مردم در بهارستان تاریخی: مرگ بر دیکتاتور

جلال کیهان منش‏
جلال کیهان منش‏

» گزارش روز از تجمع دیروز آزادی خواهان

اعتراض مردمی به کودتای انتخاباتی دیشب نیز در میدان بهارستان تهران، خود را نشان داد و ده ها هزار نفر از تهرانی ها در مقابل مجسمه مدرس و ساختمان مجلس، فریاد زدند: “موسوی، موسوی، حمایتت می کنیم ” و”مرگ بر دیکتاتور”.

در میدان بهارستان دیروز از حدود ساعت 2 عصر نیروهای امنیتی مستقر شدند. این مامورین اغلب از نیروهای ضد شورش پلیس بودند و بسیجی و سپاهی زیادی در میان آنها دیده نمی شد. در واقع نیروهای بسیج و سپاه، همچون شنبه گذشته، بیشتر در حد فاصل میدان آزادی و انقلاب مستقر شده بودند تا از  تجمع احتمالی جلو گیری کنند. اما با این وجود تجمع های مختلفی در میدان جمهوری، میدان توحید و دیگر نقاط شهر برگزار شد؛ هر چند در همه جا مامورین رنگ و وارنگی که  این روزها در خیابان های تهران مستقر شده اند، در کنار تظاهر کنندگان بودند.

در میدان بهارستان و در مقابل مجسمه آیت الله مدرس و در مقابل خانه ملت ده ها هزار نفر از مردم معترض از ساعت حدود ساعت 3 عصر تجمع کردند. نیروهای امنیتی هم از همان لحظات اول با ایجاد رعب و وحشت قصد پراکنده کردن آنها را داشتند؛ هر چند میزان خشونت آنها از لباس شخصی های محدودی که در بهارستان حضور داشتند، کمتر بود. اما لباس شخصی های میدان بهارستان که تحت حفاظت پلیس عمل می کردند، با خشونتی بسیار زیاد به زنان و دختران حمله کردند و آنها را با کابل، شیلنگ و باتوم پلاستیکی مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند. شدت این ضربه ها به حدی بود که برای دقایقی معترضین را بدون هیچ حرکتی نقش بر زمین می کرد و توان حرکت را از آنها می گرفت.

نیروهای ضد شورش با خود شوکرهایی هم داشتند که در صورت مقاومت مردم، به وسیله آن معترضین را بی حرکت و سپس بازداشت می کردند.

در میدان بهارستان تعداد نیروهای موتور سوار نیز بسیار زیاد بود. صد ها موتور سوار با موتوسیکلت های تریل خود را به جمعیت می کوبیدند و صفوف آنها را به هم می ریختند.

در همین حال ایستگاه مترو بهارستان نیز تعطیل شده بود و اتوبوس های شرکت واحد اجازه سوار کردن مسافر  از این میدان را نداشتند.

از آن سو خیابان جمهوری از چهار راه مخبرالدوله به این سو توسط پلیس راهنمایی رانندگی مسدود شده بود.

در همین حال صدای تیر اندازی های بسیار زیادی به گوش می رسید. این تیر اندازی هااز اطراف میدان و همه سو به گوش می رسید. ابتدا تصور می شد که این تیر اندازی ها برای ترسانیدن مردم و در نتیجه پراکنده کردن آنها است، اما در نهایت با مشخص شدن اینکه دختر جوانی در میدان بهارستان از ناحیه سر مورد اصابت تیر قرار گرفته و به شهادت رسیده، مشخص شد که تیر اندازی  با هدف مشخص انجام می شود. آن هم در حالیکه ده ها زن و مردجوان مجروح ،احتیاج به کمک پزشکی داشتند. البته مردم  برای کمک به زخمی ها تلاش زیادی می کردند اما یورش مداوم ماموران تقریبا اجازه هر گونه کمکی را از آنها سلب می کرد.

با این حال تعداد تظاهر کنندگان زیاد بود و هر لحظه نیز افزایش می یافت. همان طور که تعداد دستگیر شدگان نیز هر لحظه افزایش می یافت؛حتی  دستگیری های بی هدف، از جمله در یک مورد عروس و دامادی که برای خرید کارت عروسی به راسته چاپچی های آمده بودند نیز بازداشت شدند.

گزارش های غیر رسمی حکایت از آن دارد که تعداد بازداشتی های دیروز در میدان بهارستان بیش از هزار نفر بوده است.

همچنین با فشار ماموران تمام مغازه های میدان بهارستان و خیابان جمهوری و خیابان مصطفی خمینی تعطیل شده بودند. در پاساژها نیز پائین کشیده شده بود، در حالی که در آنها مشتریان و صاحبان مغازه ها حضور داشتند؛با این حال مامورین مانع خروج آنها می شدند. در پاره ای از موارد هم که مقاومتی می شد،مامورین با نشانه رفتن تفنگ به سمت صاحبان مغازه ها آنها را وادار به  سکوت می کردند.

 

جمعیت در حرکت

عاقبت بر اثر فشار مامورین،تظاهر کنندگان که با شعار” الله اکبر”،” موسوی موسوی، حمایتت می کنیم”، “مرگ بر دیکتاتور” و… می کوشیدند از میدان دورنشوند، به سمت شمال خیابان سعدی حرکت کردند. در همین حال راهپیمایان با کنار زدن نرده های متحرک جلوی مجلس، به محوطه مقابل آن رفتند و با دادن شعار خواستار حضور نمایندگان مجلس در میان خود شدند؛ اما از یک سو مجلس را تعطیل کرده بودند و از سوی دیگر نمایندگانی هم که در دفتر خود حضور داشتند، ترجیح دادند تنها از پنجره مردم را نظاره کنند و از خانه ملت بیرون نیایند.

به این ترتیب تظاهر کنندگان حدود ساعت 7 با عبور از پل به سمت میدان سپاه رفتند. در ضلع شمالی این میدان، بزرگترین پادگان داخل شهری سپاه پاسداران  قرار دارد که پیش از این تحت عنوان پادگان عشرت آباد شناخته می شد. مردم سپس در میدان سپاه و شهدا توقف کردند و با وجود فشار نیروهای امنیتی و نظامی، برای مدتی شعار دادند. در این حین نیروهای کودتا ضمن تیر اندازی با کلت کمری و کلاشینکف، به متفرق کردن مردم پرداختند و موتورسوارها نیز مجددا خود را به صف مردمان می کوبیدند تا مانع از ادامه حرکت آنان شوند. این موتور سواران لباس پلنگی با در دست داشتن کلاشینکف با سرعت خیابان را طی و خود را به وسط جمعیت می کوباندند؛ آن هم در حالیکه  مرتب شلیک می کردند. تیرهایی که برخی از آنها هوایی بود؛ شاید به همین دلیل تنها هلیکوپتری هم که در آسمان چرخ می زد، ترجیح داد ازکمی دور تر نظاره گر ماجرا باشد.