فشار از عقب، کارتون از محسن ظریفیان علی هر وقت که طرف را میدید حتماً یک بدشانسی میآورد. نه او را میشناخت نه کارش را میدانست نه سوادش را نه هیچ چیز دیگری در مورد او. فقط یکبار شنیده بود که یک نفر از آنطرف خیابان صدایش کرده بود و اسمش کریم بود. …