‏2. گردآوری اطلاعات مصرف به صورت ریز و در اجزاء

‏3. همچنین بکارگیری کارت به عنوان کارت اعتباری بانک برای پرداخت از طریق کارت به جای پول نقد که ‏درحال حاضر پرداخت نقدی مشکلات عدیده ای دارد. ‏

متاسفانه بعضی در دولت نهم تا مدت های طولانی به کارت هوشمند سوخت با دیده منفی نگاه میکردند و اگر ‏تاکید صحیح قانون بودجه سال 1386 و پافشاری در مجلس هفتم نبود شاید به این زودی عملی نمی شد و یا ‏پروژه به کناری گذاشته می شد. حتی شاهد بودیم دولت در انتهای فروردین سال جاری در پایان مهلت قانونی ‏نه سهیمه ها را اعلام کرد و نه نرخ آزاد را و این ریشه در تردیدها تا قبل از خرداد ماه داشت و همچنان دارد، ‏و نحوه اقدام و اجرا را هم در عمل شاهد هستیم. در صورتی که اگر به دلایل و انگیزه های اولیه تکیه می شد ‏می بایستی با قاطعیت و در یک دوره محدود و اضطرار سهمیه بندی با استفاده از کارت هوشمند سوخت را به ‏مورد اجرا گذاشت و آن را در خدمت تحقق اندیشه های اولیه قرار داد که از مهمترین آن ها کنترل مصرف و ‏اصلاح قیمت و اصلاح کیفیت خودروها و اصلاح حمل ونقل عمومی است.‏

در مورد تعیین قیمت تصاعدی و پلکانی براساس حد مصرف، در شرایط کنونی حتماً‌ باید در تعیین سقف ‏نهایی به قیمت مشابه آنچه در کشورهای همسایه و منطقه میگذرد اندیشید و به هیچ وجه نباید برای مصرف ‏اضافه تر از تولید داخلی، اضافه بر امکانات قانونی، مطلقاً هزینه دیگری به دولت تحمیل گردد. و این شیوه را ‏به تدریج و هدفمند ارتقاء داد. ‏

استمرار روش ناقص کنونی در سهمیه بندی و افزایش سهمیه های بخشی و موردی، قطعاً ‌و مطمئتاً اثرات ‏مثبت سهمیه بندی روی ترافیک را در فقدان حمل ونقل عمومی قابل اتکاء از بین می برد. البته برای کم کردن ‏نارضایتی عمومی و جا افتادن و فعال شدن امر سهمیه بندی کار خوب و درستی که دولت انجام داد اعلام ‏سهمیه 4 ماهه و بعد 6 ماهه بود لیکن به دلیل محدودیت بودجه وارادات و اتمام سهمیه های چند ماهه ابلاغی ‏در میانه راه، ادامه این وضعیت به شکل کنونی قابل دوام نیست و حتماً می بایستی طبق قانون، قیمت تصاعدی ‏و پلکانی آزاد را به شرحی که گذشت و طبق قول اولیه مسئولین دولت و مجلس در زمان شروع سهمیه بندی ‏به مورد اجرا گذاشت. ‏

شیرینی همراهی نهایی دولت و مجلس در سهمیه بندی موقعی موثر است که همه مفروضات به درستی به کار ‏گرفته شود و گرنه مجلس مجبور می شود پس از آن که یک بار به دلیل واقعیات ها اجباراً در مورد قیمت ‏بنزین از قانون تثبیت نرخ ها که خود گذرانده بود عدول کرد، مجدداً برای بار دیگر تن به افزایش بودجه ‏واردات بیش تر بنزین دهد که این تصمیم قطعاً‌ نیز خلاص به این شیرینی و تبدیل آن به شرنگی تلخ است که ‏در آن صورت معلوم نیست با چه دلایل وتوضیح به مردم آن را فروکش خواهند نمود.

‏

بد نیست در این جا به نکته ای عبرت آموز اشاره شود که یادآوری آن خالی از نتیجه گیری مناسب نیست. در ‏سال 1383 و تقریبا هم زمان با تصویب و ابلاغ قانون بودجه سال 1383 و سهمیه بندی بنزین توسط کارت ‏هوشمند، امکان موازی آن بر اساس مجوز و صلاحدید زمانی و به دلیل زمان بر بودن پروژه برقراری کارت ‏هوشتمد و تا آماده شدن آن فراهم گردید و آن چاپ تعداد مورد نیاز کاربرگ (کوپن) برای مصرف در دوره ‏محدود سهمیه بندی کوپن بود.‏

این موضوع لازم است از نظر فنی و عملیاتی تاکید شود که نظام فنی برقراری کارت هوشمند که خود یک ‏کوپن شیک دیجیتالی است قابلیت های گسترده و بسیار قابل اعتمادتر از کاربرگ (کوپن) دارد و لی مواقع نیاز ‏می توان از آن به عنوان یک ابزار و امکان استفاده کرد کما اینکه در توزیع خیلی از ارزاق در کشور از این ‏امکان استفاده می شد. در زمانی که کار چاپ آن در چاپخانه بانک ملی روزهای پایانی خود را می گذارند ‏حسب اتفاق تعدادی از رسانه ه ای کشور بازدیدی از عملکرد چاپ اسکناس در چاپ خانه مذکور داشتند که با ‏چاپ کوپن بنزین نیز مواجه شدند و از فردای آن روز تعدادی از جرایدی که امروز به شدت از سهمیه بندی ‏به شکل کنونی و با همین وضع موجود حمایت و دفاع می کنند، به علنی کردن چاپ کوپن در این چاپ خانه و ‏مقابله با تز سهمیه بندی پرداختند و استدلال آن ها این بود که این امر محدودیت برای مردم ایجاد میکند و ‏مطلقاً صحیح نیست و اینکه چرا اصلاً این کار انجام شده است و چرا سهمیه بندی، و آن را به عنوان ابزاری ‏تبلیغاتی بر علیه دول خاتمی و وزارت نفت قرار دادند که مقایسه آن رفتار با مواضع امروزشان بسی عبرت ‏آموز است. ‏

در هر صورت با ذکر آن چه بر سه مقوله تشریحی این مجموعه گذشت انتظار بر این است که همه دلسوزان ‏و علاقه مندان به نظام و منافع ملی و تمام جریانات سیاسی و نهادهای اجرایی و مردمی و دولت و مجلس با ‏تعمق بیشتری روی بحث مدیریت انرژی و مدیریت مصرف و ضرورت های تاریخی آن بیادیشند و به سهمیه ‏بندی بنزین با ابعاد همه جانبه و فلسفه اولیه آن، آن هم برای دوره ای محدود و گذرا و اضطرار به عنوان یک ‏فرصت بنگرند. ‏

و از دولت نیز انتظار می رود از به کار گیری فقط یک جزء آن و معطل گداشتن دیگر ابعاد پیوسته قانونی آن ‏و عملکرد ناقص که باعث شکست این طرح خواهد شد جداً بپرهیزد و این را قطعاً ‌بدانیم که ناقص اجرا کردن ‏و شکست آن باعث تاخیر بیش از بیش در مدیریت مصرف و فرصت سوزی بزرگ تاریخی خواهد شد. البته ‏مجلس و دولت می بایستی به این امر ا ساسی واقف باشند که راه حل های مدیریت مصرف، گسترده و اساسی ‏و همه جانبه است و از درون اقتصاد توسعه گرا و عدالت محور میگذرد و برای جامعه ای آگاه، آزادی خواه ‏و عدالت طلب با اطلاع رسانی و مدیریت و حکمرانی خوب و راه گشا برقراری آن بسی سهل و آسان است. ‏البته عمده ترین مشکل در متن اقتصاد بیمار ما مدیریت مصرف انرژی است که راه حل های بنیادی آن اساساً ‏نرم افزاری و در تدبیر اصلاح صحیح اقتصاد کشور بوده و صرفاً سخت افزاری نیست.‏

کشوری مثل آلمان 90 میلیون لیتر مصرف بنزین دارد و تعداد خودروهای بنزین سوز آن حدود 8 برابر ‏کشور ماست و مردم آن شاهد ترافیک و غیره مساله آفرین در آن کشور نیستند و مردم کمتر از خودروهای ‏شخصی خود برای تردد استفاده میکنند و رضایت و رفاه در حمل ونقل عمومی جای استفاده از خودروهای ‏شخصی در بسیاری از موارد را بدین منظور گرفته است. مدیریت مصرف در بنزین، گازوئیل، گاز و برق ‏راه حل های اقتصاد عامه پسند ندارد و سهمیه بندی ناقص و قیمت پایین فرآورده ها و استمرار یارانه، بحران ‏انرژی و بیماری های اقتصاد را مرتباً تشدید می کند. ‏

حکمرانی معتقدانه و خوب منوط به تامین منافع عموم و ملی و تاریخی و ایجاد اعتماد از این طریف در ‏افزایش سرمایه های اجتماعی است نه رضایت محدود و مقطعی و زودگذر و ظاهر پسند وعامیانه که مرتباً ‏سرمایه های اجتماعی را کاهش داده و از دست می دهد.‏

منبع: نوروز