نمایش: صبح اول وقت خانمی تلفن کرد. از خواب شب قبلش هنوز هراسان بود و آرام نداشت. دلش میخواست مرا ببیند و خوابش را تعریف کند. یکساعت بعد همراه همسرش آمد. حضور همسرش برای تعریف حالات خانمش بود بعد از دیدن آن خواب. میگفت با چنان فریادی از خواب پریده و …