نقدی بر جایزه قتل حسنی مبارک‏

نویسنده

» دنبال کدام آبرو

خبر این است: تعدادی از دانشجویان تحصن کننده در فرودگاه مهرآباد که خواستار اعزام به غزه بودند، در پایان تحصن خود، برای “اعدام انقلابی” حسنی مبارک، رییس جمهور مصر، یک میلیون دلار جایزه تعیین کردند.‏چند روز بعد نیز اعلام کردند به دلیل “استقبال مردمی” از طرح “اعدام انقلابی مبارک”، مبلغ این جایزه را به یک و نیم میلیون دلار افزایش داده اند.‏

پیش از ورود به بحث، بی مناسبت نیست اظهارات سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران در واکنش به تعیین جایزه برای قتل مبارک را یادآوری کنیم که در پاسخ به سوال خبرنگاری در این باره، ضمن اینکه این اقدام را مربوط به دولت ایران ندانست، اعلام داشت که نباید کارهایی صورت گیرد که در راستای وحدت کشورهای اسلامی و کمک به مردم مظلوم فلسطین نیست. (نقل به مضمون)‏

با این مقدمه، مشخص می شود که موضع جمهوری اسلامی ایران نیز حمایت از چنین حرکت های خودسرانه ای نیست.‏

گذشته از این، اگر بخواهیم این ماجرا را از زاویه دید بازتری نسبت به زوایه دید تحصن کنندگان بنگریم، درخواهیم یافت همانگونه که سخنگوی وزارت خارجه کشورمان نیز گفته است، چنین کارهایی مفید نیست و بالاتر از آن، زیان آور نیز محسوب می شود.‏

درست است که ما، حسنی مبارک را از جمله سران خیانت پیشه عرب می شماریم و هیچ علاقه ای هم به او نداریم و مهم تر از همه، او را همدست صهیونیست ها در قتل عام کودکان فلسطینی می دانیم اما فارغ از این دیدگاه ها، نباید فراموش کنیم که مبارک، رییس جمهور قانونی یک کشور عضو جامعه ملل است و این را دنیا به رسمیت می شناسد. لذا بدیهی است که تحریک به قتل یک رییس جمهور در دنیای امروز، چیزی جز یک رویکرد تروریستی توصیف نمی شود.‏

معنای این سخن آن است که تعیین کنندگان جایزه، با دست خود ، دستاویزی برای متهم کردن مردم ایران به حمایت از تروریسم ساخته اند و این در حالی است که این اقدام، نه موضع دولت ایران است و نه مردم ایران برغم مخالفت شان با سیاست های قاهره، از ترور حمایت می کنند.‏

جالب اینجاست که دعوت به ترور رییس جمهور مصر (که آن را “اعدام انقلابی” نامیده اند) در حالی است که تمام بهانه های اسراییل در حمله به غزه، در یک جمله خلاصه می شود: “می خواهیم تروریست ها را از بین ببریم.” در چنین شرایطی، عقل سلیم حکم می کند که تلاش شود این بهانه از دست دشمن گرفته یا حداقل کمرنگ شود نه اینکه با چنین اقداماتی، به آنها بگوییم که اگر برای اثبات تروریست بودن ما، مدرک ندارید، ما خودمان زحمتش را می کشیم و با بوق و کرنا کردن اینکه به قاتل یک رییس جمهور پول می دهیم، این امکان را فراهم می سازیم که به راحتی تروریست خوانده شویم.‏

البته کسانی که متاسفانه به نام ملت ایران دست به چنین حرکت هایی می زنند، خود بهتر از هر کس دیگری می دانند که هیچ کس برای گرفتن جایزه نمی رود یک رییس جمهور را بکشد مگر آنکه انگیزه های اعتقادی یا سیاسی بسیار محکمی برای این کار داشته باشد که نمونه هایش را می توان در ماجرای انور سادات و نیز شلیک مرگبار “ایگل امیر” یهودی به اسحاق رابین سراغ گرفت.‏

گذشته از این، به فرض که کسی توانست از سیستم های امنیتی چند لایه رییس جمهور مصر عبور کند، او را بکشد و بگریزد! آن وقت، آقایان می خواهند در میان موج محکومیت های جهانی ترور یک رییس جمهور، برای قاتل مبارک مراسم بگیرند و جایزه اش را بشمرند و به او تحویل دهند؟!‏

تردیدی نیست که چنین حرکت هایی، به هیچ نتیجه ای نمی رسد جز اینکه این امکان را به مخالفان ایران می دهد که در رسانه های خود “پوسترهای دعوت به قتل مبارک” را نشان دهند و بگویند: دیدید گفتیم این ایرانی ها تروریست هستند؟!‏

و مگر نه این است که با چنین تحریکاتی در افکار عمومی جهان است که تهدیدات علیه کشورمان افزایش می یابد و امنیت ملی مان به خطر می افتد؟‏

ما، همانطور که پیشتر نیز گفتیم، دل خوشی از سران عرب و مخصوصا حسنی مبارک نداریم و آرزویمان این است که در سرزمین بزرگ مصر، یک حکمران صالح که از آرای واقعی مردم این کشور برخاسته باشد، حکومت کند ولی نمی توانیم نگرانی خود را از اقدامات گروهی خاص که متاسفانه حمایت نیز می شوند، پنهان کنیم، چه آنکه اگر روزی آمریکا بخواهد به ایران حمله کند، یکی از مهمترین بهانه هایش، حمایت ایران از تروریسم (!) است و آیا این افراد، با چنین اقداماتی، این “بهانه” را تقویت نمی کنند و از این رو، کارشان اقدام علیه امنیت ملی نیست؟

درست در روزی که جایزه قتل مبارک یک و نیم برابر شده، هیاتی از سوی حماس به مصر رفت تا با مردان مبارک مذاکره کند (نه اینکه مبارک را بکشد) در واقع ، در شرایطی که حتی حماس نیز داعیه کشتن مبارک را ندارد، در اینجا، عده ای گویا دوست دارند کاسه داغ تر از آش باشند!‏

بی گمان، برگزاری تحصن ها و تجمعات دانشجویی و مردمی علیه جنایات اسراییل در غزه، امری پسندیده و حتی ضروری است و از این منظر، اصل اقدام دانشجویان در تلاش برای رساندن صدای اعتراض مردم ایران به آنچه در غزه می گذرد، قابل تقدیر است اما حیف که چنان حرکت های خوبی با چنین اقداماتی عجیبی عجین می شود تا در نهایت بلندگوهای تبلیغاتی ضدایرانی هم از این تجمعات بی بهره نمانند.‏

‏… و سخن در این باب بسیار است اما عاقلان را اشارتی کافی.‏ منبع: صدای عدالت، 25 دی