کروبی به ظاهر در اختیار وزارت اطلاعات است

نویسنده

» در مصاحبه با روز اعلام شد:

با حسین کروبی، فرزند مهدی کروبی از طریق ایمیل مصاحبه کردیم. او آن طور که خودش می گوید “متواری” است؛ و در توضیح شرایط کنونی می گوید “بالاتر از سیاهی رنگی نیست” اما پدرم همیشه به ما می گفتند این شیوه حکومت داری پایدار نخواهد بود و حکومت مجبورست به خواست ملت تن دهد، چون حریفی بسیار بزرگ به نام ملت پیش روی اوست  که امروز در مورد مشروعیت حکومت تردیدهای جدی دارد.

 

بی خبری از آقای کروبی و خانم فاطمه کروبی  از چند هفته هم گذشته، آیا خبری از وضعیت آنها دارید، یا به شما گفته اند جدا از دیدارهای کنترل شده، این وضع تا کی ادامه  می یابد؟ شرطی برای تغییر وضعیت اعلام شده؟

واقعیت این است که شرطی به ما اعلام نشده. پدر و مادرم ظاهرا در اختیار وزارت اطلاعات هستند. اما گذاشتن شروط و غیره از حوزه اختیارات وزارت اطلاعات خارج است. توجه داشته باشید وقتی رییس قوه قضائیه میگوید برخورد با به اصطلاح سران فتنه از حوزه من خارج است، یعنی اگر حوادثی بعد از حبس رخ بدهد، یا هر نوع محدودیتی ایجاد شود و یا ادامه پیدا بکند، هیچ کس حتی رییس قوه قضائیه هم مسئولیت نمی پذیرد و مقامات بالاتر باید تعیین تکلیف کنند و یا شرطی بگذارند. از طرفی آیا در مسئله “حبس”، “شرط” هم موضوعیت دارد؟ یعنی یک اقدام غیر قانونی و غیر انسانی صورت گرفته؛ حالا دیگر فکر نمیکنم موضوع شرط  چیز مهمی باشد. به قول معروف بالاتر از سیاهی که رنگی نیست!

برخی معتقدند مسئولان جمهوری اسلامی چاره برخورد با جنبش سبز را در قطع کامل تماس آقایان موسوی و کروبی با مردم یافته اند و با وضع موجود، دیگر فرصت ارتباط مستقیم با مردم را به آنها نخواهندداد. نظرتان در مورد این تحلیل چیست؟ آیاجنبش دچار نزول خواهدشد؟

به نظرم برعکس؛ قطع کامل ارتباط مردم با آقایان کروبی و موسوی هم فرصت است و هم تهدید. فرصت است برای جنبش و تهدیدست برای حکومت.  آقایان کروبی و موسوی بارها اعلام کرده اند که مردم راه خودشان را یافته اند و زنده و پویا بر خواسته ها یشان پافشاری دارند و هر روز مصمم تر از دیروز هستند؛ در برابر حکومت تنها توانسته است با فشار، کشور را کنترل کند اما آنقدر عاجز و درمانده شده که حتی از مراسم ختم یک نماینده مجلس و یا مراسم تدفین مادر یکی از وابستگان به این جنبش هم هراس دارد چه رسد به مراسم برای مرحوم پدر مهندس موسوی. این درحالیست که پدرم نقل می کرد وقتی آیت الله سعیدی در زندان رژیم شاه به شهادت رسیدند مراسم با شکوهی برای ایشان برگزار گردید و رژیم هم هیچ گونه ممانعتی به عمل نیاورد؛ این نشان میدهد که رژیم شاه به ثبات نظامش اطمینان داشت ولی این آقایان این اطمینان را ندارند. از سوی دیگر جنبش با حضور آقایان کروبی و موسوی از حدود و چهارچوب مشخص و خواسته های خاصی برخوردار بود اما با این اقدام حکومت، شرایط و خواسته های جنبش متفاوت شده و متفاوت تر هم خواهد گردید.

 

در مورد نحوه ادامه راه جنبش، با توجه به دیدگاه های آقای کروبی، چه نظری دارید؟

ببینید خواسته های مردم مشخص است و هرچه حکومت خشن تر هم برخورد کند، مطالبات مردم بیشتر می شود. مدیریت و همراهی با این مطالبات، هنرست. من در جریان عمل  دیدم که روحیه و مواضع  آقای کروبی و مهندس موسوی خرداد 88 با کروبی و موسوی دی و یابهمن  89 چقدر تفاوت داشت. یعنی آنان ضمنا همراهی با مردم و جناح های مختلف فکری موجود در جامعه پرتنوع ما، می کوشیدند به صورتی منطقی جنبش را پیش ببرند؛ لذا کسانی که نقش سخنگویی این دو بزرگوار را به عهده دارند، همانطور که نباید افراط کنند، دچار تفریط هم نباید بشوند؛ چون هر نوع ضعف در اعلام مواضع، موجب سرخوردگی مردم می شود. از طرف دیگر این دوستان باید از نظرات خیر خواهانه همه نیروهای دلسوز کشور استفاده کنند چون این جنبش متعلق به حزب و گروهی نیست و متعلق به همه اقشار است. بی توجهی به این اصول می تواند تاثیرات منفی بر جنبش بگذارد؛ همان طور که درک درست آن می تواند اسباب خیر باشد.

نظر آقای کروبی در مورد اینده جنبش سبز چه بود؟ به نتیجه امیدوار بودند؟
آقای کروبی یک روز قبل از حبس کامل، طی پیام ویدئویی کوتاهی که فیلم آن از منزل خارج شد، صریحا وعده پیروزی را دادند. ایشان قبل از آن هم همیشه به ما می گفتند این شیوه حکومت داری پایدار نخواهد بود و حکومت مجبورست به خواست ملت تن دهد، چون حریفی بسیار بزرگ به نام ملت پیش روی خود دارد که امروز در مورد مشروعیت حکومت تردیدهای جدی دارد. بی جهت نیست که آقایان برای بازسازی مشروعیت از دست رفته خود، هر روز یک داستان تازه می نویسند؛ یک روز پول یارانه را به امام زمان نسبت می دهند  و روز دیگر متوسل به کارهای مبتذلی مانند تولید همین سی دی “ظهور نزدیک است” میشوند. آقایان در واقع می خواهند عدم مقبولیت خود را با تشابه سازی به این و آن جبران کنند و به این ترتیب به بازسازی چهره شان بپردازند؛ اما به نظر من با این راه و شیوه ای که در پیش گرفته اند وبابازی با ارزش ها و باورهای دینی مردم، ضربه ای بسیار بزرگ خواهند خورد.

 

آیا آقای کروبی پیش از حصر، پیش بینی این روزها را می کردند؟ اگر چنین است نظرشان در مورد ادامه راه و مدیریت جنبش چه بود؟

اول اینکه این چهار بزرگوار در “حصر” نیستند؛ حصر تعریف مشخصی دارد. این عزیزان در حبس اند. اما در مورد سئوال؛ آقای کروبی و موسوی آمادگی هرگونه برخوردی را داشتند و از مدتها پیش منتظر چنین روزی هم بودند. از همان روزها هم آقای کروبی معتقد بود راه بسیار سختی در پیش داریم، و معتقد بودند مدیریت جنبش باید دردست افرادی باشد ثابت قدم و آماده پرداخت هرگونه هزینه. کسانی که در تصمیم گیری ها، در عین قاطعیت بر اساس عقل و منافع و مصالح مردم رفتار کنند، تا خدای ناکرده مدیریت جنبش به دست افراد ضعیف یا فرصت طلب نیفتدو بلایی که بر سر اصلاحات آمد بر سر جنبش نیاید.

 

و سئوال آخر: امروز وضعیت فرزندان آقای کروبی چگونه است؟

متاسفانه وقتی دستشان به ما نرسید و ما متواری شدیم، برادرم علی را به اتهام مضحک و مسخره جاسوسی برای کشورهای خلیج فارس دستگیر و بعد از چند هفته با قرار وثیقه آزاد کردند. برای دو برادرم بجز ممنوع الخروج نمودن هنوز مشکلی ایجاد نکرده اند. ولی من متواری هستم تا ببینم در آینده چه تصمیمی در خصوص خودم خواهم گرفت و خدا چه تقدیری را برایم رقم خواهد زد.