رمزگشایی توزیع آرا در انتخابات

عمار ملکی
عمار ملکی

در این مطلب با بررسی آمار و نتایج رسمی اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری تا سال ۸۴ ـ که مقامات سابق و فعلی نظام ادعا میکنند از صحت نسبی برخوردار بوده است ـ سعی میشود میزان رای ثابت دو جناح اصلی در جمهوری اسلامی ( جناح راست و چپ یا محافظه کاران و اصلاح طلبان) و دو طیف آرای خاموش (تحریمی های اقتصادی و تحریمی های سیاسی) تخمین زده شود و با توجه به رویه حاکم بر رفتار انتخاباتی مردم، سناریوهای مختلف درباره نتیجه انتخابات سال ۸۸ ارایه گردد. تحلیل پیش رو بسیاری از فاکتورهای پیچیده و جزیی (مانند رای دادن به یک کاندید با انگیزه های غیرمتعارف، دینامیزم تغییر میزان رای طیف ها به مرور زمان،…) را وارد محاسبات نمیکند چرا که فرض میشود این جزییات در رفتار انتخاباتی رای دهنندگان و نتایج کلی تاثیر اساسی نخواهند داشت. ضرایب تقریبی بدست آمده برای پایگاه رای طیفهای مختلف، بمنظور پیش بینی و تحلیل نتایج احتمالی انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ نیز یقینا مفید خواهد بود.

  1. میزان رای دهندگان ثابت که بنا به اعتقاد به نظام یا احساس وظیفه شرعی یا علاقه به یکی از کاندیداها در انتخابات ریاست جمهوری شرکت میکنند را از میزان آرای انتخابات سالهای ۶۴ و ۶۸ و ۷۲ میتوان فهمید (۱). این سه انتخابات بر خلاف انتخابات قبلی در شرایط غیر احساسی (برخلاف انتخابات سال ۶۰ که بعد از ترور رجایی بود) و غیر آزاد (برخلاف دوره اول انتخابات در سال ۵۸ که آزادترین انتخابات بود) برگزار شد. طبق آمار رسمی میزان مشارکت در این سه انتخابات به ترتیب ۵۷، ۵۴ و ۵۱ درصد بوده که نشان دهنده یک سیر نزولی ثابت بوده است. پس تعداد افرادی که در هر صورت بنا به اعتقاد به نظام در انتخابات شرکت میکردند، در سال ۷۲ حدود ۵۰ درصد بوده است (بیش از ۱ درصد آرا رای باطله بوده است). میتوان فرض کرد که این میزان مشارکت، مجموع طرفداران ثابت دو جناح راست (محافظه کار) و چپ (اصلاح طلبان) را نشان میدهد. ما بقی واجدین رای که آنها را آرای خاموش یا تحریمی مینامیم، کسانی هستند که دلبستگی به نظام ندارند و با در نظر گرفتن امکان تحقق بخشی از مطالبات سیاسی یا اقتصادی خود تصمیم به رای دادن یا ندادن میگیرند.

 

۲. رقابت جدی بین نیروهای داخل جمهوری اسلامی (جریان راست و چپ) برای کسب کرسی ریاست جمهوری برای اولین بار از سال ۱۳۷۶ شکل گرفت. تا قبل از آن کاندیداها همه نزدیک به جناح راست بودند و در سال ۱۳۷۲ بدلیل اختلاف مواضع اقتصادی، رقابتی ضعیف بین دو کاندید جناح راست یعنی هاشمی رفسنجانی و احمد توکلی شکل گرفت (برای شناخت گرایش کاندیداهای دوره های مختلف مراجعه شود به این مقاله). بعد از ۱۲ سال، در سال ۱۳۷۶ میزان مشارکت در انتخابات یک جهش بزرگ داشت. این میزان افزایش آرای ۳۰ درصدی، وزن آرای خاموش یا تحریمی را نشان میدهد. با محاسبه توزیع آرای انتخابات ۱۳۷۶ و مقایسه درصد رای دهندگان ثابت در سال ۱۳۷۲، میتوان میزان رای ثابت دو جناح راست و چپ را بدست آورد. با این فرض معقول که تمامی آرای متعلق به تحریمی ها به سبد رای آقای خاتمی ریخته شده است، محاسبات زیر میزان درصد آرای محافظه کاران و اصلاح طلبان را آشکار میسازد:

تخمین درصد رای ثابت محافظه کاران در انتخابات =  

 ۲۳٪ = واجدین رای سال ۷۶ /(آرای خاتمی سال ۷۶ ـ آرای باطله سال ۷۶ ـ کل آرای سال ۷۶)

تخمین درصد رای ثابت اصلاح طلبان در انتخابات =

 ۲۷٪ = درصد رای محافظه کاران در سال ۷۶ ـ درصد کل مشارکت سال ۷۲

پس میتوان تخمین ۲۳ درصد و ۲۷ درصد آرای ثابت را برای دو طیف محافظه کار و اصلاح طلب درنظر گرفت. البته این فرض را هم باید در نظر داشت که حدود ۵ تا ۱۰ درصد این آرا میتواند بین دو طیف شناور باشد چرا که وقتی انتخابات دو قطبی نباشد، کاندیدای اصلی متعلق به یک طیف، شاید بخشی از آرای طیف مقابل را هم کسب کند (مثل هاشمی رفسنجانی در سال ۶۸ و ۷۲ و یا خاتمی در سال ۸۰).

 

  1. حضور ۳۰ درصد آرای تحریمی (خاموش) در سال ۷۶ میتواند با دو انگیزه مختلف صورت گرفته باشد. یک نکته که باید به آن توجه داشت تفکیک دو طیف مختلف در میان آرای خاموش (یا تحریمی ها) است. تمامی تحریمی ها الزاما بدلیل نارضایتی سیاسی و یا مطالبات سیاسی با صندوق رای قهر نکرده اند بلکه بعضی از تحریمی ها بیش از دغدغه سیاسی دارای دغدغه اقتصادی هستند و وقتی بر این باور باشند که تمام کاندیداها تنها دنبال پر کردن جیب خودشان هستند و حضور هر یک تاثیر چندانی بر مساله اقتصاد و معیشت آنها ندارد، در انتخابات رای نمیدهند. در اصل این دو طیف را میتوان “تحریمی های سیاسی” و “تحریمی های اقتصادی” نام داد. پایگاه تحریمی های سیاسی بیشتر اقشار تحصیل کرده و طبقه متوسط است و تحریمی های اقتصادی بیشتر در میان طبقات کم در آمد و محروم هستند. این دو گروه تحریمی هر دو بدلیل نارضایتی از وضع موجود رای نمیدهند اما اولویت یکی مطالبات سیاسی است و اولویت دیگری مطالبات اقتصادی. این تفاوت اولویتها میتواند رفتار انتخاباتی این دو گروه از تحریمی ها را متفاوت سازد. در نتیجه در سال ۷۶ میتوان این فرض را مطرح کرد که یک بخش از تحریمی ها با انگیزه های سیاسی و بخش دیگری با انگیزه های اقتصادی وارد انتخابات شده بودند. طیف اول تحریمی ها جذب آن دسته از شعارهای خاتمی شدند که آزادیهای مدنی و سیاسی را طرح میکرد. طیف دیگر نیز به دلیل اینکه خاتمی را بلحاظ اقتصادی سالم میدانستند و به امید تغییر در سیاست های اقتصادی دوران هاشمی رفسنجانی، به خاتمی رای دادند. اینکه میزان پایگاه رای هر یک از دو طیف “تحریمی های سیاسی” و “تحریمی های اقتصادی” چه میزان است، یکی از سوالات مهمی است که پاسخ به آن میتواند برای تحلیل نتایج دوره های بعد هم راهگشا باشد. با بررسی مقایسه ای نتایج انتخابات سال ۷۶ و ۸۰ میتوان تخمینی از میزان پایگاه این دو طیف تحریمی بدست آورد. درستی ضرایب تخمینی را میتوان با نتایج انتخابات سال ۸۴ آزمود و صحت تقریبی آن را محک زد.

 

  1. میزان مشارکت در انتخابات سال ۸۰، حدود ۶۷ درصد بود که این به معنای عدم مشارکت حدود ۱۳ درصدی تحریمی هایی بود که در سال ۷۶ رای داده بودند (یعنی حدود ۱۷ درصد تحریمیها در انتخابات سال ۸۰ شرکت کردند). همچنین محاسبه میزان کل آرایی که به نفع کاندیداهای دیگر غیر از خاتمی ریخته شده (کاندیداهای جناح راست)، حدود ۱۵ درصد میزان کل واجدین شرایط بوده است که یعنی حدود ۸ درصد از طرفداران جناح راست نیز در دور دوم به خاتمی رای داده اند چرا که احتمال عدم مشارکت آنها، با توجه به اینکه آنها رای دادن را تکلیف شرعی میدانند، ضعیف است. در انتخابات سال ۸۰ فضای سیاسی تحریم انتخابات وجود نداشت و با توجه به شکل گیری مجلس ششم، بسیاری از تحریمی های سیاسی به امید اینکه با وجود مجلس اصلاح طلب بتوان تغییرات سیاسی و مدنی را پیش برد، در انتخابات شرکت کردند. از طرف دیگر در این دوره انتخابات، هیچ شعار اقتصادی جذابی برای اینکه آرای “تحریمی های اقتصادی” را بتوان جذب کرد، وجود نداشت. از این منظر شاید بتوان حدس زد که بخش اصلی کاهش ۱۳ درصدی مربوط به تحریمی های اقتصادی باشد.

 

  1. سال ۸۴ برخلاف سالهای ۷۶ و ۸۰، تحریم انتخابات در عرصه سیاسی و اجتماعی گفتمان غالب بود. از اینرو میزان مشارکت در انتخابات دور اول به ۶۲/۶ درصد کاهش یافت. ۲/۶ درصد از این میزان را آرای باطله تشکیل میداد. یعنی این دوره فقط ۱۰ درصد از تحریمی ها پای صندوق رای آمدند که با توجه به فضای سیاسی حاکم میتوان حدس زد که آنها متعلق به طیف تحریمی های اقتصادی بوده باشند. حضور تحریمی های اقتصادی در این دوره بی دلیل نبود بلکه آنرا میتوان مربوط به شعارها و وعده های اقتصادی خاصی دانست که در این دوره توسط بعضی از کاندیداها (بویژه مهدی کروبی) مطرح شد. بررسی آماری پایگاه ثابت رای دهندگان و آنالیز میزان آرای این ۱۰ درصد این مساله را تایید میکند که آنها متعلق به طیف تحریمی های اقتصادی بودند.

 

  1. با در نظر گرفتن ضرایب تخمین زده شده از میزان آرای ثابت دو طیف محافظه کاران و اصلاح طلبان به ترتیب ۲۳ و ۲۷ درصد میزان رای این دو طیف در سال ۸۴، با در نظر گرفتن ۴۶/۸ میلیون واجدین رای دادن، به ترتیب ۱۰/۷ و ۱۲/۶ میلیون رای پیش بینی میشود. اما در عمل میزان آرای دو طیف محافظه کار و اصلاح طلب در دور اول انتخابات ۸۴ با جمع کاندیداهای منتسب به این دو جریان (احمدی نژاد و قالیباف و لاریجانی برای محافظه کاران و هاشمی و معین و مهرعلیزاده برای اصلاح طلبان) به ترتیب حدود ۱۱/۵۲ و ۱۱/۵ میلیون بوده است. مقایسه آرای پیش بینی شده و آرای واقعی نشان میدهد که حدود ۱ میلیون از آرای طیف اصلاح طلبان در سبد طیف محافظه کاران است. این میزان شناوری آرا همانطور که پیشتر گفته شد قابل انتظار است چرا که در انتخاباتی که دوقطبی نباشد توزیع آرا سیالیت بیشتری دارد. با در نظر گرفتن این ارقام مشخص میشود که میزان آرای اصلاح طلبان و محافظه کاران در دور اول انتخابات ۸۴ تقریبا منطبق با پایگاه اجتماعی آنها بوده است.

 

  1. مهدی کروبی اگر چه جزو کاندیداهای اصلاح طلب محسوب میشد، اما بخش اعظم آرای ایشان را نمیتوان به حساب پایگاه رای اصلاح طلبان دانست (۲) چرا که او با توجه به شعار معروف اقتصادی که مطرح کرد (ماهی ۵۰ هزار تومان به هر ایرانی)، گروه دیگری از رای دهندگان را به خود جذب کرد که بیشتر از طیف “تحریمی های اقتصادی” بودند. این برای اولین بار بود که در انتخابات ریاست جمهوری یک کاندید شعار ملموس اقتصادی میداد (و البته بعدا محمود احمدی نژاد هم با تقلید از کروبی شعار آوردن نفت بر سر سفره های مردم را داد). به همین دلیل میتوان تصور کرد که کروبی توانسته است بخش زیادی از تحریمی های اقتصادی را در حمایت از خویش بسیج کند (حدود ۵ میلیون یا ۱۰ درصد واجدین). این رویداد باعث شد که برای اولین بار بتوان تفاوت میزان پایگاه رای تحریمی های اقتصادی را از تحریمی های سیاسی تشخیص داد. در نتیجه از کل میزان ۳۵ درصد پایگاه رای تحریمی ها، میتوان با شواهد موجود در انتخابات سال ۸۰ و ۸۴ تخمین زد که میزان پایگاه اجتماعی “تحریمی های اقتصادی” حداقل ۱۰ درصد و “تحریمی های سیاسی” حداقل ۱۵ درصد است.

 

  1. حال با داشتن ضرایب تخمینی بدست آمده برای پایگاه اجتماعی طیف های مختلف میتوان نتایج احتمالی دور دوم انتخابات سال ۸۴ را تخمین زد تا صحت و قابلیت اعتماد این ضرایب را نیز محک زد. با توجه به اینکه یک کاندید محافظه کار و یک کاندید نزدیک به اصلاح طلبان به دور دوم راه یافته بودند میتوان حدس زد که میزان آرای این دو گروه در دور اول، در دور دوم هم رایشان را در سبد این دو نامزد بریزند. یعنی باید انتظار داشت که حدود ۱۱/۵ میلیون به هاشمی رفسنجانی و حدود ۱۱/۵ میلیون هم به احمدی نژاد رای داده باشند. میزان آرای کروبی که متعلق به تحریمی های اقتصادی بوده نیز منطقا در این دور به سبد احمدی نژاد باید ریخته میشد چرا که وی شعار اقتصادی کروبی را به شکل دیگری تقلید کرد و از طرف دیگر او رقیب کسی بود که خود و خانواده اش در افکار عمومی متهم به ثروت اندوزی و فساد اقتصادی بوده اند. در نتیجه تجمیع ۵ میلیون رای کروبی و ۱۱/۵ میلیون رای محافظه کاران در دور اول، تخمین حدود ۱۶/۵ رای برای احمدی نژاد خواهد بود. این تخمین با میزان آرای دور دوم احمدی نژاد ( ۱۷/۲ میلیون) با تقریب خوبی همخوانی دارد. میزان آرای هاشمی رفسنجانی در دور دوم حدود ۱۰ میلیون بوده است که تقریبا برابر با تجمیع میزان آرای خودش و آرای دکتر معین در دور اول بوده است. نکته قابل توجه این است که در دور دوم انتخابات ۸۴ حدود ۱/۵ میلیون کمتر از دور اول شرکت کردند و با توجه به اینکه طرفداران جناح راست کاندید مطلوب خود را داشته و همچنین خود را مقید به رای دادن میدانند، در نتیجه بخشی از طرفداران اصلاح طلبان در دور دوم شرکت نکردند و از اینرو هاشمی دقیقا همین بخش از آرا را در دور دوم از دست داده است.

 

  1. نتایج بدست آمده از ضرایب تخمینی پایگاه دو طیف (۲۳ درصد محافظه کاران و ۲۷ درصد اصلاح طلبان) و همچنین میزان آرای تحریمی ها (بیش از ۳۰ درصد) نشان میدهد که نتایج بدست آمده در سال ۸۴ برخلاف آنچه که بعضی از تحلیل گران ادعا کردند، “شگفت آور”، “غیرقابل انتظار” و “غافل گیر کننده” نبوده است (۳). این شواهد و محاسبات نشان میدهد که رفتار عمومی مردم ایران و پایگاه اجتماعی طیفها و گرایشات مختلف تا حدود زیادی قابل پیش بینی و منطبق بر منطق مشخصی بوده و چرخش ناگهانی را نشان نمیدهد. ظاهرا تحلیلگران سیاسی بدون درک درستی از رفتار انتخاباتی و پایگاه سیاسی طیف های مختلف، انتظار داشتند که آرای مهدی کروبی در دور اول، به سبد هاشمی رفسنجانی در دور دوم ریخته شود چرا که آن آرا را متعلق به پایگاه اصلاح طلبان فرض کرده بودند. در نتیجه وقتی مردم بر مبنای رویه منطقی و همیشگی رای دادند، نتیجه را شگفت آور خواندند درحالیکه نتایج فوق نشان میدهد که هیچ نتیجه شگفت آور و غیر قابل پیش بینی وجود نداشته است. اصلی ترین علت غافلگیری از نتایج دور دوم انتخابات را شاید بتوان ناشی از اشتباه گرفتن “تحریمی های اقتصادی” با “تحریمی های سیاسی” دانست و در نتیجه تحلیلگران منتقد و اصلاح طلبان از ریخته شدن آرای این بخش از تحریمی ها به سبد رای احمدی نژاد در دور دوم دچار شگفتی شدند. نمودار شماره ۱ میزان مشارکت و تخمین سهم آرای طیفهای چهارگانه را در چهار دوره انتخابات نشان میدهد.

 

نمودار شماره ۱

  1. حال با توجه به اینکه ضرایب بدست آمده از پایگاه اجتماعی چهار طیف اصلی در میان رای دهندگان و آرای خاموش (شامل ۲۳ درصد محافظه کاران، ۲۷ درصد اصلاح طلبان، حداقل ۱۰ درصد تحریمی اقتصادی و حداقل ۱۵ درصد تحریمی سیاسی) با تقریب خوبی میزان آرای انتخابات دوره های مختلف پیشین را توضیح میدهد، در نتیجه شاید بتوان نتیجه احتمالی انتخابات سال ۸۸ را هم با استفاده از این ضرایب و اطلاعات مدل کرده و پاسخ تقریبی آنرا بدست آورد. بدین منظور به چند نکته اساسی در ابتدا باید توجه شود:

 

  1. جدول ۱ سناریوهای مختلف احتمالی از نتیجه انتخابات سال ۸۸ را برای میزان مشارکت از ۷۰ درصد تا ۸۵ درصد و حالتهای مختلف توزیع آرای تحریمی ها بنفع دو طیف محافظه کار و اصلاح طلب را نشان میدهد. همانگونه که مشاهده میشود در سناریوهای اول و پنجم احمدی نژاد و در سناریوهای دوم و چهارم و ششم موسوی برنده احتمالی انتخابات بوده است. در دو سناریوی سوم و هفتم نیز انتخابات به دور دوم کشیده می شده است. این سناریوها همگی خوشبینانه ترین حالت رای آوری احمدی نژاد را در نظر گرفته است و بیشترین میزان آرای تحریمی های اقتصادی را در سبد او قرار داده است. در غیراینصورت، در هیچ یک از سناریوهای دیگر آقای احمدی نژاد نمیتوانسته پیروز انتخابات باشد. همچنین در این سناریوها فرض شده است که موسوی بخش اصلی آرای اصلاح طلبان و تحول خواهان را کسب کرده و آرای کروبی سهم کمتری داشته است.

 

جدول ۱: سناریوهای مختلف نتیجه انتخابات سال ۸۸ برای میزان مشارکت مختلف و نسبتهای متفاوت توزیع آرای تحریمی ها

  1. سناریوی هشتم، یا همان نتایج رسمی اعلام شده، اختلاف فاحشی با تمامی سناریوهای محتمل دارد. تجمیع میزان آرای احمدی نژاد و رضایی بیش از ۲۵ میلیون و جمع آرای موسوی و کروبی حدود ۱۴ میلیون اعلام گردید. نتایج رسمی اعلام شده به این معنا بوده که تقریبا ۳۵ درصد تحریمی ها (یعنی سقف میزان مشارکت آنها) در این انتخابات حضور پیدا کردند! با در نظر گرفتن درصد رای ثابت محافظه کاران و اصلاح طلبان که بطور تقریبی بترتیب برابر با ۱۰/۶ و ۱۲/۵ میلیون تخمین زده میشود، نتایج رسمی اعلام شده به این معناست که کاندید محافظه کاران حدود ۱۳ میلیون از آرای خاموش (تحریمی ها) را با خود همراه کرده و کاندید اصلاح طلبان تنها ۱/۵ میلیون از آرای خاموش را جذب کرده است؛ یعنی حدودا ۳۲ درصد تحریمی ها به کاندیدای محافظه کار و فقط ۳ درصد آنها به کاندیداهای اصلاح طلب رای داده اند!!

نتیجه اعلام شده رسمی در سال ۸۸ با دلایل منطقی (یا حتی احساسی) و روال موجود در ۵ انتخابات قبل همخوانی ندارد. بعضی از تحلیلگران این مساله را به “پیش بینی ناپذیری” رفتار انتخاباتی مردم نسبت داده اند که یقینا توجیه غیر قابل قبولی است. پیش بینی ناپذیری رای مردم تا این میزان، اساسا ادعای علمی نیست. به هر حال نتایج و روال موجود بر رفتار انتخاباتی پنج دوره گذشته، نشان داده است که بجز میزان رای ثابت دو طیف راست و چپ درون حکومت، از ۳۵ درصد میزان رای تحریمی ها حداقل ۱۵ درصد آنها “تحریمی های سیاسی” هستند که بخاطر تحقق مطالبات سیاسی و مدنی در انتخابات حاضر به مشارکت میشوند (مانند انتخابات ۷۶ و ۸۰). در نتیجه حداکثر ۲۰ درصد میتوانند “تحریمی های اقتصادی” باشند که بخاطر مطالبات اقتصادی رای دهند. با این فرض که تمامی ۲۰ درصد تحریمی های اقتصادی در انتخابات سال ۸۸ به نفع احمدی نژاد رای داده و ۱۵ درصد تحریمی های سیاسی به نفع کاندیدای اصلاح طلبان رای داده باشند (سناریوی هفتم) باز هم میزان آرا و نتیجه احتمالی با نتایج رسمی اعلام شده (سناریوی هشتم) بسیار متفاوت است.

 

  1. تمامی این محاسبات و نتایج بر این مبنا استوار شده که نتایج اعلام شده دوره های پیشین انتخابات ـ آنگونه که مقامات سابق و فعلی نظام ادعا میکنند ـ از صحت نسبی برخوردار بوده است. اگر این فرض را مبنا قرار دهیم، رفتار انتخاباتی و روال توزیع آرا در دوره های پیشین از یک منطق مشخصی تا سال ۸۴ برخوردار بوده است اما نتایج اعلام شده در سال ۸۸ با هیچ معیار و قاعده ای نمیتواند رفتار انتخاباتی مردم را توضیح دهد. البته با در نظر گرفتن سناریوهای مختلف از میزان توزیع آرا حالتهایی را میتوان یافت که محمود احمدی نژاد پیروز انتخابات در دور اول شده باشد (سناریوی اول یا پنجم)، اما باز هم میزان مشارکت و میزان آرای وی به هیچ عنوان با آنچه اعلام شده است همخوانی ندارد. تحلیل هایی که نتایج رسمی اعلام شده سال ۸۸ را درست میدانند و بر این باورند که ناراضیان و تحریمی های سیاسی همگی در آن سال احمدی نژاد را سمبل مخالفت با وضع موجود! دانسته اند و برای ابراز نارضایتی به او رای داده اند و یا تحلیل هایی که میگویند همه مردم برای مخالفت با آمریکا و اسراییل و کاندیداهای آنها! به احمدی نژاد رای داده اند، بهتر است به جای ادعاهای سست، دلایل قابل باور و علمی برای صحت نتایج اعلام شده در سال ۸۸ ارایه دهند.

 

پی نوشت

۱ ـ خلاصه ای از نتایج اعلام شده رسمی ده دوره انتخابات ریاست جمهوری

۲ ـ یکی دیگر از دلایل این ادعا، میزان آرای آقای کروبی در انتخابات مجلس هفتم است که حدود یک سال پیش از آن برگزار شده بود و وی در آن انتخابات رای بسیار کمی آورد و با اقبال بسیار کمی در میان پایگاه رای اصلاح طلبان مواجه شد و به مجلس راه نیافت.

۳ ـ بیرحمی واقعیت: حل معادله چند مجهولی انتخابات سال ۸۸، مقاله ای آماری در تحلیل نتایج انتخابات توسط جمعی از فعالین سیاسی

۴ ـ نوار ۸ میلیونی، خبری که از سایت بازتاب حذف شد، سایت دیگربان، اردیبهشت ۹۲

۵ ـ تبریک لاریجانی به موسوی در روز انتخابات نشانه تقلب است، سایت بازتاب، مرداد ۸۸