آینه چون نقش تو بنمود راست

نرگس توسلیان
نرگس توسلیان

حمله به بی بی سی فارسی و پرسنل آن، امر جدیدی نیست. در گذشته نیز، این رسانه و پرسنل آن، تنها به جرم انعکاس اخبار برای جامعه ای محروم از گردش آزاد اطلاعات، مورد انواع و اقسام اذیت و آزار قرارگرفته بود. آزار آن ها با پخش پارازیت بر روی شبکه ماهواره ای این رسانه شروع شد و تلاش برای بستن راه ارتباط آنان با جامعه ایرانی و بعد تهدید و دستگیری کسانی که به نحوی ارتباطی با آنان داشتند و بعد از آن بود که بازی کثیف تهمت آغاز شد و بدترین و سخیف ترین اتهامات نثار کارکنان این دستگاه خبررسانی شد که در عین حال از سوی گروه های تندرو مخالف جمهوری اسلامی نیز متهم به جانبداری از حکومت تهران است.

اما اینک این بازی کثیف و خلاف انسانیت وارد دور تازه ای شده و بعد از انواع تهمت های مالی و اخلاقی به کارکنان جوان این شبکه، کار به تهدید و اذیت و آزار خانواده آن ها (از قبیل توقیف گذرنامه و تفتیش منازل) و حتی در موارد اخیر گروگان گیری از اعضای خانواده و دوستان پرسنل بی بی سی برای ضربه زدن به روند کاری شبکه خبررسانی کشیده است و یا حتی دعوت به همکاری با وزارت اطلاعات ایران.

البته که گروگان گیری اعضا و بستگان فعالان حقوق بشر و یا فعالین احزاب سیاسی، در دوره جمهوری اسلامی امر جدیدی نیست. پیشتر نیز، برای این که فعالان را تحت فشار قرار دهند، بستگان و نزدیکان آنان را دستگیر میکردند. از جمله میتوان به بازداشت خواهر و همسر شیرین عبادی ( برای به سکوت وا داشتنش او و جلوگیری از فعالیت های حقوق بشری افشاگرانه در مجامع بین المللی و به خصوص کمک وی به خانواده زندانیان سیاسی)، بازداشت دختر مهندس توسلی (برای فشار به وی برای منحل اعلام کردن حزب نهضت آزادی ) و بازداشت همسر محمد مصطفایی ( برای فشار به وی برای خارج شدن از مخفیگاه و سپردن جان خود به ماموران) و ده ها مورد دیگر اشاره کرد. اما، بی بی سی فارسی، نه یک فعال حقوق بشر و نه یک حزب سیاسی بلکه، رسانه ای است که تنها به شرح حقایق می پردازد برای مردمی که از ابتدایی ترین حق خود (دانستن اخبار و دسترسی به گردش آزاد اطلاعات) محروم مانده اند. و البته این از دید اقتدارگرایان گناهی بزرگ است.

مردم از خود می پرسند: این همه ترس و نفرت حکومت از یک رسانه، برای چیست؟ چرا حکومت تا این حد از این که مردم ایران به تماشای برنامه های بی بی سی بنشینند به هراس میفتد تا جایی که حتی به گروگان گیری نیز متوسل میشود؟ امری که، به وضوح بر خلاف قوانین ایران و تعهدات بین المللی دولت هاست ( کنوانسیون بین المللی علیه گروگان گیری که دولت ایران در تیر ماه ۱۳۸۵ بدان پیوسته ) چنین رفتاری را به شدت محکوم کرده است.

بینندگان تلویزیون بی بی سی فارسی می دانند که این شبکه به بهای رنجاندن برخی از مخالفان جمهوری اسلامی تا چه حد خود را به دو محور “بی طرفی” و “شفاف سازی” متعهد می بیند و ان را محور برنامه های خود ( خبر، تحلیل خبر، میز گرد و برنامه های فرهنگی) قرار داده است. مردم ایران می بینند و گاهی انتقادهایشان در بی بی سی منعکس می شود اما می دانند هنگامی که خبر رخ می دهد، این تنها شبکه ای است که به بررسی نظر هر دو سوی خبر و نظرها تمایل دارد؛ در تحلیل خبر و میزگرد های این شبکه که با عمر کوتاه خود به شدت اثرگذار است طرز فکرهای مختلف و حتی بعضا موافق و مامور جمهوری اسلامی حضور دارند. آن جا برخلاف صدا و سیمای جمهوری اسلامی کسی ممنوع التصویر نیست : از اصلاح طلب، چپ کمونیست، سلطنت طالب و مجاهد گرفته تا کرد و بلوچ و سنی و بهایی و سایر اقلیت های قومی و مذهبی، همه مهمانان برنامه هایش میشوند و فرصت پیدا میکنند تا نظرات خود را در مورد مسائل مختلف بیان کنند و یا نظرات دیگری را به چالش بکشند و یا سیاستی را نقد کنند.

و باز این مردم داوران نهائی هستند که می بینند صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران که بنایش را بر سانسور اخبار آزاد، نفرت پراکنی و حذف تفکر غیرخودی قرار داده است: سانسور در تمامی برنامه های آن ( از پخش خبر گرفته تا برنامه های اجتماعی و حتی فرهنگی ) به شدیدترین شکل ممکن جاری است. اخبار به تمامی به گفته مسئولان این دستگاه “دروازه بانی” یعنی تحلیل گذاری و جهت دهی می شود، هیچ خبر مخالف سیاست های حکومت بدون ناسزاگوئی به نویسندگان و سازندگان آن منعکس نمی شود.

مردم به خوبی می دانند و همین باعث رغبت شدید آن ها به شبکه های فارسی پخش شونده از خارج از ایران است، که صدا و سیما همانند یک دستگاه امنیتی کار می کند و با تمایل شدید به جناح افتدارگرا حتی بخش های دیگر درون حاکمیت را بی طرفانه منعکس نمی کند و همین اواخر در یک برنامه تمامی مدیران پیشین نظام و مذاکره کنندگان هسته ای را به جاسوسی متهم کرد که در نهایت با توضیح افشاگر دفتر مجمع تشخیص مصلحت نظام و نماینده ولی فقیه در کمیسیون امینت ملی روبرو شد. این افشاگری نشان داد که صدا و سیما حتی در درون نظام هم دست به یارگیری زده و بین جناح های داخلی هم بی طرف نیست چه رسد که در مجموع شبکه ای قابل اعتماد باشد.

مردم می دانند که از صدا و سیما جز ناسزاگوئی به دنیای آزاد و دموکراتیک چیزی پخش نمی شود و نمایندگان شبکه ازادانه در سراسر جهان به تهیه گزارش های یک طرفه مشغولند اما به شبکه های جهانی بی طرف مانند بی بی سی امکان بازگردن دفتر و داشتن نماینده ای در تهران نمی دهند.

همین اواخر رای یک دادگاه بربتانیائی درباره شبکه پرس تی وی متعلق به جمهوری اسلامی که در لندن آزادانه برنامه پخش می کرد و به سیاست های دولت بریتانیا می تاخت و حتی حمله یه سفارت آن کشور در تهران را با سروصدا و تبلیغاتی منعکس می کرد اما باز هم به کار خود ادامه داد تا زمانی که دیگر کاملا وابستگی خود را به شکنجه گران و بازجویان نشان داد و فیلم بازجوئی و اعترافات مازیار بهاری روزنامه نگار مشهور را پخش کرد و با شکایت وی فعلا در این شبکه بسته شده است.

 روندا بایرن، نویسنده استرالیایی در کتاب خود “راز” از “قانون جاذبه” یاد میکند، از قدرت جاذبه ذهن آدمی که مطابق آن هر آن ‏چه ذهن آدمی بدان فکر کند، به سوی آن نیز متمایل می گردد. این قانون بیانگر آن است که مشکل بسیاری ‏از مردم دنیا آن است که اکثر اوقات به موضوعاتی می اندیشند که ازآنها می ترسند و یا نمی‎ ‎خواهند برایشان ‏اتقاق بیفتد و بعد تعجب می کنند که چرا دقیقا همان ها برایشان اتفاق می افتد.‏ بایرن معتقد است ذهن آدمی آنچه را که بدان می ‏اندیشد به طور خنثی دریافت می کند و به آن طرف نیز کشیده میشود. به عنوان مثال، طبق قانون جاذبه، ذهن آدمی تفاوتی بین دو جمله “من از ‏اینکه دیر برسم بیزارم” و “من دوست دارم دیر برسم” قائل نمی گردد و در هر دو مورد، پیام “دیر ‏رسیدن” را دریافت می کند و در نتیجه آدمی را به سمت “دیر رسیدن” هدایت می کند.‏ قانون جاذبه نتیجه گیری می کند که چنانچه ضد فرد، مکتب و یا اندیشه ای هستید، بدترین کار ممکن آن است ‏که علیه آن فرد، حزب، مکتب و یا اندیشه سخن بگویید یا فعالیت کنید!‏‎ ‎درعوض، راه حلی که نویسنده کتاب ‏ارائه می دهد آن است که به سود آن مکتب یا اندیشه ای حرف بزنید که با آن مخالفید. بنابر قانون جاذبه ‏به جای آن که در تظاهرات ضد جنگ شرکت کنید، در تظاهرات به نفع صلح شرکت جویید. به جای آنکه بر ‏علیه تبعیض نژادی سخن بگویید، از برابری انسانها صحبت کنید. به جای اینکه کمپینی علیه فقر تشکیل دهید، جمعی برای تبلیغ به نفع “توزیع عادلانه ثروت” شکل دهید.

به این ترتیب و بر اساس نظریه نویسنده کتاب قانون جاذبه در بسیاری از انتخابات، افرادی که علیه آن ها بیشترین تبلیغات، توسط رقیبان صورت میگیرد، بیشترین آراء را هم کسب میکنند (بنا بر همین قانون خنثای بودن ذهن آدمی و در مقطع وسیعتر در سطح جامعه) و این را حتی به عنوان یکی از شگرد های تبلیغاتی میداند.

شاید موفقیت بزرگ شبکه فارسی زبان بی بی سی از تبلیغات منفی و فشارهای مداومی است که حکومت تهران بر این شبکه وارد می کند و خود مشوق مردم برای دیدن و شنیدن هر آن چه می دهد که از این شبکه پخش می شود. وگرنه چنان که مدیر بخش فارسی این شبکه اعلام کرده به قاعده اذیت و آزار کارکنان بی بی سی و خانواده آن ها علاوه بر این که بیتشر ماهیت حکومت جمهوری اسلامی را روشن می کند تغییری در سیاست های و پوشش خبری بی بی سی ایجاد نخواهد کرد. به زبان دیگر باید گفتد خود شکن اینه شکستن خطاست.