اعراب، محتاط در برابر ایران

نویسنده

‏‏ رولا خلف

برای یک رییس جمهور آمریکایی، سپری کردن هشت روز در خاورمیانه سفر طولانی محسوب ‏می شود. وارد شدن ناگهانی بوش به چنین صحنه ای نمی تواند به دیپلماسی فعال رقیب اصلی او ‏از ایران، محمود احمدی نژاد، رودست بزند.

‏

یکی از مهمترین موضوعات مد نظر بوش برای ورود به خلیج فارس، به چالش کشیدن ایران و ‏تاکید بر عزم آمریکا در حضور سیاسی و نظامی در این منطقه غنی از نفت است.

‏

آقای احمدی نژاد در ماه مارس گذشته، وزیر خارجه اش را به جلسه اتحادیه عرب در ریاض ‏فرستاد. در ماه مه هم به عنوان اولین رییس جمهور ایرانی از امارات متحده عربی دیدار کرد، ‏در حالیکه امارات مدعی است سه جزیره از این کشور در سال 1970 به اشغال ایران درآمده ‏است.

‏

بهار گذشته او در بحرین بود، جایی که مامن ناوگان پنجم ایالات متحده است و سپس برای جلسه ‏کشورهای صادر کننده نفت عازم عربستان سعودی شد. چند هفته بعد او دوباره برای انجام مراسم ‏حج دوباره به عربستان بازگشت.

‏

اواخر سال بود که او در جلسه سران شورای همکاری خلیج فارس در قطر حاضر شد. این اولین ‏بار بود که یک رهبر ایرانی در جمع سران شش کشور عرب حضور پیدا می کرد.

‏

مقامات در کشورهای خلیج فارس می گویند احمدی نژاد خود درخواست کرده هم به امارات و هم ‏به قطر دعوت شود. حضور او در جلسه شورای هنکاری، به ویژه کام عربستان و بحرین را تلخ ‏کرده است.

‏

با این همه، دیپلماسی منطقه ای آنها شاهد نوعی از گفتمان میان ایران شیعه و همسایگان سنی آن ‏بوده است که بر روی تنش های فرقه ای موجود آب سردی ریخته است. هیچیک از طرفین نمی ‏خواهند آنچه در عراق می گذرد به سوی آنها شعله ور شود. ‏

برای رییس جمهور ایران این مهم است که ایران را در حال نزدیکی به کشورهایی در منطقه ‏نشان دهد که شدیداً به ایالات متحده وابسته اند و از طرف دیگر انتقادات داخلی را با فرض اینکه ‏تهران در حال خروج از انزواست، خاموش نماید.

‏

اما کاملاً آشکار است که تحرکات ایران باعث کم شدن بی اعتمادی ها از سوی طرفین و بردن ‏تفاوت های سیاسی به سوی آرامش شده است.

‏

خیال ایران از این آسوده است که بسیاری کشورهای عرب آماده کنار آمدن با آنها شده اند و ظاهراً ‏در مورد موضع ایستادگی ایران علیه ایالات متحده بی طرف مانده اند. در هفته جاری عربستان ‏سعودی از تهران و واشنگتن خواست درباره آنچه ایالات متحده در حد نزدیک به رویارویی با ‏قایق های ایرانی عنوان کرد، از خود خویشتنداری نشان بدهند.

‏

اما کشورهای حوره خلیج فارس همچنان در مورد تهران محتاط هستند. آنها همچنان امنیت خود را ‏به ایالات متحده گره خورده می بینند و بزرگترین چالش خود را نفوذ ایران در منطقه خاورمیانه ‏ارزیابی می کنند.

‏

در زمانی که آقای احمدی نژاد از یک پایتحت عربی به دیگری سفر می کرد، اعراب خلیج فارس ‏مشغول مذاکره در مورد یک قرارداد ده ساله نظامی با ایالات متحده به ارزش 20 میلیلرد دلار ‏بودند و برای آغاز برنامه های هسته ای خود به رایزنی مشغول شدند.

‏

فراخوان احمدی نژاد برای چیدمان امنیتی منطقه ای در جلسه شورای همکاری به طور فاحشی با ‏بی اعتنایی سران روبرو شد. اعضای شورای همکاری تنها در کلام با ایرانی ها در مورد ‏درخواست ایجاد یک منطقه آزاد تجاری در خلیج فارس همراه شدند. ‏

کشورهای عرب خلیج فارس به دنبال انتشار گزارش امنیتی ایالات متحده، با این فرض روبرو ‏شده اند که فشارهای بین المللی علیه ایران رو به کاهش خواهد بود.

‏

در مورد سیاست های منطقه ای هم نسبت به هر زمان دیگر، شرایط مبهمی وجود دارد. ‏گفتگوهای ایران و عربستان در مورد احزاب لبنانی به فروکش کردن جنگ داخلی انجامیده اما ‏مشکل آنها در مورد بحران سیاسی کرانه خاوری هنوز حل نشده است. ‏

ایران در برابر تقویت قوای نظامی ایالات متحده در عراق در سال گذشته هم از خود مخالفت ‏نشان داد. این در حالی است که اعراب به امید برقرای ثبات در عراق و تضعیف نفوذ تهران از آن ‏حمایت کرده بودند. ‏

مقامات عراقی می گویند ایران در کاهش خشونتها در عراق نقش داشته و به پیامد مثبت تقویت ‏نیروها در آنجا کمک کرده است. این موضوع مورد استقبال هم پیمانان عرب ایالات متحده قرار ‏گرفت اما کمکی به تقویت موضوع آشتی ملی و امید آنها برای دادن حقوق بیشتر به اقلیت سنی ‏در عراق نکرده است. ‏

یکی از مقامات در خلیج فارس می گوید: “افسون عصیانگری ایران همه را آرام کرده است. ‏حداقل این است که ما حالا مشغول گفتگو هستیم اما نتایج واقعی کجا هستند؟ آیا شورای همکاری ‏خلیج فارس از حمایت خود از قطعنامه های سازمان ملل دست برداشته؟ خیر. آیا دیدارها منجر به ‏پایه گذاری چیدمان امنیتی ایران در منطقه شده؟ خیر.“‏


منیع: فایننشیال تایمز – 12 ژانویه ‏