کنت ام پولاک
این هفته حسن روحانی رئیسجمهور جدید ایران در سازمان ملل سخنرانی خواهد کرد. پیام او تغییر مسیر کشور از سیاستهای مقام پیشین خود محمود احمدینژاد خواهد بود. روحانی یک اصلاحگر واقعی است اما تمایل او به حرکت دادن ایران در مسیری جدید نباید چشم آمریکا را به مشکلات پیش روی دیپلماسی ببندد.
آقای روحانی اشاره کرده است که به خاطر بهبود روابط با جهان و برداشتن تحریمها علیه ایران، آماده است تا در مورد برنامه هستهای مصالحه کند. اما تصمیم نهایی در این مورد را رهبر ایران میگیرد. او تمایل خیلی زیادی برای این موضوع ابراز نکرده است اما بیانات اخیر او حاکی از امیدهایی برای نرمتر شدن مواضع کشور است.
اگر توافقی حاصل نشود آمریکا دو راه دارد: یا با زور مانع از بدست آوردن سلاح هستهای توسط ایران شود یا اینکه ایران هستهای را بپذیرد و کنترل کند تا اینکه رژیم خود از داخل فروریزد.
تهران هر قدر هم در سالهای اخیر ناخوشایند بوده باشد، هرگز مانند صدام حسین نبوده است. بر خلاف سال 2003 تعداد بسیار کمی از آمریکاییها از حمله گسترده علیه این کشور حمایت خواهند کرد و این ریسک وجود دارد که حمله هوایی برای نابود کردن برنامه هستهای ایران کافی نباشد. پس از آن نیز ممکن است ایران از ان پی تی خارج شود و سلاح هستهای خود را برای مقابله با حمله آمریکا در آینده آماده کند.
نگرانی دوم این است که ایران مقابله به مثل کند و منافع آمریکا را در خاورمیانه هدف قرار دهد و از طریق متحدان خود، مانند حزبالله لبنان و جهادیهای فلسطین، به اسرائیل حمله کند. اما نگرانی بیشتر این است که ایران کمپینی را برای حملات تروریستی در خاک آمریکا شروع کند و آمریکا نیز مجبور به مقابله به مثل خواهد شد. استفاده از زور علیه ایران یا با شکست مواجه میشود یا شروع جنگی گسترده در خاورمیانه خواهد بود.
سیاست بازداری کنترل انتخاب مناسبی نیست اما عواقب آن از حمله کمتر است. این بدان معنی نیست که به ایران اجازه داده شود هر کاری دلش خواست بکند؛ بلکه مشابه بازداشتن شوروی، کوبا، کره شمالی و حتی ایران از زمان انقلاب خواهد بود. سیاست بازداری فشار زیادی بر ایران وارد خواهد کرد تا در حالت دفاعی باقی بماند و پایان رژیم را تشویق میکند. این سیاست تحریمها را پابرجا نگه میدارد و پنهانی به مخالفان کمک خواهد کرد و در پاسخ به حمایت ایران از تروریسم از سلاح سایبری استفاده میکند و انزوای دیپلماتیک را ادامه می دهد.
ایران در سالهای اخیر چهره خوبی از خود نشان نداده است اما هرگز غیرمنطقی، بیملاحظه و انتحارطلب نبوده است. به کرات به قدرت نظامی آمریکا احترام گذاشته و تمایل به عقب نشینی را ابراز کرده است. از سال 1979 از تروریسم حمایت کرده ولی هیچگاه سعی نکرده است دولتی را ساقط یا جنگ داخلی را در کشوری شروع کند.
هنوز دیپلماسی مسیر خود را با ایران طی نکرده است. بیایید امیدوار باشیم که موفق شود. اگر این اتفاق نیافتد گزینه های وحشتناکی مقابل ما خواهد بود. گزینه بازداری و کنترل از همه عواقب کمتری دارد. اما بدترین انتخاب این است که هیچ تصمیمی نگیریم و در عوض اجازه دهیم یک استراتژی تحمیل شود.
منبع: نیویورک تایمز - 23 سپتامبر