خدا رحمتش کند، یک فامیل داشتیم که هر وقت با دوستانش جمع می شدند و شروع می کرد به پیشرفت علاقه عجیبی داشت، کودتا کند و مثل رضاشاه همه جا را بگیرد و هنوز بقیه در حال بست نشینی بودند که او تمام مملکت را جاده و تونل ساخته بود و هی فوت می کرد تا راهها باز …