عقابها با عطر تخم مرغ آبپز!
سینما که نبود، بنگاه اتلاف وقت بود. تا زانو میرفتی لای پوست تخمههای سانس قبل تا به صندلیات برسی. تا مینشستی ده نفر دیگر میآمدند بالای سرت که اینجا جای من است. گاهی هم سر جا و و ردیف و صندلی کار به دعوا میکشید. دعوا …