ماراتن نبود؛ دو با موانع دیپلماتیک بود

هافینگتون پست
هافینگتون پست

» نگاه هافینگتون پست به توافق اتمی

توما الوس شنترو

۲ آوریل ۲۰۱۵ به یک روز تاریخی در ذهن ایرانیان تبدیل شده است. پس از ۸ روز مذاکرات فشرده در لوزان، توافق اتمی در آخرین روز از تعطیلات نوروزی به دست آمد. رییس جمهور حسن روحانی در حساب توئیتر خود این خبر را اعلام کرد.

بی شک تا رسیدن به توافق نهایی هنوز بیش از دو ماه باقی است، ولی انتظار تمام نشدنی در مذاکرات و اعلام ناگهانی این خبر همه را شگفت زده کرد.

پس از صحبت با لوران فابیوس، وزیر خارجه فرانسه، و همتای روسی اش، سرگئی لاوروف، که تازه از میز مذاکرات برخاسته بودند، همه چیز نشان از شکست های جدید دارد.  

دو سال مذاکره و درنهایت تفاهم نسبت به موارد کلیدی توافق و همچنین ایجاد امید برای وقوع پیشرفت های چشمگیر در منطقه نباید ما را درگیر برداشت های سریع و تخیل نسبت به یک آینده درخشان سازد.

فردای آن روز محمد جواد ظریف در خیابان های تهران مورد استقبال مردم قرار گرفت. علی رغم گفته وزیر خارجه ایران دایر براینکه “رسیدن به توافق نهایی تا آخر ماه ژوئن کار مشکل و بزرگی است”، ولی مردم نتوانستند شادمانی خود را نگاه دارند، چرا که این کشور متحمل تحریم های سنگین بین المللی شده و این روزنه امیدی برای مردم ایران محسوب می شود.

این لحظه مهم حتی مورد استقبال برخی مخالفان ایران نیز قرار گرفت و از آن به عنوان نقطه آرامش یاد کردند. “خبر خوب” به نقل از فدریکا موگرینی [رییس جدید دیپلماسی اروپا] و “گامی مثبت” به نقل از لوران فابیوس نشان دهنده آن است که تمامی اقشار سیاسی از نیروی دیپلماسی به کار رفته در این پرونده استقبال کردند.

با این حال از پیروزی کامل فاصله داریم، زیرا پشت پرونده جنجال آفرین اتمی ایران، سال ها عدم تفاهم و تنش‌های سیاسی نهفته است.

فراموش نکنیم که در تاریخ ۲ دسامبر ۱۹۵۳ در بحبوحه جنگ سرد، رییس جمهور آمریکا آیزنهاور در برابر مجمع عمومی سازمان ملل پیشنهاد “اتم برای صلح” را مطرح کرد تا بخش اتمی بین المللی مورد کنترل قرار گیرد و از وقوع هرگونه خطر جنگ در جهانی دوقطبی جلوگیری بعمل آید. در پیشنهاد وی همچنین انتقال فن آوری به کشورهایی که مایل به داشتن برنامه اتمی صلح آمیز بودند لحاظ شده بود.

ایران وارد این طرح شد، پیمان منع گسترش اتمی را به امضاء رساند و با فرانسه در شرکت “یورودیف ۱” مشارکت کرد. ولی ایران در اوج بحران نفتی خواستار بازنگری شرایط خود شد؛ ابتدا در قرارداد با یورودیف. ایران خواستار تأمین ۱۰ درصد اورانیوم غنی شده در ازای یک میلیارد دلاری شد که برای کمک به توسعه این شرکت فرانسوی واریز شده بود.

با انعقاد این توافق، ایران درحال تبدیل شدن به پنجمین قدرت نظامی در جهان بود و از همین حیث به حق “مشروع” خود دایر بر داشتن سلاح اتمی تأکید می ورزید. شاه ایران می پرسید: “اگر داشتن تسلیحات اتمی یا هیدروژنی برای فرانسه و آلمان یک امر عادی است، چرا ایران باید از آن محروم باشد؟” او همچنین بر این نکته تأکید می کرد که کشورش عضو سازمان ناتو نیست و در نتیجه در صورت رویارویی نظامی در خاک خود هیچ گونه حامی‌ای نخواهد داشت.

این خواست شاه برای ایجاد استقلال نظامی از دید کشورهای غربی به مثابه ایجاد بی ثباتی در منطقه و به خطر افتادن منافع آنها در قراردادهای متعدد در زمینه های اقتصادی و انرژی با کشورهای همسایه ایران بود.

بدین ترتیب این موضوع با مخالفت شدید کشورهای غربی روبرو شد و این درحالی بود که انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹ نیز در ایران به وقوع پیوست و مواضع ایران در قبال غرب سخت گیرانه شد. سال ۱۹۸۰ سالی بود که ارتباطات میان ایالات متحده و کشور آیت الله ها قطع شد. سال ۱۹۹۶ سالی بود که قانون تحریم ایران و لیبی به تصویب رسید و تدابیر مجازات‌کننده علیه کشورهایی که حامی تروریسم بین المللی محسوب می شدند یا قصد دستیابی به سلاح های کشتارجمعی داشتند مورد تشدید قرار گرفت.

سپس دوره ای مملو از بدگمانی آغاز شد که با حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر، اظهارات دولت احمدی نژاد علیه اسراییل و اقدامات تحریک آمیز پایان ناپذیر وی درخصوص نتیجه نامشخص برنامه هسته ای ایران تشدید گردید. کمک های انجام شده توسط رییس جمهور خاتمی در پرونده عراق هیچ تأثیری نداشت و رییس جمهور بوش ایران را در لیست کشورهای “محور شرارت” طبقه بندی کرد.

پس از آن، انزوای ایران در صحنه بین المللی افزایش یافت و این منجر به رکود وضعیت اقتصادی در این کشور شد.

پس با توجه به تمامی این رویدادها، طبیعی بود که همگان از تلاش دیپلماتیک و رسیدن به گام اولیه توافق شادمان شوند، ولی بی شک نباید ساده لوحی را در این مسأله دخیل کرد. اطرافیان خامنه ای و همچنین کشورهای خاورنزدیک، و در رأس آنها عربستان سعودی و اسراییل، همگی به یک چشم به امتیازات داده شده نگاه نمی کنند، ولی این امتیازات درواقع شرط لازم برای بهبود سلامت منطقه است؛ به ویژه اینکه اتفاقات اخیر در منطقه لزوم چنین سلامتی را به ما یادآوری می‌کنند.

برای شناخت تأثیرات چنین توافقی باید کمی به گذشته بازگردیم: زمان‌هایی که به بهبود روابط میان ایران و غرب انجامیده. با این حال، زمانی که اولین شاخص‌های زمزمه شده ازسوی وزارت خارجه آمریکا نشان دهنده نامعقول بودن برخی خواسته‌ها از ایران است، مردم این کشور بر این باورند که فردا وضعیت کمی بهتر خواهد بود.

منبع: هافینگتون پست، ۹ آوریل ۲۰۱۵