اردوغان، احمدی نژاد، اسرائیل

فرخ نگهدار
فرخ نگهدار

خبر قتل بیرحمانه غیر نظامیانی که کمک انساندوستانه برای مردم غزه می بردند دنیا را تکان داد. در دهها شهر بزرگ دنیا مردم به گرد سفارت خانه های اسرائیل گرد آمدند و این جنایت را محکوم کردند. قساوت شنیع اسرائیل با غزه بار دیگر وجدان بشری را تکان داد.

رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه، بعد از کنفرانس داوس، این بار با قدرتی بیشتر، از اسرائیل خواست که از دروغ دست بردارد و به این بیرحمی در حق غزه فورا پایان دهد. اردوغان با قدرت هشدار داد: ترکیه با همان قدرتی که دوستی می کند دشمنی خواهد کرد. ما را نیازمآئید.

 

قدرتی شگرف

در کلام اردوغان قدرتی شگرف نهفته بود. او در کلام او اعتماد به نفس موج می زد. سخن رانی او در پارلمان ترکیه با کف زدن یک پارچه نمایندگان مواجه شد. حتی عمده ترین احزاب مخالف دولت هم در همین سو ایستادند. مردم ترکیه، از هر گروهی، با سیاست دولت خود همراهند. این است راز قدرتی که در کلام اردغان است.

جمهوری اسلامی ایران بسیار زود تر و بسیار شدید تر از همان بدو تاسیس خود مبارزه علیه “اسرائیل غاصب” را آغاز کرد. دیدار آیت الله خمینی با یاسر عرفات در تهران قلب مردم ایران در سراسر کشور را فشرد. در کلام او هم همان قدرتی موج میزد که دیروز در کلام اردوغان بود.

 

همسویی ما و آنها

برای ما ایرانیان، دست کم در این 30 سالی گذشت، روزی نبوده است که دردی که بر مردم فلسطین می رود از پیش چشم دور رفته باشد. ایرانیان هرگز با رفتار دولت اسرائیل با فلسطینیان همراهی نداشته اند و همواره دلسوز و هموند مردم فلسطین بوده اند. اکنون نیز همین حس با همان قدرت در دل مردم ما هست. مثل مردم انگلستان و امریکا، مثل مردم مصر و سوریه و دیگر جاها. به خصوص امروز نه تنها کشورهای عضو ناتو که تمامی جهانیان دیگر تردید ندارند که هم در ایران و هم در ترکیه هم دولت و هم ملت از رفتار دولت اسرائیل خشم گین و در درد مردم فلسطین سهیم اند. امروز ترکیه و ایران در مساله خاورمیانه عملا در یک سمت ایستاده اند. 

 

تفاوت ما و آنها

با این حال میان سیاست دولت ترکیه با سیاست دولت جمهوری اسلامی ایران در قبال بحران خاورمیانه و درد سالدار مردم فلسطین تفاوتی بنیادین وجود دارد.  این تفاوت فقط ناشی از آن نیست که دولت ترکیه، از دید اعضای پیمان آتلانتیک شمالی یک هم پیمان قدرت مند و مهم ترین دوست اسرائیل در منطقه، و جمهوری اسلامی ایران، از دید آنها، یک “خطر جدی” و مهم ترین دشمن اسرائیل در منطقه است. این تفاوت مشخصا ناشی از تفاوت بینادین رویکرد دو دولت در قبال اسرائیل و در قبال مردم خویش است.

 

رویکرد در قبال اسرائیل

دولت جمهوری اسلامی، به ویژه پس از روی کار آمدن احمدی نژاد، انکار هولوکاست و انکار حق موجودیت اسرائیل را پیش کشیده و هرگونه صلح با اسرائیل را ناممکن خوانده و از هر نوع جنگ علیه اسرائیل بر حق دانسته و در همان حال پیگیرانه پیشبرد یک برنامه هسته ای با خصلت تولید توانایی های دو گانه را پی گرفته است. این سیاست ها قطعا هیچ گونه پایگاهی در اروپا و امریکا نداشته و فقط مهر بی خبر ترین ها و حتی سفاک ترین ها درون جوامع اسلامی را به خود معطوف کرده است.  این سیاست ها چنانکه می دانیم فشارهای فزاینده ای را متوجه کشور کرده و ما را در زمینه همکاری ها و رقابت های اقتصادی، در مقایسه با رقبای منطقه ای، در موقعیت ضعیف تری قرار داده است. این مواضع، در هر سه زمینه، دولت اسرائیل را موفق کرده است همدلی و نگرانی غرب و قدرت های بزرگ را با خود همراه سوء ظن رقبای منطقه ای را نسبت به اهداف ایران تقویت کند.

در مقابل دولت اسلام گرای ترک نه تنها هیچ گاه سیاست براندازی اسرائیل و انکار هولوکاست و یا ستیز با طرح های صلح را پیش نکشیده است، بلکه با اسرائیل و حامیان جهانی اسرائیل روابطی تنگاتنگ و دو جانبه داشته است. ترکیه اصلی ترین گردشگاه خارجی مردم اسرائیل و امن ترین جا در خاورمیانه برای شهروندان آن کشور بوده و هست. دولت ترکیه هیچ گاه از یک راه حل نظامی حمایت نکرده و در هیچ رویارویی نظامی، نه له و نه علیه اسرائیل و یا دشمنان آن، مشارکت نداشته و فتح قدس از هیچ راهی را مسوولیت خود ندانسته است. از سوی دیگر دولت ترکیه با وسواس و دقت بسیار کوشیده است توجه جامعه بین المللی و مردم جهان را به فاجعه ای انسانی که در خاور میانه بر اثر سیاست سرسختانه اسرائیل رخ می دهد معطوف سازد. اعتراض ترکیه به موجودیت اسرائیل نبوده و نیست، به سیاست های اسرائیل است. این اعتراض متمرکز است روی رفتار غیر انسانی و بیرحمانه ارتش اسرائیل با ساکنین در محاصره قرار گرفته ی غزه. این سیاست ترکیه تا این جا نه تنها مانع از شکل گیری رو در رویی و سوء ظن با قدرت های بزرگ شده بلکه با مهارت و تدبیری درخور، موجی بسیار موثرتر و کارسازتر از ایران در جلب حمایت و سمپاتی در عرصه جهانی به سود فلسطین پدید آورده است. 

 

رویکرد در قبال جناح های داخلی

در عرصه سیاست داخلی نیز دولت ترکیه و دولت جمهوری اسلامی ایران در مسیری عکس پیش رفته اند.

دولت ایران در سال های اخیر گام به گام و در یک ساله اخیر به یک باره حمایت اجتماعی و اعتماد عمومی را بشدت از دست داده است. دولت ایران در سال های اخیر گام به گام و در یک ساله اخیر هرچه بیشتر به نیروهای مسلح در اداره کشور روی آورده است. نقش نظامیان در ایران افزایش یافته و نقش انتخابات و رای مردم در ساختن قدرت سیاسی به وضوح لگدمال شده است. نقار و سوء ظن میان گرایش های سیاسی کشور به شکلی بیسابقه تشدید شده است. در ایران کار به جایی رسید که، حتی در بدیهی ترین رویکردها در محافظت از منافع کشور یا در جلوگیری از لطمات احتمالی، کوچک ترین اعتمادی به دولت باقی نمانده و گامی نیست که این ها بردارند و، در بعد سیاسی یا اجتماعی، با شک و شبهه و مخالفت گسترده روبرو نشوند. 

دولت ترکیه در سال های اخیر گام به گام و در یک ساله اخیر به وسعت از مداخله، حضور و تاثیر نظامیان در سیاست کشور کاسته و بیشتر و بیشتر نهادهای مدنی و نتایج واقعی انتخابات متکی شده است. وضع البته هم چنان بسیار شکننده و بسیار بغرنج است. ترکیه از یک سو با سنت های نیرومند و گاه افراطی لائیک و نگرانی به حق آنها از رشد تمایلات اسلام گرایانه در کشور مواجه است و از سوی دیگر با مساله بسیار پیچیده ارتباط هویت ملی و هویت قومی و مطالبات یک دست نشده ی کردی و تنش های حاد ناشی از آن روبروست. اما علیرغم تمام این مخاطرات به نظر میرسد که هم حزب عدالت و توسعه و هم حزب جمهوریخواه خلق که احزاب اصلی به شمار میروند، هر دو در عام ترین جهت گیری های اساسی کشور، از جمله در زمینه حفظ پای بندی به اصول دموکراسی و یا نوع واکنش در قبال خودداری اروپا از قبول ترکیه در اتحادیه اروپایی و ضرورت اتخاذ نوعی نگاه به شرق، در مقابل هم نیایستاده اند و در مناسبات آنان، برخلاف ایران، تا اینجا در مسیر آلودگی به تنش و بدگمانی سیر نکرده است.

 

نتایج دو رویکرد

ایران و ترکیه چالش های درون اسرائیل و کشورهای حامی تاثیرات متفاوت بر جای گذاشته اند. سیاست ایران کمک کرده است این چالش های در درون آن کشورها کمتر، مقابله با ایران حجت و حقانیت بیشتر، و سرسختی در قبال صلح گسترده تر شود. سیاست ایران کوچک ترین پایگاهی در درون اسرائیل ندارد و نمی تواند داشته باشد.  حال آن که با مداقه در  واکنش اسرائیل در قبال کاروان حامل کمک های انسان دوستانه به غزه - که آشکارا تحت حمایت و حتی تشویق دولت ترکیه بود، بسیار تدافعی، بسیار سراسیمه بود و یک ضربه واقعا کاری بر دولت راستی نتان یاهو بود. رفتار دولت ترکیه در قبال محاصره غزه واقعا شکاف در درون جامعه اسرائیل و قدرت های حامی آن را روز به روز بارز تر می کند. حال آنکه سیاست ایران در راستای پرتاب موشکچه های دست ساز بی خاصیت زمینه را برای یک دستی دولت اسرائیل هم فراهم تر کرد. روش ترکیه و واکنش اسرائیل دولت حتی دولت مطیع الدوله ی مبارک را هم وادار می کند گذرگاه رفح را بگشاید. امری که موشک اندازی حماس هرگز نمی توانست و نتوانست به گشایش آن کمک کند.  رفتار ترکیه هم در غرب و هم در درون جامعه اسرائیل کمک کرده است نیروهای میانه رو از افراطیون دست راستی فاصله بیشتری بگیرند. رفتار ایران هم در اسرائیل هم در غرب هر دم بیشتر میانه روها را به سوی افراطیون سوق می دهد.

 

این شهر، سنگستان نیست

این تصور بی پایه و نابجاست که چون ساختار قدرت و پیشینه مناسبات جمهوری اسلامی ایران با قدرت های بزرگ و قدرت های منطقه با ترکیه تفاوت فاحش دارد و یا سیاست در ترکیه Turkish politics در مسیری جز مسیر سیاست در ایران Iranian politics گسترش یافته است، لذا برای دولت ایران سیاست گذاری هایی از نوع ترکی میسر نیست. شک نیست که در ترکیه آقای اردوغان از حداکثر ظرفیت های ساختار حقوقی و مناسبات قدرت برای پیشبرد سیاست مورد نظر خود بهره می برد. این طور نیست که این سیاست ها و تدابیر به آقای اردوغان و حزب عدالت توسعه مربوط نباشد و به فقط برخاسته از ویژگی های ساختار قدرت و نظام سیاسی مربوط باشد.

درست به همین گونه، این طور نیست که آنچه دولت احمدی نژاد و شرکاء در باره هولوکاست و نابودی اسرائیل از راه قهرآمیز و برنامه هسته ای می گویند و می کنند همه “وحی مُنزَل” و ناشی از ساختار قدرت و ماهیت نظام سیاسی ایران و تغییر ناپذیر باشند. اگر راه را بر انتخاب واقعی مردم ایران به زور سرنیزه سد نکرده بودند، اگر رای مردم ما هم، مثل مردم ترکیه، به حساب می آمد و آقای موسوی و همراهان مهار دولت را در دست داشتند، از ایران هم می توانست صدای دیگری، جز صدای هولوکاست و هسته ای و نابودی اسرائیل برخیزد و همدلی و همزبانی جامعه جهانی را هم با ایران برانگیزد؛ می توانست این همه بدگمانی و سوء ظن و ترسی که در تار و پود جناح های سیاسی در کشور ما خلیده است را به عزمی بزرگ و مشترک برای باز یافت جایگاه کشور در عرصه رقابت های سالم و همکاری های سودمند اقتصادی و سیاسی با همه کشورها فرارویاند. آری. اصلا این ناممکن نبوده و نیست که هم قلب ما برای صلح در غزه و لبنان بطپد و هم برای برساختن و برتر نشاندن کشور خود دست در دست هم داشته باشیم.

نه. واقعا همیشه مرغ همسایه غاز نمی نماید. گاه تفاوت ها واقعی است. اما همانقدر که واقعی اند اجتناب پذیر هم هستند. ایران واقعا شایسته حکومت بهتری است. این شهر، سنگستان نیست. 

 

منبع: ایران امروز