آموزگاری که پاک رفت

فرخ نگهدار
فرخ نگهدار

آیت الله منتظری شخصیتی نامکرر است. به این دلیل که شهوت قدرت گوش او را کر، چشم او را کور، و قلب او را سنگ نکرد. به این دلیل که پای بندی اش به حق و حقیقت، و دفاع اش از مظلوم، بی خدشه بود و هرگز آن را در پای اریکه قدرت قربانی نکرد؛ به این دلیل که هرگز سیاست و قدرت سیاسی را به دسیسه و دروغ نیالود.

او ایستادن در کنار مظلومان را عبادتی والاتر از نشستن بر کرسی ولایت یافت. و این همه قدرت، شجاعت، استقامت، بی نیازی و بی ریایی براستی در تمام تاریخ سیاست بی تکرار است.

بسیاری می گفتند عشق ها از این خاک گریخته، انسانیت و صفا از دل ها رخت بر بسته، منفعت طلبی و خود خواهی و حق کشی و ستم همه جا گیر شده است. اما این دروغ بود. آیت الله منتظری، در آن زمهریر سال های دهه 60 - به بهای دست شستن از قدرت - سکوت را شکست و نور نوع دوستی، مهر ورزی و ایمان به حق را از نو در دل ستمدیدگان زنده کرد؟ آیا اگر ایستادگی منتظری نبود باز هم امیدی بود که نسل ما برای رهایی از ستم و استبداد از نو برخیزند و به کسی اعتماد کنند؟ همه جا دل ها مهربان شوند و نور امید در نگاه ها بلغزد؟

این ایستادگی او بود که غمزدگان و ستمدیدگان را زنده کرد و روزی آمد که آزاده ای سیره آیت الله منتظری را سرمشق کند و هر رنگی از این رنگین کمان سبز، از شیعه و سنی تا گبر و ترسا و کافر، همه او را پیشوای معنوی خود شناسند.

در زندگی آموخته ام که سیستم های عقیدتی، فرهنگی و یا حقوقی برای آنند که در هر کشاکش به ما کمک کنند که تصمیم به عمل خیر و دفاع از حق را، از تصمیم به عمل شر و ارتکاب ستم را از هم تشخیص دهیم. و من، فرخ نگهدار، از شاگردان مشتاق آیت الله منتظری و شیفته روش او در این تشخیص هستم. من از محضر او آموخته ام که هر سیستم عقیدتی، فرهنگی یا حقوقی را می توان و باید چنان تعبیر کرد که تصمیم و عمل تو به حق هرچه قرین تر گردد و از ظلم تا هر حد ممکن دور تر شود. من از آیت الله منتظری آموخته ام که کسانی که از نظام های موجود نمی توانند یا نمی خواهند به حد اعلا به سود خیر بهره کشی کنند، هم کمتر راهگشای تحول آن نظام ها در سمت مثبت هستند؛ و هم اطمینانی نیست که آنها، پس از تغییر، نظام تازه را در خدمت عمل خیر به کار گیرند. من از آیت الله منتظری آموخته ام که حتی در بسته ترین سیستم ها هنوز هم برای همه کس جایی بس فراخ برای پای بند ماندن به انسانیت و دفاع از حق و برای تغییر باقی است.

این روزها از نقطه نقطه ایران سیل سوکواران به سوی قم روان است. میلیون ها ایرانی که امروز بر سر خاک آیت الله منتظری بر سیره و میراث او تامل می کنند بی هیچ چشم داشت و پاداش، از صمیم قلب دعا و آرزوی خیر بدرقه راهش می کنند. آنها بی گمان پیش خود اجر و قرب او را با آن شخص به قدرت نشسته قیاس می کنند.

کدام لذت بالاتر از لذت ولایت بر قلب هاست؟ و کدام ذلت پست تر از دریدن قلب ندا، و یا چشم پوشی بر آن است؟