‏ روشهای جبران کاهش درآمد نفت‏

رضا تقی زاده
رضا تقی زاده

پیش بینی قیمت هر بشکه نفت 37.5 دلار در بودجه سال آینده ایران، در مقایسه با قیمتهای هر بشکه نفت ‏‏147 دلار که چهار ماه پیش در بازار های جهانی بفروش رسید، با در نظر گرفتن 2.5 میلیون بشکه در روز ‏ظرفیت بالقوه صادرات نفت خام ایران، حاکی از کاهش هفتاد درصدی درآمد های بالقوه ارزی کشور در سال ‏آینده است. ‏

بمنظور جبران کاهش چشمگیر درآمد های صادرات نفت، دولت در بودجه سال آینده به تمهیداتی پرداخته که ‏پیروی از آنها به تشدید رکود جاری اقتصادی و افزایش تورم خواهد انجامید.‏

دو عامل شاخص در بودجه سال 88، عدم افزایش هزینه ها نسبت به بودجه سال 87 و در عین حال دوبرابر ‏شدن کسری بودجه دولت، از 20 میلیارد دلار به بیش از 40 میلیارد دلار با احتساب هر دلار 950 تومان ‏است. ‏

بودجه عمومی سال آینده ایران معادل 250 میلیارد پیش بینی شده که در حدود بودجه سال جاری است. حال ‏آنکه طی دو سال گذشته هزینه های عمومی دولت به ترتیب 21 درصد و 19.5 در صد افزایش داشته اند.‏

‏ بودجه انقباضی سال آینده که نتیجه کاهش درامدهای نفتی است، با توجه به تورم 25 درصدی جاری به ‏کاهش شد تولید و افزایش بیکاری میانجامد. با توجه به عدم افزایش دستمزدها، قدرت خرید حقوق بگیران نیز ‏در سال آینده عملا تا 30 در صد نسبت به سال جاری کاهش خواهد یافت.‏

طی سالهای گذشته بخش عمده ای از هزینه های جاری دولت با مشارکت مستقیم کارگزاران بانک مرکزی، ‏از راه تبدیل دلار های نفتی به ریال در صرافی های داخلی و همچنین بازار ارز دبی، تامین میشد. اینک با ‏پیشبینی کاهش درآمد های ارزی ناشی از صادرات نفت، دولت قصد دارد از راه افزایش قیمت بنزین، ‏گازوئیل و برق مصرفی در داخل، درآمد های ریالی خود را معادل 10 میلیارد دلار افزایش دهد.‏

منبع دیگری که در بودجه سال 88 بمنظو جبران کاهش درآمدهای نفتی مورد توجه قرار گرفته، افزایش ‏درآمد های مالیاتی است. در شرایط رکود اقتصادی معمولا دولتها از راه کاهش مالیاتها و همچنین کاهش نرخ ‏بهره سعی در افزایش قدرت خرید و تشویق به تولید میکنند. بودجه سال 88 ایران با تکیه بر سیاستهای ‏انقباضی حاکی از در پیش گرفتن مسیری در جهت عکس روشهای شناخته شده اقتصادی برای خروج از ‏رکود اقتصادی است. ‏
‏ ‏
کاهش واردات ازجمله زمینه های دیگری است که به دلیل پیش بینی کمبود درآمدهای ارزی در بودجه سال ‏آینده مورد توجه قرار گرفته است. این کاهش با توجه به نیازهای مبرم مصرفی و همچنین صنایع، به واردات ‏کالاهای ساخته شده و پیش ساخته، موجب کمبود و در نتیجه گرانی کالاهای مصرفی خواهد شد.‏

ایران در طول سال جاری بیش از 50 میلیارد دلار کالاهای خارجی وارد نموده است. هزینه های ارزی ‏نظامی ایران در سال جاری در حدود 4 میلیارد دلار و هزینه ارزی برنامه توسعه اتمی ایران 1.5 میلیارد ‏دلار و هزینه های ارزی نگاهداری صنایع نفت و گاز 15 میلیارد دلار بر آورد میشوند. طی سال آینده تامین ‏این هزینه ها به همان میزان ممکن نخواهد بود.‏

منبع دیگری که برای جبران کمبود درآمد نفت در نظر گرفته شده، برداشت از صندوق ذخیره ارزی است. با ‏توجه به کاهش قابل ملاحظه ذخیره صندوق یاد شده، در صورت ادامه وضع موجود، در سال بعد ذخیره ‏ارزی برای برداشت وجود نخواهد داشت.‏

به این ترتیب، گرانی ناشی از کمبود، در شرایط تشدید رکود اقتصادی و کاهش بیش از پیش تولید داخلی، به ‏ورشکستگی عمومی و تورم لجام گسیخته ختم خواهد شد. شرایطی که ترکیه، آرژانتین و برزیل در دهه هفتاد ‏تجربه میکردند و اینک کشور فقیر و ورشکسته زیمبابوه با آن روبرو است.‏

طی سه دهه گذشته دولت در ایران بی اندازه فربه شده، و همزمان اقتصاد ملی کوچک نگاهداشته شده است. ‏اقتصاد دولتی ایران در شرایط کنونی تنها قابل مقایسه با اقتصاد های دولتی بلوک شرق قبل از فروپاشی ‏رژیمهای کمونیستی است. نظام سیاسی ایران برای خروج از این شرایط با توسل به اصل 44 قانون اساسی، ‏طی سالهای اخیر قصد واگذاری بخشی از واحد های دولتی به بخش خصوص را داشته ولی در این زمینه به ‏کوچکترین توفیقی دست نیافته است.‏

بودجه 88 نیز کمترین نشانه ای برای تغییر ساختار اقتصادی ایران و بهبود وضع موجود ارائه نمی کند. به ‏عبارت ساده، دولت که مانع اصلی رشد اقتصاد ملی است، بمنظور جبران کاهش درآمد های ارزی، افزایش ‏مالیات و گران کردن قیمت فروش نفت و گاز در داخل را مورد توجه قرار داده است.‏

‏ با توسل به این روش همانطور که آقای احمدی نژاد در مهرماه سال جاری پیش بینی کرده بود، اداره کشور با ‏نفت بشکه ای 5 دلار نیز مقدور است، مشروط بر آنکه امکان انتقال مستقیم تمامی هزینه های دولتی به مردم ‏فراهم شود. ‏